عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
در خاورمیانه چه‌می‌گذرد؟ نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٢/٦/۱٤

سرمای روزگار (3)

سده‌یِ نوزدهم و بیستم با جنگ در اروپا آغاز شد. جنگ‌های ناپلئون بناپارت در آغاز سده‌یِ نوزدهم پایانی بر گمانِ رمانتیک «کشورگشایی» به روش سنتی بود. در سده‌یِ نوزدهم اروپا به سرعت صنعتی شد و از نظر فرهنگی هم ژانر «رمان» را به شکل گسترده برای خوانندگان جهان تقدیم کرد. در سده‌یِ بیستم جنگ اول جهانی (1914-1816) با پدیدار شدن سیستم سوسیالیستی در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به پایان رسید. سوسیالیسم روشی نوین برای حکومت، دولت و مردم طرح کرد. در سیستم سوسیالیستی، دولت مالکیت زمین، تکنولوژی و ارتش را در کنترل خود دارد و مردم نسبت به کارشان دارای مسکن، خوراک، بهداشت و تفریح می‌شوند. دستاوردِ شکوهمند سوسیالیسم در همگانی کردن آموزش، بهداشت و مسکن برای همه بود. پایان سده‌یِ بیستم با آغاز پدیده‌یِ «جهانی‌شدن» در اقتصاد، فرهنگ و تفکر همزمان شد. جهانی‌شدن به شکل یکسان‌سازی روش حکومت‌ها و شیوه‌یِ فکرکردن و همگون‌سازی فرهنگیِ جامعه‌های انسانی توسط دنیای سرمایه‌داری به سرکردگی ایالات متحده آمریکا تعریف شد. دگرگونی پیش آمده در دو سده‌یِ نوزدهم و بیستم در اروپا و امریکا چنان گسترده بود که زندگی انسان بر روی زمین شکل نوینی بخود گرفت. این شکل توین دارای ویژگی «فراوانی از هر چیز» و «نگرانی برای از دست رفتن هر چیز» آشکار شد. زندگی نوین در گسترش گسترده‌یِ راه‌ها و معماری شهرها آشکار شد. مردم جهان به دو گروه بسیار دارا و فقیر تقسیم شدند. مدرنیسم و گسترش بهداشت سبب یک‌شکل شدن مردم شد و آگاهیِ طبقاتی از گفتمان سیاسی محو شد. کشورهای مسلمان‌نشین دگرگونی در معماری و گسترش راه‌ها را پذیرفتند اما از نظر فرهنگی بدور از دگرگونی‌ها ماندند و تغییرات را با بدبینی، به‌آهستگی و ناگزیر پذیرفتند. از سال 1975 در کشورهای اسلامی هم حرکت‌های سیاسی برای بدست گرفتن حکومت آغاز شد.

کشورهای مسلمان در آسیا و شمال افریقا قرار دارند. ویژگی غالب این کشورها داشتن منابع گسترده‌یِ نفت، گاز و کانی‌ها است. ویژگی دیگرکشورهای اسلامی  آن است که مردم مسلمان به شکل سنتی وابستگی شدید فکری به رهبران دینی دارند. این وابستگی در کشورهای سنی در شکل انجام فروع دین به هدایت مفتی و در کشورهای شیعه به شکل تقلید ار مجتهد اجرا می‌شود. دین در کشورهای اسلامی چنان نهادینه شده که یک یا چند رهبر توانایی سازمان‌دهی و اداره‌یِ فکری مردم را دارند. گروه‌های اسلامگرا در کشورهای آسیایی و افریقایی کسب حکومت را بهترین راه برای بدست گرفتن سرمایه و منابع هنگفت کشورهای خود یافتند.

در سال 1979 در ایران روحانیون مسلمان قدرت سیاسی را بدست آوردند و حاکمیت مطلق خود را بر تمام نهادهای سیاسی، نظامی، مالی و اداری محکم کردند. حکومت روحانیون در ایران با جنگ هشت ساله و تحریم‌های دنیای سرمایه‌داری دچار دشواری‌های فراوان شد. جنگ عراق با ایران سبب استحکام حکومت دینی در ایران شد، اما تحریم‌های اقتصادی دشواری‌هایی را پدید آورد. روحانیون در موقعیت‌های گوناگون مردم را به خیابان‌ها کشاندند تا بنیادِ مردمی حکومت خود را به نمایش بگذارند. سکولاریسم نیز آرام‌آرام در میان درسخوانده‌ها گسترش یافت  و پس از انتخاب رئیس جمهور در خرداد سال 1388 بزرگترین چالش را برای حکومت اسلامی پدید آورد.

 با آغاز سده‌یِ بیست‌ویکم حاکم ساختن اصول بنیادین اسلام بر روش حکومت فضای سیاسی کشورهای مسلمان‌نشین را فرا گرفت. آموزش‌های شفاهی روحانیون و مفتی‌ها سرانجام از باور مردم به خیابان‌ها کشیده شد و مردم در پی ساختن بهشت موعود اسلامگرایان به میدان آمدند. دین با سیاست پیوند خورد و فضای اسلامگرایی چنان گسترده شد که صدام حسین نیز در سال 1998 دستور داد در وسط پرچم عراق «الله اکبر» بنویسند. جوانان رانده شده، مردم نادیده گرفته شده و درس‌خوانده‌های میانه فرصت یافتند در حکومت به عامل تعیین‌کننده تبدیل بشوند. در افغانستان گروه‌های جهادی اسلامی و سپس گروه واپسگرای طالبان مدتی حکومت را بدست گرفتند. این گروه‌ها را روزگاری ایالات متحده امریکا برای رویارویی با اتحاد جماهیر شوروی تشکیل داده بود. امریکا سرانجام ناگزیر شد در هفتم اکتبر سال 2001 با لشکرکشی به افغانستان این گروه‌ها را از میان بردارد. حمله ارتش امریکا به عراق در بیستم مارس سال 2003 روزگار جدیدی را برای خاورمیانه پیش کشید. نیروهای امریکایی در سیزدهم دسامبر سال 2003 صدام حسین را دستگیر کردند. نمایش آزمایش دندان‌های صدام توسط سرباز امریکایی در شبکه‌های اجتماعی پایانی بر اسطوره‌یِ دیکتاتورهای مورد ستایش مردم عوام عرب‌زبان بود. گروه‌های کوچک اسلامی به میدان سیاست وارد شدند و روزگار حکومت فردهای ویژه بر کشورهای عربی به پایان رسید.

موج اسلامخواهی و تشکیل حکومت اسلامی خاور میانه و شمال افریقا را فرا گرفت. این حرکت‌ها با عنوان‌های «بهار عربی» در دنیا نامگذاری شد و در گفتمان حکومتی ایران آن را «بیداری اسلامی» نامیدند. در تونس حرکت پس از دو روز به خواست خود رسید و سیاست‌مداران مهاجر و تنهامانده در داخل فرصت یافتند در سازماندهی شکل نوین حکومت شرکت کنند. جنبش مردم لیبی با راهپیمایی‌های خیابانی، شورش و نافرمانی‌ مدنی در برابر حکومت لیبی و رهبر آن، سرهنگ قذافی از ۱۳ ژانویه ۲۰۱۱ میلادی آغاز شد. این جنبش از روز ۱۷ فوریه ۲۰۱۱ میلادی به شکلی گسترده‌تر درآمد و با برخوردهای خونین و خشونت‌آمیز حاکمیت با مردم شورشی روبه‌رو شد. شورای امنیت سازمان ملل متحد با تصویب دو قطعنامه، منطقه‏ی پرواز ممنوع در لیبی ایجاد کرد و اجازه‌یِ حمله‏ی هوایی نیروهای ناتو به خاک لیبی برعلیه دولت قذافی داده شد. سحرگاه 22 اوگوست 2011 (۳۱ مرداد ۱۳۹۰) مخالفان توانستند وارد طرابلس شوند. سرانجام در ۲۸ مهرماه ۹۰ سرت آخرین پایگاه معمرقذافی سقوط کرد و معمر قذافی کشته شد.

گروه اسلامگرای «انصار» مدت یازده ماه در شمال مالی کشور اسلامی درست کرد. این گروه با حمایت کشورهای خاورمیانه شهرهایِ بزرگ مالی در شمال را اشغال کرده بود و قوانین اسلامی را در میام مردم فقیر اجرا می‌کرد. دهم ژانویه 2013 نیروی هوایی و سربازان فرانسه به بخش شمالی مالی حمله کردند و به سرعت اسلامگرایان انصار را از بخش شمالی مالی راندند. مردم آزاد شده با شادی و آواز به پیشواز سربازان فرانسوی می‌رفتند. یادگار یازده ماه حکومت اسلامی در شمال مالی خاطراتی زشت از شلاق‌زدن، سنگسار کردن و تیرباران مردم در میدانگاه‌های عمومی شهرهای دوئنزا، موپتی، گائو، تومبوکتو و کونا بود.

حرکت اجتماعی در مصر شکل پیچیده‌ای داشت. حسنی مبارک به سرعت کنار گذاشته شد و اخوان‌المسلمین جانشین حاکمیتِ تکنوکرات‌ها و نظامیان شد. در یک سال حکومت اسلامی، یک‌سو‌نگری و کنترل تمام نهادهای سیاسی، اجتماعی و مالی توسط مسلمانان تندروی اخوان‌المسلمینی سبب شد در سالگرد انتخاب محمد مرسی مردم مصر باری دیگر به خیابان‌ها بریزند و به کمک ارتش حکومت اسلامی را برچینند. اخوان‌المسلمن در یک‌سال حکومتِ ننگینِ خود بر مصر تمام دستاوردهای تبلیغاتی سال‌های فراوان را بر باد داد.   

«بهار عربی» یا «بیداری اسلامی» در کشور سوریه با چالش بین‌المللی روبرو شد. گروه‌های گریخته از ارتش ملی سوریه «ارتش آزاد سوریه» را شکل دادند و به نبرد مسلحانه با ارتش پرداختند. قدرت گرفتن ارتش آزاد و پس‌نشینی حکومت بشار اسد مناطق بزرگی از سوریه را بدون قدرت حاکم رها کرد. به سرعت گروههای اسلامگرا از خاورمیانه راهی سوریه شدند. گروه النصره، گروه عایشه، جنگجویان وابسته به سازمان القاعده در مناطق آزاد شده از استبداد خانواده‌یِ اسد به مبارزه پرداختند. بهار عربی یا بیداری اسلامی در سوریه به جنگ داخلی تبدیل شد. حکومت استبدادی با تمام توان نظامی از زمین و هوا به بمباران و کوبیدن شهرها پرداخت. در سه سال بیش از سه میلیون انسان درمانده از کشور گریختند و در اردوگاه‌های پناهندگان ساکن شدند. کشورهای لبنان، ترکیه و اردن پذیرایِ بیشترین پناه‌جویان شد. گروهی از مردم کرد از سوریه وارد شمال عراق شدند. نبرد سوریه قدرت‌های بزرگ را به میدان کشاند. ایالات متحده امریکا، روسیه، چین، ایران، عربستان، اردن، قطر، ترکیه، لبنان، عراق و اسرائیل هر یک بر پایه‌یِ منافعی ویژه در ادامه‌یِ جنگ در سوریه نقش دارند. سوریه به ویرانه‌‎ای تبدیل شده است. در سوریه زندگی انسان‌ها به تمامی فراموش شده است و گفتمان سیاسی کشورهای دیگر بر فضای سیاسی سوریه حاکم شده است. امریکا ادامه‌یِ جنگ در سوریه را خواستار است تا با نبرد کامل شیعه – سنی در سوریه مفهوم حکومت اسلامی را معادل جنگ در گفتمان همگانی مردم جهان قرار دهد. همچنین، با جنگ شیعه – سنی مردم را از جنبش‌های اسلامی رویگردان نماید. روسیه نگران است که سقوط حکومت بشار اسد سبب شود نیروهای ناتو پایگاه‌های خود را در سوریه برپا کنند و خطر را به یک قدمی روسیه بکشانند. کشورهای عربستان، اردن و قطر در تلاش هستند حکومت شیعه‌یِ علویِ حاکم را از میان بر دارند. اسرائیل مایل است جنگ همچنان ادامه یابد تا خود رها از توجه جهانی، به گسترش نفوذ خود در سرزمین‌های فلسطینی ادامه دهد و ساختِ شهرک‌های اسرائیلی در سکوت خبری دنبال شود. ترکیه در پی ایجاد حکومتی به سبک سیستم سیاسی خود در سوریه است. لبنان مایل به ادامه‌یِ جنگ داخلی در سوریه نیست، زیرا نگران گسترش فضای جنگ سوریه به لبنان است. کشور زیبای سوریه، یادگار خلیفه‌های اسلامی و امپراطوران رُم توسط حکومت خود و نیروهای جنگنده به ویرانه‌ای تبدیل می‌شود. مردم سوریه از خانه‌های خود می‌گریزند و بیچارگی خود در اردوگاه‌های پناهندگان سازمان ملل را با انتظار حمله‌یِ هواپیماهای ناتو به سوریه فراموش می‌کنند. حکومت استبدادی خانواده‌یِ اسد بر سوریه سبب شده حزب‌های سیاسی و حتا شخصیت‌های تاثیرگذار هم در سوریه یافت نشود تا در روز بارانی چاره‌ای برای بحران پیدا کنند.

در پاکستان، افغانستان، نیجریه، کنیا، سومالی، کشمیر و بحرین گروه‌های اسلامی تلاش دارند خود را به حکومت برسانند. در عراق انفجار اتوموبیل‌های بمب‌گذاری‌شده به روزمرگی زندگی مردم تبدیل شده استو هر روز دهها انسان درمانده کشته ‌می‌شوند و در دنیای سیاست کشمکش بین گروه‌های شیعه و سنی در جریان است. پاکستان هم چنان وضعی دارد.

مردم کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا دچار تردیدهای فراوانی هستند. مردم در انتخاب بین «اسلامگرایانِ شیعه یا سنی» و «سکولارهای توانمند و مورد حمایت جهان سرمایه‌داری» گرفتار تردید تاریخی شده‌اند. این تردید در انتخاب سیاسی مانند تردید گسترش یابنده‌ی هملت شکسپیر در دنیای ادبیات است. هملت در تردید بین گذشته و نو، حقیقت و واقعیت، سخن و عمل، همفکران و دگراندیشان رویدادها را تا جایی کشاند که تمام دانمارکی‌ها شکست خوردند و سرانجام فورتینبراس رسیده از کشور نروژ بر تخت حکومت دانمارک نشست. من بر تکرار چنین واقعیت تلخی در کشورهای خاورمیانه نگرانم.      

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب