عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
مردم در جهان امروز نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳۸۸/۱٢/٤

واژه یِ «مردم» در رسانه‌های جهان امروز بسیار تکرار می‌شود. مردم به گروه‌هایِ  نامشخصی از افراد گفته می‌شود که براساسِ ضرورتی مورد توجه دولت‌ها قرار می‌گیرند. دولت ها خود را گاهی نماینده‌یِ مردم و زمانی خود مردم معرفی می‌کنند. در این معامله‌یِ بی سود، مردم هرگز نمی‌دانند که با نامِ آنها چه بازیِ تلخی انجام می‌شود. نمونه‌های آشکار و پنهان این بازی با نام مردم در جهانِ امروز بسیار فراوان است. مردم   زلزله‌زده‌یِ هائیتی نیازمند کمک هستند. گستره‌یِ نیاز چنان گسترده است که آنها ناچار هستند دست نیاز به سویِ هر گروهی دراز کنند و هرگز نمی‌دانند که گروههایِ کمک‌کننده نمایندگان دولت‌ها هستند. دولت‌ها هم برای محکم کردن جای پای خود در هائیتی ناچار هستند هزینه‌ای را بپردازند. مردم نیز باید سال‌ها و شاید سده‌ها بر مقررات و قوانین آن دولت‌ها گردن نهند. اندوهناکی شرایط هنگامی دریافته می‌شود که بدانیم مردم هرگز نمی‌دانند به چه بازیچه‌ای تبدیل شده‌اند.

امروزه دولت‌ها بسیار قدرتمند شده‌اند. دولت‌ها با قدرت و ثروت بی‌حد و بی‌حساب، خود را در مقامِ خدایان سرنوشت در دنیایِ باستان قرار می‌دهند و مردم به این پندار می‌رسند که سرنوشت آن‌ها در اختیار دولت است. این پندار بر پایه‌یِ تجربه‌یِ تاریخی ساخته می‌شود. هنگامی‌که تمام زندگی مردم را دولت کنترل و هدایت می‌کند، مردم ناگزیر به ازلی و ابدی بودن دولت می‌اندیشند و دولت را پدیده‌ای جاودان می‌پندارند. بی‌چارگی مردم و وابستگیِ شدید آنها به دولت از نظر کسب پول عواملی هستند که مردم خود را تسلیم دولت به‌پندارند و از دولت حاکم در کشور خود حمایت نمایند. این وابستگی همواره از طرف دولت تشدید می‌شود. دولتِ ایالات متحده مردم خود را در هراس همیشگی از تروریسم نگه می‌دارد و خود را پشتیبانِ مردم می‌شناساند تا مردم فرزندانِ خویش را برای خدمت در ارتش به دولت بسپارند و چشم امید به کمک‌های دولت بدوزند. کمک هم تنها از طرف دولت ممکن است زیرا پول و دارایی کشور به تمامی در دستِ دولت است. این فرمول با اندک تفاوت‌هایی در تمام کشورها حاکم است.

حمایت مردم از دولتِ حاکم برکشور تا زمانی ادامه می‌یابد که گروهی قدرتمندتر از دولت حاکم در کشور پدید آید. مردم بدنبال قدرتمند می‌روند، زیرا قدرت نداشته‌یِ خود را در قدرت دولت تجسم‌یافته می‌پندارند. هنگامی که مردم از گروه قدرتمندِ حاکم پشتیبانی می‌کنند، یقین دارند که مورد پشتیبانی همان گروه قدرتمند قرار خواهند گرفت. تکرار این پدیده سبب می شود مردم در خود نیز احساس قدرت بنمایند. این وابستگیِ دوسویه بین مردم و دولت در هر کشوری بسیار شکننده است. کافی است در قدرتِ حاکم اندک سستی احساس شود، تمام مردم بدنبال گروهی قدرتمندتر راه می‌افتند. مطلق‌گرایی و عجله دو ویژگی پایدار مردم است. مردم نمی‌توانند از قدرتِ سست شده حمایت نمایند و دوست دارند قدرت بسرعت در دست گروهی متمرکز گردد. مردمِ افغانستان این جرخشِ احساساتِ حمایتی از قدرتمندانِ کشور خود را بارها نمایش داده‌اند. آنها خواستار حاکمیت گروهی هستند که قدرت را به شکل مطلق در چنگ داشته باشد. افغانی‌ها به طالبان تسلیم شدند، به مجاهدین تسلیم شدند، به امریکا نیز تسلیم شدند و امروزه چشم براه حاکمیت قدرتی هستند که کشور را در چنگِ خویش داشته باشد. مردم پراکنده براستی بی‌چاره هستند.

واژه‌یِ «مردم» امروزه بسیار تکرار می‌شود، اما آیا تشکیل‌دهندگان این واژه از ماهیت واژه آگاه هستند؟                  

 

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب