عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
دو سالگی آندیا نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩۳/۱۱/٥

زمین، سرشتگاه بودنی است

برای دومین سالگرد تولد آندیا

آندیا، دوسال بر روی زمین خرامیدی و رامیدی. در روزهای زیستن بر روی زمین حس‌هایت گسترش یافتند و چیزهای جهان پیرامون را تا حدی شناختی و شروع به تکرار نام‌ها کردی. اینک نامِ قراردادی بسیاری از پدیده‌های پیرامون خود در روی زمین را می‌شناسی و توانایی شگفت‌انگیزت در کاربرد سبکِ زبانِ نوشتاری را آشکار می‌کنی. سخن‌گفتن تو گاهی چنان از سبک و سیاقِ نوشتار پیروی می‌کند که سبب شگفتی همه می‌شود. این شگفتی همگان در واکنش به ترا بسیار دوست دارم. آندیا، تو سخن می‌گویی و با سخن می‌توانی طبیعت و جامعه را در برابر میل و نیازِ خویش رام کنی.

آندیای نازنین، سالگرد تولد تو در زمانی است که از روی عادت زمینِ زادگاه تو باید زیر پوششی از برف پنهان باشد. زادگاه تو آذربایجانِ کوهستانی است. آذربایجان پیوندگاه رشته‌کوه‌های البرز و زاگرس است. روزگاری در زمستان‌ها برف بسیار سنگین می‌بارید. بلندای کوه‌ها، بادهایِ نیرومند و پرواز ابرهای برآمده از دریای مدیترانه سبب بارندگی باران و برف فراوان بر کوهستان‌های آذربایجان می‌شد. از نیمه‌های پاییز و تمام درازنای زمستان آسمان یک‌سر تیره از پشته‌پشته ابر می‌شد و برف، نه‌چندان پیاپی، اما سنگین می‌بارید. وزشِ بادها برف‌ را جابجا می‌کرد، تپه‌ها و دره‌ها هموار می‌شد و تماشای زمین یکدست سفید و هموار چشم‌نواز بود. دوست داشتم امسال با بارش برف برایت آدم‌برفی بسازم تا از دوری تو چشمانش اشکبار گردد. آندیا، امروزه اشکریزان را باید تنها در چشمان آدم برفی‌ها و رُبات‌ها دید. در چشمان آدم‌ها آبی برای ریختن نمانده است.

امسال، 1393، زمستان به این بخش از خاک زمین نیامد. نیمه‌های پاییز رنگ آسمان نیلی شد، بسرعت تیره گشت و همچون سپری آهنی، گنبدی روی زمین پدید آمد. گنبد آهنی زلالی خود را باخت و کدر شد. دیگر آسمان نگاه را نوازش نکرد و دیگر کسی از تماشای آسمان به وجد نیامد. آسمانِ عبوس بالایِ زمین آویزان ماند و بادی هم نوزید تا گردش اطلسیِ ابری شاعری را به سرودن کشاند و گیاهی در زمین حرکتی نماید. دی‌ماه زمین زیر لایه‌ای از چربِ سیاه و دود پنهان مانده و کسانی همچنان چشم به آسمان دارند تا ریزش باران زمین را از آلودگی مدرنیته پاک نماید. آندیا، امروزه طبیعت زیبا قربانی سودجویی انسان ‌شده است. انسان‌هایی اندک زمین و تمام دارایی آن را بسود خویش ویران می‌کنند. آندیا، طبیعت در زیر چرخ‌هایِ تکنولوژی انسان در هم می‌شکند.

در میان خود انسان‌ها هم کشاکش قدرت همچنان ادامه دارد. در تونس و مصر مردم از کرده‌یِ خود پشیمان شدند و افراد مانده از حکومت‌های پیشین را با انتخابات به حکومت برگرداندند. آنها زود دریافتند که گروه‌های اسلامگرا تونایی اداره‌یِ حکومت را ندارند. در سوریه نمایشی از قدرت کشورهای روسیه، ترکیه، ایران، امریکا، اسراییل، عربستان و قطر در جریان است. در اوکراین دنیای سرمایه‌داری به سرکردگیِ ایالات متحده امریکا مردم را به چند بخش تقسیم کرده‌اند و جنگی داخلی راه انداخته‌اند. در منطقه‌ای که ما هستیم، جنگی مذهبی در جریان است. در عراق و سوریه سنی‌ها «دولتِ اسلامی» شکل داده‌اند. پرچمِ سیاه دورانِ خلافت عباسیان را باری دیگر بر روی زمین برافراشته‌اند. در نیجریه گروه «بوکوحرام» نیز در پی تشکیل حکومت اسلامی است. جنایتکاران بوکوحرام کشتار انسان‌ها را روشی برای رسیدن به قدرت پنداشته‌اند. در یمن شیعیان یمنی با نامِ قومیِ «حوثی‌ها» در پی تشکیل حکومت اسلامی هستند. آنها فریبکاری و سیاست‌بازی را پیشه‌یِ خود ساخته‌اند. در بحرین شیعیان برای رسیدن به قدرت روش‌های گوناگونی را آزمایش می‌کنند. آن‌ها هیچ خواسته‌یِ اقتصادی یا برنامه‌یِ اجتماعی برای بهبود زندگی مردم ندارند. تنها می‌خواهند دارایی کشور را در کنترل خود داشته باشند. در افغانستان، پاکستان، اردن، لبنان و چچن گروه‌هایی با نام اسلام آرامش جامعه‌های انسانی را برمی‌آشوبند تا بی‌قانونی دوران بسیار گذشته‌یِ عربستان را در سده‌یِ بیست‌ویکم اجرا کنند. آندیایِ نازنینِ من، قوانین تمام این گروه‌های قدرت‌طلب در همه جا با کشتار و شکنجه‌یِ زنان، کودکان و مردان آغاز می‌شود و معنا می‌یابد. گویی در خاورنزدیک گروه‌هایی بپا خاسته‌اند  تا مجموعه قوانینی بنام اسلام را برای سرکوب زنان تنظیم کنند. گفتمان «بیداری اسلامی» به سود قدرت‌جویان و به ویرانی زندگی مردم بیچاره و درمانده همچنان گسترش می‌یابد.

آندیای زیبای من، در میان آشوب‌های زمانه کارهای انسانی هم هنوز جریان دارد. در میان میلیون‌ها انسان، یگانه مردان و زنانی هم همچنان برای گسترش آگاهی در میان مردم تلاشی جانکاه دارند. سال 2013 خانم آلیس مونرو از کانادا جایزه نوبل در ادبیات دریافت کرد. این انسان هشتادوسه ساله تمام زندگی خویش را در نوشتن داستان برای انسان و پیوندهای انسانی سپری کرده است. مونرو و نویسندگان بسیاری وجود خویش را پاره‌پاره می‌سازند تا فاصله‌یِ فکری انسان‌ها را پر نمایند. هر کتاب پلی است که نویسنده‌ای می‌سازد تا انسانی با گذر از آن به انسانی دیگر به پیوندد. هر کتاب چادری است که انسان‌های خواننده زیر آن گرد می‌آیند تا با روش اندیشیدن یکسان از سرمای روزگار و گزند نادانی در پناه باشند. گروه‌های کوچکی نیز همواره ویرانی طبیعت را فریاد می‌کشند تا انسان‌های بیچاره را به اتحاد ناگزیر سازند. آنها نیک می‌دانند که تنها با اتحاد مردم می‌توان قدرت‌خواهان و سودجویان را از «گمان برتری خود و ویرانی طبیعت به سود خویش» دور نمایند. در سالِ گذشته نشاندن یک ماهواره روی یک ستاره‌یِ دنباله‌دار نیز سبب پدیداری هیجانی شدید شد. ستاره با سرعت یکصدوپنجاه کیلومتر در ساعت حرکت می‌کرد که ماهواره روی ستاره نشست. آندیا، چنین کارهای افرادی یگانه در فکر تمام مردم شوق برمی‌انگیزد و مردم به رهایی طبیعت و جامعه از چنگِ سودجویان، قدرت‌یابان، دین‌بازان و خرافه‌گستران امیدوار می‌شوند. مردم به رسیدن زمانی امید می‌بندند که گروهی انسان نادر با بکارگیری دانشمندان و اندیشمندان عدالتِ اجتماعی را در زمین برقرار خواهند کرد. یقین دارم که سرانجام نجات انسان بدست خود انسان و به رهبری انسان‌های نادر و انساندوست انجام خواهد شد.  

شمردن روزها و سال‌های زندگیِ تو برای من به یک سرگرمیِ زیبا تبدیل شده است. روزها چون باد درگذرند و چند روزی از سال با کارهای تو نشان‌گذاری می‌شود. روزی که راه رفتن را آغاز کردی در پایان یکسالگی‌تو بود. با حرکت تو فاصله‌ها معنا یافت و فاصله‌ها مفهوم مکان را پدید آورد. تو از مکانی به مکان دیگر رفتی. تابستان به پارک رفتی و نشستن روی تاب و سرسره‌یِ پارک را آموختی و هیجانِ سرعت را تجربه کردی. سپس ناگهان واژه‌یِ «خرید» را تکرار کردی. آنگاه پدیده‌یِ شگفت و این‌زمانیِ «پول» پیدا شد. هنوز درنمی‌یابی که «پول» جانشین خدای دنیای سنتی شده و سرنوشت و روزگار هر کسی را پول تعریف می‌کند. معیار ارزش‌گذاری زمین، کوه، جنگل، رود، آب، روشنایی، دوستی‌ها، خوراکی، پوشاک، خانه‌، ماشین و حتا رفتارهای انسان نیز با همان پول سنجیده می‌شود. در دنیای مدرن، خدا به شکل پول برای بشر آشکار شده است.

آندیای نازنینِ من، آگاهی و آموزش آگاهی نیز پیرو پول شده و امروزه آگاهی ارزشِ‌کاربردی ندارد، بلکه ارزش آگاهیِ هرکسی با مدرک دانشگاهی او سنجیده می‌شود و هر گونه مدرک دانشگاهی هم با پول خریده می‌گردد. دیگر کسی به گستره‌یِ آگاهی فراچنگ آمده از آموختن فکر نمی‌کند. مدرک‌های دانشگاهی در شکلِ زینتی و به عنوان «ارزشِ نشانه‌ای آگاهی» ابزاری برای بالا یردن گمانِ دیگران از دارنده‌یِ مدرک است. دیگر کسی از دارنده‌یِ مدرک دانشگاهی درخواست راهنمایی و یا آگاهی ندارد. همه‌یِ پندارها، پدیده‌ها و خود زندگی در راه فراهم کردن پول زیاد بکار می‌روند. آندیا، امروزه تو پول را می‌شناسی و ناگزیر آرام آرام به قدرت شگرف آن پی می‌بری.   

آندیای نازنین من، طبیعت و انسان هنوز پایدار هستند. هنوز می‌توان در کوهستان‌ها سنگ‌های رنگی، خاکِ سیاه، گیاهان کوهی و انسان‌های جستجوگری را یافت. هنوز می‌توان در دره‌ها باریکه‌های جویِ آب، گستره‌های گیاه، گلبوته‌های رنگارنگ، پشته‌پشته گیاه خشکیده و گاهی روباهی، خرگوشی، خزنده‌ای و یا حشره‌ا‌یِ را تماشا کرد. ما در سرزمین خود طبیعت را ویران کرده‌ایم، اما در سرزمین‌های دیگر طبیعت همچنان زیباست و انسان تلاشی درست در گسترش آن دارد. در سفر آبان ماه‌تان به جزیره‌یِ پوکت در تایلند، نگاه تو و سعید و پریوش، پدر و مادرت، روی زیبایی دریا و کوه و جنگل و انسان چرخی ستایش‌آمیز داشت. در فیلم‌ها و عکس‌هایتان زیبایی طبیعت و زیبایی نگاهتان را آشکار دیدم. در بسیاری از سرزمین‌ها چنان زیبایی همچنان پایدار است و می‌توانیم به گسترش آن امیدوار باشیم. در سرزمین ما مردم گرفتارِ گفتمانِ سیاسی شده‌اند و ویرانی طبیعت را درنمی‌یابند. در سرزمین‌های دیگر طبیعت و زیبایی زندگی برقرار است و تو خواهی توانست از تماشایِ طبیعت سرزمین‌های دور لذت ببری. زمین بسیار گسترده است و بشر توان ویرانی کامل آن را ندارد. آندیا من به پایداری طبیعت یقین دارم و دوست دارم روزی تو درستی یقین مرا با تماشای طبیعتی زیبا و بی‌پایان شاهد باشی.

آندیایِ زیبای من، سخنِ این‌سال را با گفته‌یِ تکراریِ خود تو تمام می‌کنم: بفرمایید بخوانید.

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب