عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
محمود دولت آبادی نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٠/٤/۱٠

نقدِ رمان روزگارِ سپری‌شده‌یِ مردمِ سالخورده

(جلد1- اقلیمِ باد      جلد2- برزخِ خس     جلد3- پایانِ جغد)

محمود دولت‌آبادی

مقدمه

از زمانی‌که خواندن ادبیات در دانشگاه‌ها آغاز شد، تلاش برای یافتنِ درونمایه (theme) هدف خواندن قرارگرفت. وجودِ ادبیات به عنوانِ یک رشته‌یِ مستقل در برنامه‌یِ آموزشیِِ دانشگاه‌ها، اندیشیدنِ جدی درباره‌یِ ادبیات را طرح کرد. کتابِ «هفت نوع ابهام» نوشته‌یِ ویلیام امپسون (1934)، ابهام در سخن را یکی از ویژگی‌هایِ اصلیِ ادبیات معرفی نمود. به نظر امپسون، ادبیات سخنانی مطرح می کند که دارایِ ابهام (ambiquity) هستند. ابهام در سخن ادبی باعث می‌شود ادبیات پیچیده به نظر آید و یافتن درونمایه یا معنایِ سخنِ ادبی ضرورتی برایِ استادان و منتقدانِ ادبی بشود. بزودی چنین قراردادی رایج شدکه در زیرِ رویدادهایِ اثر ادبی، درونمایه‌ای است که نویسنده به شکلِ غیرآشکار مطرح کرده است. رودیدادها مانند پوسته و درونمایه همچون هسته در نظر آمد. وظیفه‌یِ منتقدِ ادبی هم‌کشف و بیان درونمایه برایِ خوانندگانِ جدیِ ادبیات شد. درونمایه با روشهایِ گوناگون کشف و بیان می‌شود. گوناگونیِ این روش‌ها سببِ پیدایشِ رویکردهایِ گوناگونِ نقدِ ادبی شده است.

در یک اثر داستانی، خط داستان(plot) رویدادهای کوچک را به هم پیوند می دهد. این رویدادهای‌ِکوچک فضایی ایجاد می‌کندکه در ذهنِ خواننده هیجان (excitement) ایجاد شود. در یک اثر ادبیِ کوتاه، ممکن است هیجان تنهایک بار روی دهد. ادگار الن پو نخستین نویسنده‌یِ داستان کوتاه در ایالاتِ‌متحده‌امریکا اعتقاد داشت که در داستان‌کوتاه باید تنها یک بار هیجانِ ذهنی پیش‌آید. حجمِ کم و کوتاهیِ زمانِ رویدادهایِِ داستان مناسب پدید‌آمدنِ یک هیجانِ ذهنی هست.  رمان به دلیل حجم بزرگ، خواننده را در مقابل موج موج هیجان قرار می‌دهد. هر رویداد کوچکی‌ در رمان، خود به نقطه‌یِ اوجی (climax) می‌رسد تا کامل شود. در یک رمان، تمام رویدادها در خدمتِ درونمایه‌یِ کلی اثر هستندکه قرار است منتقدین ادبی (literary critics)کشف و فرمول‌بندی کنند. درونمایه‌یِ کلی اثر حاصل کنش متقابلِ (interaction) الگوهایِ معنایی (semantic patterns)  فراوان است. الگوهایِ معنایی در شکل‌هایِ گوناگون تکرار می‌شوند. هر الگویِ معنایی در اثر ادبی به عنوان واقعیتی پنداشته می‌شود. اگر واقعیت‌ها دارای تشابه باشند و همدیگر را تقویت کنند، می‌توان به پیوستگیِ آنها فکر کرد. تکرار واقعیت‌ها، حقیقت را به‌وجود می‌آورد. پس «حقیقتِ هنری» مفهومی است که از طریق تکرارِ واقعیت‌هایِ ادبی ساخته می‌شود. در درونِ حقیقتِ هنری‌ِکلی،  هر الگویِ معنایی نیز به طور مستقل دارایِ اهمیت و معنی می‌شود.  پس می‌توان در آثارِ ادبی بزرگ و پرحجم الگوهایِ معنایی فراوانی را به عنوانِ درونمایه در نظر گرفت و به شکل مستقل درباره‌ی‌ِ آنها‌ به بحث پرداخت.

رمانِ روزگار سپری‌شده مردم سالخورده در سه جلد جداگانه دارایِ حجم بسیار بزرگی است. گستردگیِ زمانِ رمان باعثِ ایجادِ الگوهایِ معنایی فراوانی شده است. رمان از سال 1940 آغاز و رویدادهایِ آن تا سال 1995  ادامه می‌یابد. عبدوس، راویِ مهمِ جلد اول، به نقل از دیگران نه‌تنها رویدادهایِ سال‌هایِ پیش از به تخت نشستنِ رضاشاه (1925)، بلکه گاهی نخستین کوچِ خانواده‌یِ خویش به روستایِ تلخابادِکلخجان را در سال‌هایِ بسیار دور نیز روایت می‌کند. چنین زمانِ طولانی باعث می‌شود رمان تاریخ بسیار درازی داشته باشد.

رویدادهایِ دورانِ رمان هم بسیار زیاد هستند. کوچ به امید یافتنِ شرایط بهتر، جنگِ دوم جهانی، کوچ، گرسنگی، مرگِ انسان‌ها، ویرانیِ روستاها، کوچ به شهر، همسرگزینی پی‌درپی، ایجادِ توهم، تولید خرافات، از هم پاشیدن نظام فئودالی، کار در شهر، حاشیه‌نشینی در شهرها، سربازی، گسترشِ نظم نوینِ حکومتی، گسترش فقر در شکلی جدید، مرگِ دوباره‌یِ انسان‌ها، مبارزه با رژیم شاه، زندانی شدن، شکنجه‌گران و رویدادهای فراوانِ دیگر در رمان باعث می‌شود هر یک از این عناصر معنایی (meaning elements) قابلیت پردازش جداگانه‌ای را داشته باشد. از آنجایی‌که می‌توان این عناصر معنایی را در الگوهایِ کلی طبقه‌بندی کرد، این نوشته به بیانِ آن درونمایه‌هایی می‌پردازد که تشابهِ ساختاری(structural assimilation) با درونمایه‌هایِ دیگر داشته باشد.

خواندن رمان با هر رویکردی (critical approach) ناگزیراست در پایان درونمایه‌ای را کشف و معرفی کند. خواندنِ سنتی تلاش داشت جزییاتِ زندگیِ نویسنده را در رویدادهای رمان پیدا کند و منظورِ رمان‌نویس را بیان کند. فرمالیست‌ها در پی یافتنِ فرمِ اثر بودند. فرمالیست‌ها وحدتِ جزییاتِ رمان را «فرم» نامیدند که در واقع همان درونمایه است. دوستارانِ روش هرمنوتیک (hermeneutic) مکالمه‌یِ متن(dialogue of the text) با زمانِ حال را در نظر دارند. آنها تلاش می‌کنند معناهایِ موجود در متن را کشف و بیان کنند. در تمام این رویکردها، تلاش برایِ یافتنِ درونمایه وجود دارد. اگر شالوده‌شکنی ژاک دریدا (Jacques Derrida, deconstruction) را هم در نظر آوریم،  در می‌یابیم که دریدا راه را برای یافتنِ معناهای فراوان باز کرده است. 

رمانِ روزگارِ سپری‌شده‌یِ مردمِ سالخورده روایتِ نویسنده از زندگیِ خود و تاریخِ مردمِ سرزمینش است. در این رمان، نویسنده رویدادهایِ سه نسل از نیاکانِ خود را از ذهنیتِ سامون روایت می کند. حضورِ سرگذشتِ خودِ نویسنده در رمان، ناگزیر شرحی کوتاه از زندگیِ او را پیش می‌آورد.

محمود دولت‌آبادی در سال 1940 در دولت‌آبادِ سبزوار متولد شد. در سال 1943 پس از شورش گل‌محمدها، خود شاهدبوده که جنازه‌هایِ کشته‌ها را درمیان روستاها و شهر میگردانند تا دیگر سودای شورش به سر کسی نزند. این حادثه از سال 1981 تا 1984 به داستانِ بزرگ کلیدر تبدیل شد. در کودکی در قهوه‌خانه‌ی روستا به داستان‌هایِ نقالان و داستان‌گوهای دوره‌گرد گوش می داد. در روستا و با تماشای شبیه‌خوانی‌های مراسم عاشورا، میل به داستان‌های عامیانه و افسانه در ذهنش پدیدارشد. زندگی در روستا دولت‌آبادی را با کشت گندم در زمین‌هایِ سخت دیم آشنا کرد. در سال 1948 برای تماشای نخستین فیلم به سینما باغ‌ملی سبزوار رفت. در سال 1949 رمانس امیرارسلان‌نامدار را خواند. در سال 1951 اولین مشکل بین برادران بزرگتر و خانواده پیش آمد. تحصیلات ابتدایی را در همان روستای دولت‌آباد گذراند و در سال 1953 مدرسه ابتدایی را تمام کرد. در همان سال در یک کارخانه‌ی پنبه در سبزوارکار کرد و پس از یک سال بیماری او را به مشهد و تهران کشاند. در سال 1957 به روستا بازگشت. در سال 1958 به مشهد رفت تا وارد ارتش شود. در مشهد برای دومین بار به سینما رفت. سال 1959 بار دیگر به تهران رفت و در تهران با تئاتر و آثار نویسندگانی مانند آنتوان چخوف روس و صادق هدایت ایرانی آشنا شد. در سال 1960 تمرین داستان‌نویسی را آغاز کرد. سال 1961 درکلاس‌های درس تئاتر «آناهیتا» شرکت کرد. سال 1962 برای اولین بار در نمایش شب‌های سفید اثر فیودر داستایوسکی بازی کرد و سپس اولین داستان او «ته شب»  چاپ شد.

خانواده‌ی دولت‌آابادی در سال 1962 به تهران مهاجرت کرد. این مهاجرت و آوارگی در مناطق حاشیه‌ای تهران در رمانِ «روزگارسپری‌شده‌یِ مردم سالخورده» با پشیمانی توصیف شده است. سال 1963 در نمایش «نگاهی از روی پل» اثر آرتور میلر (1915-2005) بازی کرد. در همین سال برادرکوچکترش در سن بیست‌ویک سالگی درگذشت. همین برادر در رمان «روزگار سپری شده...» نوران برادر سام نام می‌گیرد و اندوه مرگش بر دل سام (که خود دولت‌آبادی است) سنگینی می‌کند. در سال 1963 داستان‌های ادبار و  هجرت سلیمان نوشته می‌شوند.

محمود دولت‌آابادی درسال 1966 با شاعر احمد شاملو آشنا شد. همان سال به بندرعباس سفرکرد و داستانهای سفر و بند  را نوشت. با غلامحسین ساعدی، داستان‌نویس‌و نمایشنامه‌نویس آشنا شد و در همان سال یعنی 1967 در نمایش «چوب‌بدست‌هایِ ورزیل» اثر ساعدی بازی کرد. در همین سال داستان اوسنه‌یِ بابا سبحان را نوشت. دولت‌آبادی در سال 1969 داستان عقیل،عقیل را نوشت و با تمرینِ نثر زیبایِ آن رمان، کلیدر را آغاز کرد.

محمود دولت‌آبادی در سال‌های 1975 و 1976 دستگیر و زندانی شد. در سال 1978 رمان گاواره‌بان توسط دکتر تورج رهنما به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شد. نوشتن رمانِ رئالیستی جای خالی سلوچ در سال 1979 تمام و در ایران منتشر شد. در سال 1981 رمان هجرت سلیمان به آلمانی ترجمه و در سوئد چاپ شد. رمان کلیدر در سال 1983 در ایران منتشر شد و برای نویسنده شهرت ملی آورد. خواندنِ این رمانِ ده جلدی پناهگاهی برای جوانانی شد که از سیاست ناامید شده بودند. در سال 1986 مادر دولت‌آبادی در گذشت و نویسنده افسانه‌یِ کوتاه آهوی‌بخت‌من‌گزل را نوشت. در سال 1990 جلد نخست رمان روزگارسپری شده‌مردم‌سالخورده (اقلیم باد) منتشر شد. در همین سال رمان جای‌خالی سلوچ توسط زیگفرد لطفی به زبان آلمانی ترجمه و در سال 1992 منتشر شد. در سال 1992 جلد دوم رمان روزگارسپری شده‌مردم‌سالخورده (برزخ خس) چاپ شد. جلد سوم رمان روزگارسپری شده‌مردم‌سالخورده (پایان جغد) در سال1992 منتشر شد.

 محمود دولت‌آبادی در میان نویسندگان ایرانی بیشتر و موثرتر از همه به روستا و مردم آن پرداخته است. در کتابِ «مانیز‌مردمی هستیم» (1989)، دولت‌آبادی گفته است که هنوز زندگیش مجال آن را نداده که به مردم شهر هم به‌پردازد. پرداختن به مردم شهر در جلد سوم رمان روزگارسپری شده‌مردم‌سالخورده (پایان جغد) انجام شده است. با این وجود، دولت‌آبادی زبانِ گویایِ مردمی است که دهها هزار سال زندگی روستا نشینی را در سراسر زمین تجربه کرده‌اند. روستانشینی قسمتی از تجربه‌یِ تاریخی انسان است. از نظر تاریخی، مدرنیسم و شهرنشینی در ایران به تازگی آغاز شده است. طولانی بودن دوران روستانشینی و رنجی که مردم دربرابر خشکسالی‌ها، بیماری‌ها، زمستان‌هایِ سرد و تابستان‌های گرم کشیده‌اند، نیازمند آن است که نویسندگان تا چند دهه‌ی آینده نیز به آن به پردازند. درتاریخ ایالات متحده‌امریکا، دورانِ روستانشینی وجود ندارد، اما چون روستانشینی قسمتی از حافظه‌یِ تاریخی بشر است، نویسندگان ایالات متحده هنوز هم روستا را زمینه‌یِ مکانی داستان‌ها و اشعار خود قرار می دهند. ویلیام فاکنر(William Faulkner) زمینه‌یِ مکانی تمام رمانهای خود را روستا قرار داده است. در نمایشنامه‌های آرتور میلر(Arthur Miller)، شخصیت‌ها در حسرت شادمانی از دست‌رفته‌یِ  روستانشینی هستند.  اشعار رابرت فراست (Robert Frost)  همه در جغرافیایِ روستا اتفاق می‌افتد. رمانِ مشهور صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز (Gabriel Garcia Marquez) در کلمبیا به سیر تحول زندگی در روستایِ ماکاندو درکلمبیا پرداخته است.

در ایران غلامحسین ساعدی و جلال آل احمد به مردم روستا پرداخته‌اند. ساعدی در عزاداران بیل، چوب بدست‌های ورزیل و گاو مردم روستا را با خرافات و ساده‌گی‌شان نشان می‌دهد. آل احمد در نفرین زمین مسثله‌یِ زمین و روستا را بحث می‌کند، اما شناختِ اندک آل احمد از جهانِ مردم ده‌نشین، نفرین زمین را رمانی کم‌اهمیت‌ می‌سازد. حقیقت آن است که دولت‌آبادی درست گفته است که مردم روستا در وجود او، وجودی هنری یافته‌اند. دولت‌آبادی و روستا یکی هستند. از اولین اثر یعنی ته‌شب و شاهکار او یعنی کلیدر و آخرین اثر او یعنی روزگار سپری‌شده مردم سالخورده همه نمایشِ بی‌پایان توانِ نویسنده برای آشکارساختن رنجی است که مردم ایران در سال‌های طولانی کشیده‌اند. در این آثارِ بزرگ، دولت‌آبادی سندی هنرمندانه از تاریخ مردمی فراهم ساخته است که بسیار معتبرتر و واقعی‌تر از هر کتابِ تاریخ ایران و ایرانیان می باشد. شخصیت‌های آثار دولت‌آبادی مردمی آشنا، صمیمی و دوست داشتنی هستند. فقر، بیماری، گرسنگی، کوچ، خشمِ طبیعت و انجمادِ فکری آنها باعث می‌شود این شخصیت‌ها بسیار آشنا به نظر برسند. هر خواننده‌ای، یک یا چند شخصیت‌ را آیینه‌ای برای شناخت خویش می یابد. عقیلِ رمان عقیل، عقیل، درماندگی هر ایرانی را در مقابل زلزله به نمایش می‌گذارد. شخصیت زیور در کلیدر شخصیت هر زنِ ایرانی است که در مقابل جفایِ شوهر و دشواریِ زن بودن در ایران رنج می‌برد و می‌آموزد. شخصیتِ زیور نمایشِ وفاداری نیز هست. شخصیت‌های عبدوس و سام یا سامون در رمانِ روزگار سپری‌شده مردم سالخورده نیز نه تنها خود دولت‌آبادی، بلکه هر ایرانی نیز هستند که به بازگویی زندگیِ خود و نسل‌های پیش از خود پرداخته‌اند. این شخصیت‌ها دوبار رنج می‌برند. یک بار خود و کسان خویش از میان آن رنج‌ها گذشته‌اند، و یک‌بار نیزآن همه رنج را باز می‌گویند. بازگوییِ رنج باعث می‌شود درد و دشواریِ زندگیِ سخت، دردآورترگردد. این شخصیت‌ها با بازآفرینی زندگیِ گذشته‌یِ خود و سرزمین‌شان در کلمات و جملات، سنگینیِ بارِ بدبختی را به دوش خود می‌گیرند. درست است که زندگی در زبان شکل می‌گیرد. فکر یا حس و یا یک عاطفه هنگامی واقعی می‌شود که در زبان آشکار شود. هر پدیده‌ای در زبان به واقعیت تبدیل می‌شود. شخصیت‌هایِ رمان‌هایِ محمود دولت‌آبادی هم با روایتِ خویش سعی دارند زندگی‌ِگذشته‌یِ هر ایرانی را به واقعیتی هنری و ماندگار تبدیل نمایند.

ادامه دارد

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب