عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
محمود دولت آبادی نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٠/٤/۱٠

روزگارِ سپری‌شده مردمِ سالخورده

 (اقلیمِ باد، برزخِ خس، پایانِ جغد)

نویسنده: محمود دولت‌آبادی

خلاصه‌یِ‌کوتاه

رمانِ "روزگارِ سپری‌شده مردمِ سالخورده" سرگذشتِ سه نسل از یک خانواده است. داستانِ این خانواده با استاد‌ابا آغاز می‌شود. او در زمانِ ناصرالدین شاهِ قاجار و در روزی پاییزی از جایی نامعلوم به روستایِ تلخابادکلخچان می‌آید. در کلخچان دو ارباب، حاج‌کلو و چالنگ، مردم را در کنترلِ خود دارند.کارِ معمولِ استاد‌ابا در روستا دلاکی، سرتراشی، ختنه، دندانکشی وحجامت است. مراسمِ عزا، عروسی و شبیه‌خوانی ماهِ محرم را اداره می‌کند و روزِ عاشورا نقشِ شمر را بازی می‌کند. با دختری از خانواده‌یِ سیدها به‌نامِ بی‌بی‌آدینه ازدواج می‌کند. آنها صاحبِ دختری به نامِ خورشید (متولد 1287) و دو پسر به نام‌هایِ عبدوس (متولد 1290) و یادگار ‌(متولد 1301) می‌شوند. خورشید در دوازده‌سالگی با حبیب‌دیلاق ازدواج می‌کند. استاد ابا در سالِ 1301 در روزیِ پاییزی سکته می‌کند و می‌میرد. پس از مرگِ استاابا، بی‌بی‌آدینه همسرِ میرعلی خشتمال می‌شود و از او صاحبِ پسری به نامِ باقر قوزی می‌شود.

با مرگِ استادابا، عبدوس سرپرستِ خانواده می‌شود. سنگینیِ مسوولیت و کم‌سالی، عبدوس را بداخلاق می‌سازد. در نتیجه‌یِ کتک‌هایِ عبدوس، یادگار چلاق می‌شود. عبدوس در ادامه‌یِ زندگیِ فقیرانه، کارهایِ کشاورزی وکدخدایی انجام می‌دهد، اما همیشه فقیر است. درآغازِ شانزده سالگی، دخترخاله‌اش آفاق زا برایش می‌گیرند و پس از شش ماه طلاقش می‌دهد. در آخرِ شانزده سالگی با خیری ازدواج می‌کند و از او صاحبِ سه پسر به نام‌هایِ رضی، نبی و اسد می‌شود. دختری هم بنامِ ملائک داشته‌اندکه ‌درکودکی می‌میرد. از خیری جدا می‌شود و با عذرا ازدواج می‌کند. از عذرا نیز صاحبِ سه پسر به نام‌های سامون (متولد1319)، نوران،‌ سلیم و دختری به‌نامِ مهرگان (متولد1330) می‌شود.

پسرانِ بزرگِ عبدوس برای کارِ فصلی از روستایِ کلخچان خارج می‌شوند و به ایوانکی می‌روند. در بازگشت، با پولِ بدست آمده به زندگی ِپدرِ خود کمک می‌کنند. نبی همیشه از پدرش ناراضی است. عبدوس با پولِ پسرانش، خانواده را برایِ زیارت به کربلا می‌برد. در کربلا پول و مدارک‌شان را دزد می‌زند و عبدوس و سامون ناچار می‌شوند برایِ فراهم کردنِ پولِ لازم برایِ سفر بازگشت، مدتی در عراق کار کنند. پس از ماه‌ها رنج‌بردن، خانواده با زحمتِ فراوان به کلخچان برمی‌گردد. سامون چند سالی به مدرسه می‌رود و سپس او هم ناچار بابرادرانِ ناتنیِ خود راهی‌ِکار در ایوانکی می‌شود. در سال‌هایِ 1330-1332، عبدوس متهم به حزبی‌بودن می‌شود و ناگزیر مدتی از خانه دور می‌ماند. دشواریِ زندگی با کارِ سرتراشی و کدخدایی از بین نمی‌رود. پسرانِ بزرگِ عبدوس ازدواج می‌کنند و راهیِ تهران می‌شوند.

سامون هم در سالِ 1338 عازم تهران می‌شود. او در تئاتر، مغازه‌یِ عکاسی و دکان‌ِسلمانی کار می‌کند. سامون با افرادی صاحبِ اندیشه آشنا می‌شود و خود شروع به نوشتنِ داستان و نمایشنامه می‌کند. پس از مدتی پدر، مادر، برادران و خواهرش و حتا عمویش یادگار را هم به تهران می‌کشاند. زندگی دربدر و فقیرانه در تهران باعثِ بیچارگیِ بیشتر عبدوس و خانواده‌اش می‌شود. زندگیِ نبی با کارِ نقاشیِ ساختمان مناسب است، اما در سالِ 1351 در یک تصادف در جاده‌یِ هرازکشته می‌شود. نوران واردِآموزشگاهِ گروهبانی می‌شود. با دختری ترک نامزد می‌شود، اما خیلی زود با بیماریِ سرطانِ خون می‌میرد. در سالِ 1349 سامون با دختریِ شیرازی به نامِ آذین ازدواج می‌کند. خانواده‌یِ پدری هم از خانه‌ای به خانه‌یِ دیگر می‌روند. سامون و همسرش هم مانند خانواده‌یِ پدری در خانه‌هایِ گوناگون زندگی می‌کنند. سالِ 1351 پسرشان- اشکین- و در سالِ 1353 دخترشان - بی‌بی-  متولد می‌شود. سامون بدون دلیلِ مشخصی در سالِ 1354 دستگیر و دو سال در زندان می‌ماند. سامون در زندان شاهد غیرانسانی‌ترین شکنجه‌ها می‌شود و با مردی به نامِ سعید سماوات آشنا می‌شود.

عمو یادگارکه در زیرِ سایبانی در کنارِ خیابانی در تهران سلمانی‌گری می‌کند در سالِ 1358 می‌میرد. در سالِ 1360 هم عبدوس می‌میرد.کربلایی عذرا هم پس از عمریِ پر از عذاب‌ در سالِ 1365 در تنهاییِ غریبانه‌ای می‌میرد. پایانِ سه‌جلد کتابِ «روزگارِ سپری‌شده مردمِ سالخورده»، جریانِ بی‌گسست و پیاپیِ این همه تلخی است که در ذهنِ سامونِ بدخش می‌گذرد و بر او فشار وارد می‌کند تا او به روایتِ تمامِ آن رویدادهایی بپردازد که چون نفرینی بر ذهنِ او سنگینی می‌کنند.

چنین خلاصه‌ای، فقط سرگذشتِ خانواده‌ا‌ی را شامل می‌شودکه مانند خانواده‌هایِ فراوانِ موجود در داستان دچارِ تلخیِ زندگی هستند. سرگذشتِ این خانواده تحتِ تاثیرِ عواملِ محیطی مانند باد و خشکسالی و عواملِ اجتماعی مانند بهره‌کشی فئودال‌ها از رعیت و دگرگونیِ شیوه‌یِ زندگی در عصر گذار می‌باشد. زندگیِ این خانواده به زندگیِ خانواده‌ها و مردمِ بسیاری پیوند خورده است. زندگیِ گروهی از مردمِ ایران در تاریخِ یک‌صدساله‌یِِ این سرزمین، زمینه‌یِ رویدادهایِ فراوانِ سه جلد رمان است. رویدادهایِ مهمِ تاریخ ایران مانند پایانِ دورانِ حکومتِ پادشاهانِ قاجار و پادشاه شدنِ رضا شاه در سالِ 1304، آمدنِ قشونِ روسیه به ایران در سالِ 1320، جریانِ حکومتِ مصدق در سال‌هایِ 1330 - 1332 و پیوستنِ مردم به خزب‌هایِ سیاسی، اصلاحاتِ ارضی محمدرضاشاه‌پهلوی در سالِ 1342 و کوچِ روستائیانِ بی‌زمین به شهرها،‌گسترشِ حاشیه‌نشینی در شهرهایِ بزرگ، گسترشِ فاحشگی در شهرها به علتِ فقر و انقلابِ اسلامی ایران در سالِ 1357 همه در شکل‌گیریِ زندگیِ شخصیت‌هایِ رمان تاثیر دارند. پس برایِ دریافتِ دقیقِ سه جلد رمانِ "روزگارِ سپری‌شده مردمِ سالخورده" باید اشخاص و رویدادهای فراوان‌ِ موجود در کتاب طرح، و در پیوندی ارگانیک با یکدیگر تفسیر شوند.

ادامه دارد

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب