عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
جنگل‌های ایران نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٤/٥/٢٠

آتش‌سوزی در جنگل‌های ایران

ایران در منطقه‌یِ نیمه‌خشک جهان است. ناحیه‌های مرکزی، شرقی و جنوبی این سرزمین به تمامی خشک است. سیستان، بلوچستان، خراسان، یزد، کرمان، بخش‌های بزرگ استان فارس، خوزستان و اصفهان خشک هستند و تنها کوشش جانکاه کشتکاران قسمت‌هایی از این منطقه‌ها را مدت زمان کوتاهی سبز می‌کند.  بخش شمال، یا همان گیلان و مازندران و قسمتی از شمالِ خراسان، پوشیده از جنگل، کشتگاه و چمنزار است. آذربایجان، کردستان، لرستان، کرمانشاه، ایلام و کهکیلویه و بویراحمد هم کوهستانی هستند. بخش‌هایی از کردستان و لرستان نیز با جنگل‌های زیبایی پوشیده شده است.

روزگاری در زمستان‌ها برف سنگینی در منطقه‌های کوهستانی می‌بارید. برف در جاهای دور از تابش مستقیم آفتاب در کوهستانها سراسر سال می‌ماند. باران‌های بهاری کوهستان‌ها و چمنزارها را زیر پوششی از چمن و گیاهانِ شگفت و گلهایِ تماشایی پنهان می‌کرد. آب از چشمه‌های نامداری جاری بود و رودخانه‌هایِ بزرگی در میانگاه کوهها جاری می‌شد. رودهای ارس، جغاتی، تَتووی، کارون، کرخه، زاینده‌رود، اترک و دریاچه‌های اورمیه، بختگان، قم و تالاب‌ها و آبگیرهای فراوانی در این سرزمین چشمان بیننده را نوازش می‌کرد. کوهها جایگاه زندگی جانوران فراوانی بود. در کوههای پوشیده از سبزه و درختِ ایران پستاندارانی چون روباه، گرگ، گراز، خوک، کلمیش، قوچ، بزِکوهی، مارال، آهو و خزندگانی چون مار، مارمولک، سوسمار و لاک‌پشت و پرندگان بیشماری زندگی می‌کردند. صدای گنجشک، بلبل، سِره، کلاغ، بلدرچین، زاغچه، هدهد، باغری‌قره، کبک و شاهین در سراسر روز شنیده می‌شد. طبیعت و اجتماع انسانی در همکاری و ترازِ مناسبی زندگی می‌کردند. انسان‌ها کار می‌کردند و معیار اجتماعی انسان‌ها برای قضاوت درباره‌یِ دیگران «کار» بود. طبیعتِ دارا نیازهای زندگی انسان را در اختیار او می‌گذاشت. انسان نگاهبان طبیعت بود.

با گسترش مدرنیسم و افزایشِ ناگهانی جمعیت، بحران در اجتماع و جغرافیای ایران همزمان پدیدار شد. مصرف‌گرایی، بزرگترین ویژگی مدرنیسم، در ایران به سرعت گسترش یافت. همزمان با رقابت برای مصرفِ  بیشتر، کوشش برای نابودی طبیعت نیز آغاز شد. مصرف‌گرایی در دهه‌یِ پنجاه خورشیدی (دهه‌یِ 1970 میلادی) آغاز شد و میزان و روشِ مصرف‌کردن به یک معیار اجتماعی تبدیل شد. کسانی که مصرف بیشتری داشتند به عنوان دارندگان جایگاه برتر اجتماعی شناخته شدند. کار کردن و تولید به فراموشی سپرده شد و دلالی و مصرف تنها روش زندگی و داشتن پول زیاد تنها هدف زندگی شد.

دگرگونی سیاسی ایران در سالِ 1357 مصرف‌گرایی را شتاب بیشتری بخشید. صف‌های بسیار طولانیِ شهروندانِ ایرانی برای گرفتن نفت، مواد خوراکی و وسایل زندگیِ شهری و سپس مصالح ساختمانی برجسته‌ترین نمودِ مصرف‌گرایی فزاینده در سال‌های نخست حاکمیتِ «حکومتِ جمهوری اسلامی ایران» بود. برجستگیِ گفتمان جنگ و نابودیِ هر گفتمان دیگری در ده سال نخست حکومتِ اسلامی سبب شد مردم روش‌های مدیریت زندگی در دوران مدرن را فرانگیرند. مصرفِ بی اندازه و دندان تیز کردن برای فراهم آوردن پول بیشتر ویژگی اجتماعی زندگیِ مردم ایران شد. بزودی افرادی دریافتند که با نزدیک شدن به نهادهای حکومتی می‌توانند بهره‌یِ فراوانی به چنگ آورند. اندک اندک قشر پولدار سیاستمدار پیدا شد. دگرگونیِ معماری در دهه‌یِ هفتاد خورشیدی (دهه‌یِ 1990 میلادی) بیشتر در راستای سودجویی افرادی ویژه آغاز و گسترش یافت. تمام این دگرگونی‌ها و کشاندن مردم به پشتیابانی از مبارزه‌یِ سیاسی حکومت در گستره‌یِ جهانی سبب دور شدن مردم از توجه به نیازهای خردمندانه‌یِ انسان و فراموش‌کردن آینده در چشم‌انداز همگانی شد.

دگرگونی‌های سیاسی و اجتماعی سبب افزایش شکاف طبقاتی در میان مردم شد. دسترسی یکسانِ تمام مردم به رسانه‌هایِ همگانی گمانِ مردم از جایگاه مالی و اجتماعی خود و آگاهی طبقاتی آنها را دچار پریشانی کرد. پوشیدن لباس یکسان، اودوکلن یکسان و آرایش یکسان تفاوت طبقاتی را پنهان کرد و مردم طبقه‌یِ فقیر را در یک فریبِ تاریخی گرفتار نمود. مردم فریب خورده خود را با افراد طبقات بالا همسان پنداشتند و کارهای آنها را پی‌گرفتند. سفر کردن یکی از پی‌آمدهای این فریب تاریخی است.

سفر افراد طبقات پایین شکل ویژه‌ای دارد. افراد این طبقه پول چندانی ندارند که شب‌ها را در هتل‌ها و مهمانسراها بگذرانند. آنها در کنار جنگل‌ها، پیاده‌روها، چمنزارها و هر کجایِ هموار زمین چادر می‌زنند و آتش روشن می‌کنند تا خوراکی فراهم آورند. این گروه هنگام رهسپار شدن به جای دیگری همه جا را به آتش می‌سپارند. بخش بزرگی از آتش‌سوزی در جنگل‌های ایران نتیجه‌یِ ذوقِ شبانیِ مردم فقیر به آتش‌افروزی است. حکومت باید درباره‌یِ کم‌کردن روزهای تعطیل بسیار زیاد در سال فکر بکند. در تعطیلات میانه‌یِ خرداد 1394 در چهارسوی ایران جنگل‌ها گرفتار آتش بود. جنگل‌های بلوط لرستان نابود شد. بخش اندکی از آتش سوزی‌ها را نیز کسانی برای تبدیل جنگل به زمین‌های کشت و ویلاسازی انجام می‌دهند.

سوزاندن جنگل‌های ایران کاری بسیار وحشتناک است. آتش‌سوزی جنگل‌ها در ایران با ایالات متحده امریکا و استرالیا و کانادا تفاوت بنیادین دارد. در آن کشورها میلیاردها هکتار جنگل وجود دارد. همچنین، حکومت‌های آن کشورها برنامه‌ای برای بازسازی جنگل دارد. در کالیفرنیا هر سال آتش‌سوزی روی می‌دهد، اما بزودی درختان مناسب‌تری کاشته می‌شود. در ایران حکومت گرفتار کشمکش‌های سیاسی است و زمانی برای پرداختن به جنگل و محیط و طبیعت و آینده ندارد. مردم سازمان‌نیافته نیز نمی‌توانند دست به کار شوند. سازمان‌یافتگی مهمترین نشانِ آگاهی اجتماعی مردم یک سرزمین است. مردم باید در حزب‌ها، سازمان‌ها، نهادها و گروه‌ها سازمان‌دهی شوند‌ تا در شرایط بحران بتوانند کاری انجام دهند. از سوی دیگر، حکومت نیز باید ابزار مناسب، مانند هلی‌کوپتر، هواپیما، ماشین‌های آتش‌نشانی و منابع آب کافی برای خاموش‌کردن آتش فراهم نماید.

در این «سرزمینِ سیاست‌زده» رودخانه‌ها خشکیدند، دریاچه‌ها نابود شدند، کوه‌ها و تپه‌ها به معدن‌های پول تبدیل و ویران شدند، باغ‌ها برای خانه‌سازی به سودجویان داده شد، گردنه‌ی زیبای حیران و دهها گردنه‌یِ دیگر به ویلانشینان واگذار شد. آبی نماند و جنگلی نخواهد‌ماند. از طبیعتِ زیبا با جانوران، خزندگان و پرندگانش تنها خاطره‌یِ کم‌رنگی در نوشتارِ نویسندگان و سخنِ سالخوردگان باقی می‌ماند. همه چیز از هم می‌پاشد و گویی خود، ناآگاهانه، کوشش می‌کنیم محیط زندگی خود را به بیابانی خشک تبدیل نماییم. بزودی ایران از منطقه‌هایِ ‌خشک جهان قرار خواهد بود. هواپیماها می‌توانند بخشی از مردم را برای تفریح به ترکیه، قبرس، دوبی، تایلند، مالزی و اورپا ببرند، اما نمی‌توانند هشتادمیلیون نفر را جاکن کنند. مردم ناچار هستند در همین سرزمین بمانند و ناچار هستند از طبیعتِ باقی مانده نگهداری کنند. مردم باید بیاد داشته باشند که نبود طبیعت زیبا و دور شدن مردم از طبیعت نگرانی، هیجان، بیماری و آشفتگی پدید خواهد آورد.

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب