عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
یاد همه رفتگان بخیر، اما پس از مرگِ یک عزیز، چه رفتاری داریم؟ نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳۸۸/۱٢/٦

١- آغاز سخن

 مرگ بخشی از واقعیتِ زندگی آدمی است. انسان‌ها زمانی ناگزیر سر بر خاک می‌گذارند و آرام‌آرام آنچه را که از خاک برگرفته‌اند به آن پس می‌دهند. بزرگی رویاهای انسان و امید به کسب خواسته‌ها، انسان را موجودی حسرتناک می‌سازد. این حسرت را دیگران در می‌یابند، زیرا بخشی از حسرت‌هایِ خودشان را نشان می‌دهد. پس وقتی‌کسی می‌میرد، آشنایانِ او به بازگوییِ‌گفته‌هایِ انجام‌نشده‌یِ او می‌پردازند. بازسازیِ رویاهایِ انسانِ مرده تا چند روز ادامه می‌یابد و آرام‌آرام در زیر غبارِ فراموشی ناپدید می‌شود. سال‌ها می‌گذرد و دیگر نامی و نشانی از انسانِ مرده در روی زمین باقی نمی‌ماند. تنها نام کسانی در سخنِ همگان جاری می‌شود که به سود همگان زیسته‌ باشند. نام نویسندگان و اصلاحگران جامعه تا مدت‌ها در سخن و خاطره‌یِ انسان‌ها پایدار می‌ماند.  

2- تشریفات نام سازی

پس از مرگ انسانی، آشنایان او تلاش می‌کنند خود را ثروتمند، نام‌دار، دارنده‌یِ خانواده و بستگانی بزرگ و باسواد نشان دهند. برای نشان دادن این موقعیت خانوادگی و اجتماعی، نخست به آگهی مجلس ترحیم می‌پردازند. پس از بحث‌های فراوان درباره‌یِ نوشتنِ نام‌ها، ترتیب قرارگرفتنِ نام‌ها، یافتنِ شرکت‌هاو کارخانه‌ها و موسسات دولتی و شخصی برای نوشته‌شدن در آگهی مجلس ترحیم،آگهی سفارش داده می‌شود. پس از چاپ آگهی، فراموش‌شده‌ها و بدجانوشته‌شده‌ها مشخص می‌شوند و تیرگی روابط هم آغاز می‌شود. سپس همین آگهی را روی تیرهایِ چراغِ برق، دیوار خانه‌های افراد، پانل‌هایی‌که شهرداری در خیابان‌هاکاشته، و حتا تابلوهایِ راهنمایی و رانندگی می‌چسبانند. بدینسان، هزینه‌ای سنگین برای پاک کردنِ آن جاها از آلودگی‌آگهی‌هایِ مجلس‌ترحیم برای شهرداری تحمیل می‌شود. نوشته‌های روی‌آگهی‌هایِ ترحیم اغلب آشفته و دور از خردمندی انسانی هستند.

گروهی از افراد هم خود درباره‌یِ مرده آگهی می‌دهند. در زیر این نوع آگهی‌ها، عبارت «از طرف...» با حروفی بسیار درشت نوشته می‌شود. در تمامِ این گونه آگهی‌ها، نام آگهی دهنده بسیار درشت‌تر از نام مرده نوشته می‌شود. این گونه‌ آگهی‌هایِ«از طرف...» مسخره‌ترین شکلِ‌آگهی‌های ترحیم هستند. هدفِ این نوشته‌ها هرگر خبررسانی نیست، بلکه می‌خواهند نام فردِ‌آگهی‌دهنده را برجسته نشان دهند. بزودی دستان کودکان بازیگوش و باد پاکساز این نام‌هایِ بی‌اهمیت را به زیر پایِ رهگذران می‌اندازد.

3- عربی نویسی برای تقدس‌بخشی به نام‌ها

پیرو یک‌سنت‌رایج در دوران قاجار (1785- 1925 میلادی)، افراد گمان می‌کنندکه عربی‌نویسی حالت‌ِ تقدسی به مرده می‌بخشد. نام افراد با لقب‌های عربی نوشته می‌شود. آوردن لقب‌هایی همچون «الحاج، الحاجیه» پیش از نامِ مرده رایج‌ترین رسم است. این طراحان نمی‌دانندکه در عربی‌هم در چنین‌متنی نمی‌توان پیشوند «ال» (به عنوان زینت) را به اسم «حاج، حاجیه» چسباند.

بدترین غلط رایج، استفاده از کلماتِ بد‌آوایِ عربی به جای واژه‌هایِ خوش‌آهنگ پارسی‌است.  نوشتن کلماتی ‌دور ازذهن ‌همچون« ابوی، والده، اخوی، صبیه، متعلقه، زوجه، ام‌الزوجه» بجایِ واژه‌هایِ زیبایِ «پدر، مادر، برادر، دختر، همسر، همسر، مادرهمسر» نه تنها نشانگرآشفتگی شخصیتی در تنظیم‌کنندگان این متن‌هاست، بلکه نوعی فرافکنی رسم‌هایِ اعراب‌جاهلی به روابط روزگار ماست. در میان اعرابِ دوران جاهلیت، زن متعلقه‌یِ مرد محسوب می‌شد و مرد عرب می‌توانست زنِ خود را مانند شترش بفروشد، زیرا هر دو « متعلقه‌ی» او بودند.

انسان‌هایی‌که آگاهیِ بسیار اندکی از زبان و مسائل زبانی دارند، به غلط فکر می‌کنند که استفاده از کلماتِ عربی سبب می‌شود مرده‌هایِ‌آن‌ها به انسان‌هایی دور از دسترس فکر معمولی، و در نتیجه مقدس تبدیل ‌شوند. استفاده از چنین‌کلمات‌عربی در آگهی‌های مجلس‌ترحیم و حتا درگفتار روزانه، نشان از عقب‌ماندگی تاریخی ذهن نویسنده یا گوینده دارد. در دوران حکومت قاجار (به ویژه پس از سال‌های 1250 خورشیدی تا 1310 خورشیدی)، عربی‌نویسی نشانه‌ای از افتخار باسوادی بود. نویسنده‌ها ‌آگاهانه عربی می‌نوشتند تا تعداد محدودی توان خواندن نوشته‌هایشان را داشته باشد. این تصور غلط و عقب مانده، پس‌از سال‌هایِ 1310 با پیدایش نویسندگان بزرگی چون محمدعلی جمالزاده، ابراهیم گلستان، محمود‌اعتمادزاده (م.الف. به‌آذین)، صادق هدایت، جلال آل احمد، محمود دولت‌آبادی و بسیاری دیگر فراموش و دفن شد. این نویسندگان ساده نویسی را طرح‌کردند. ساده نویسی سبب شد تا تمام انسان‌ها با اندک درکی از خواندن بتوانند نوشته‌های نوین را بخوانند. ساده نویسی سبب بزرگترین تحول‌اجتماعی‌شد. مردم توانستند فکر اندیشمندانِ جامعه‌یِ خود را دریابند. گسترشِ خواندن به مردم یاد داد که شاه سایه‌یِ خدا نیست، بلکه فردی معمولی‌است که کاخ بزرگ، اما پوشالی قدرتش را بر رویِ نادانیِ مردم و باورهایِ خرافیِ ‌آنها ساخته‌است. یکی از دلایل سقوط سیستم فئودالی و حکومت پادشاهی در ایران گسترش توان خواندن در میان مردم بود. کسانی‌که امروزه استفاده از کلماتِ عربی را نشانه‌ی فخر می‌دانند، مغزشان در همان دوران قاجار منجمد شده است.

4- آیا آگهیِ مجلس ترحیم لازم است؟

امروزه وسایل ارتباط جمعی بسیار زیاد است. هیچ محدویتی برای هیچ کس در استفاده از این وسایل وجود ندارد. تبدیل شدن وسایل ارتباط‌جمعی به ابزارِ مهم کسب پول، این وسایل را در اختیار همه قرار داده است. استفاده از تلفن ثابت، تلفن همراه، نامه‌هایِ الکترونیکی (email)، و حتا گپِ اینترنتی سبب می‌شود هر خبری در کمترین زمان به همه جا برسد. پس هیچ نیازی به آگهی‌های مجلس ترحیم نیست. این آگهی‌ها تنها برای افراد آشنایِ مرده خبررسانی می‌کند و برای دیگران کاغذهای آلوده‌کننده‌یِ محیط‌ِشهری هستند. زمانی که آشنایان مرده به آسانی با تلفن خبردار می‌شوند، پس آگهی‌هایِ ترحیم چه نقشی دارند؟

آگهی‌های ترحیم نقش بزرگنمایی خانواده‌یِ انسان مرده را بعهده دارند. چاپ عکسی رنگی از مرده‌ای که در خانه‌یِ سالمندان رها شده بود، نوشتن نام دهها دکتر و مهندس و دانشگاه وکارخانه وسازمان و شرکت و استخر و مرکز پرورش‌ماهی روی‌کاغذی بازمینه‌ی سیاه رنگ و چسباندن آن روی در و دیوارِ شهر، پندار بیهوده‌ای است که می‌خواهد جایگاه‌ساختگی نام‌هایِ نوشته شده روی آن کاغذ را به نمایش بگذارد. به نظر نمی‌رسد که در چسباندن آگهی‌های مجلس ترحیم هیچ قصد انسانی در کار باشد. چاپِ آگهی‌های‌ مجلسِ ترحیم هر روز سبب باطل‌شدن چندین تُن‌کاغذ بسیار ارزشمند می‌شود.  این کار، تشریفات اشرافی ‌فرسوده و بی‌معنی‌است و باید از طرف شورایِ شهر و شهرداری غیرقانونی و خلاف اعلام شود.

کسانی که پول زیاد دارند و مایل هستند یاد مرده را با کاری نیک گرامی دارند، می‌توانند بجای انجامِ تشریفاتِ بیهوده و علط، به کمیته‌یِ امداد امام، اداره‌هایِ سازمان بهزیستی، خانه‌های سالمندان، سازمان باباباغی و نهادهایِ قانونی دیگر پول به‌پردازند تا به مناسب‌ترین شکل ممکن در اختیارکسانی قرار گیرد که بدرستی نیاز دارند. این خواسته را مردان و زنانی ‌خردمند و انساندوست در سخنان ‌روزانه و حتا روحانیان در بالای منبر هزاران بارگفته‌اند، اما دوستداران تشریفاتِ بی‌هوده نمی‌توانند سخنان بزرگ را درک نمایند. مغزآن‌ها چنان بسته است که هیچ روش نوینی را نمی‌پذیرد. انجام کارِ نیک همگانی به جای تشریفات اشرافی بی‌معنا را باید اجبار قانون  به مردم یاد بدهد.   

5- نتیجه گیری

انسان به دلیل داشتن توانایی زبان برترین پدیده‌یِ هستی است. انسان با استفاده از زبان، جهان پیرامونِ خویش را می‌شناسد و آن را به سود خویش و اجتماعِ انسانهاکنترل می‌کند. توانایی زبان، ‌آدمی را در سختی‌های روزگار زنده نگه داشته‌است. زبان زیباترین جلوه‌یِ شخصیت انسان است. پس تا انسانی سخن می‌گوید، شایسته‌یِ بزرگداشت و بزرگنمایی است. هنگامی‌که انسانی بدون‌انجام‌کارهای نیک همگانی از سخن‌گفتن باز ماند، نمی‌توان در بزرگی او سخنی‌گفت. سخنورانِ نویسنده هم نیازی به بزرگداشت از طرفِ ‌انسان‌هایِ‌کوچکتر ندارند. بزرگی‌آنها در ذهن انسانهایِ خردمند و حتا متعارف همواره بزرگتر می‌شود. پاداش و پادافره‌یِ انسان‌هایِ مرده با خود خداوند است. انسان‌ها باید تنها به زنده‌ها بیندیشند و راهِ آرامش و بزرگیِ‌آن‌ها را هموار سازند.

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب