عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
تبریز، شهر بی‌دفاع نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٠/٤/۱٩

تبریز شهر بی‌دفاع

مردم عوام سخنی دارند: «آذربایجان منطقه‌یِ خوبی است، اما صاحب ندارد».  این سخن واقعیت تلخی را روایت می‌کند.  مدیران نهادهایِ گسترده در شهرهای آذربایجان دانش کافی و توانِ لازم برای اداره‌یِ مناسب شهرها و روستاها و طبیعت آذربایجان را ندارند. آذربایجان به حال خود رها شده، طراحی شهرهای آن را گروهی دلالِ زمین انجام می‌دهند، طبیعت آذربایجان نیز دارای چنان بحرانی است که تنها یک  اراده‌یِ بین‌المللی می‌تواند آن را از ویرانی کامل نجات دهد.

تبریز

تبریز در میان هیاهویِ قدرت‌جویان و خوشه‌چینانِ خرمنِ بادآورده‌یِ قدرت‌داران رها شده‌است. هر سال خبر ویرانیِ گوشه‌ای از آن شنیده می‌شود. در سال 1388 فلکه‌یِ بزرگِ ولیعصر و خیابانِ بسته‌یِ آن (شانزه‌لیزه) و همچنین فضای آرامگاهِ شهریار ویران شد. سال 1389 باغ گلستان مورد هجوم ویرانگران قرار گرفت و سال 1390 باغلارباغی به حراج گذاشته شد. نبود احزابِ سیاسی و نهادهای مردمی نیز سبب می‌شود صدایِ اعتراض قانونی شنیده نشود. تبریز در حال ویرانی است.

اداره‌یِ کلِ فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال 1388 فضای آرامگاه شهریار را ویران کرد تا سالنی دوهزار مترمربعی بسازد.  اکنون سه سال است که محیط تاحدی آرام پیرامون آرامگاه شهریار ویران و خاک‌برداری شده و ستون‌های بتنی سربرآورده است. کسی نمی‌داند که این سازه چه زمانی به سرانجام خواهد رسید تا یادمان شهریار بزرگ پشت بنایی نوساز فراموش گردد. از شورای شهر تبریز می‌توان ایراد گرفت که به چه دلیلی اجازه‌یِ این ویرانی را به اداره‌ کل ارشاد اسلامی داده است. شهرداری و در بالای آنشورای شهر نمی‌بایست پروانه‌یِ ساخت چنان بنایی را صادر می‌کردند.  همه جای تبریز خرابه است و پیرامون شهر سراسر  زمین‌های منابع طبیعی است. اداره‌یِ ارشاد می‌توانست چنان بنایی را در مکانی دیگر بسازد. شهریار در زمان زندگی در این شهرِ بی‌دفاع، غریب و بیچاره مانده بود و پس از مرگش آرامگاهش در میان ویرانی گم شده است. صمیمانه از مردم خشکناب، شنگیل‌آوا و قره‌چمن می‌خواهم آرامگاه شهریار را به زادگاه خودش، روستایِ خشکناب، برگردانند. این کار در ایران انجام می‌شود. آرامگاه نیما یوشیج در سال 1371 از شهر ری در  تهران به زادگاهش، روستای یوش، منتقل شد. 

امسال نیز  باغلار باغی را فروختند. باغلار باغی دومین شهربازی دایر در تبریز است. باغلار باغی در زمینی ساخته شد که روزگاری بخشی از باغ‌های میوه‌ در شمال رودخانه‌یِ «میدان چای»  بودند. ما از چگونگی تصاحب زمین باغلار باغی خبر نداریم، اما تصاحب خانه‌های مردم بدبخت در میدان منصور را می‌دانیم. اگر تصاحب زمین باغلار باغی هم به گونه‌یِ تصاحب خانه‌های میدان منصور باشد، باید به حال مردم بیچاره اشک ریخت.  باغلارباغی یک شهربازی آباد است. فضای داخلی آن هم مناسب گردش مردم می‌باشد. اکنون این شهربازی را ‌فروخته‌اند و گفته‌اند که فضای سبز محل باغلارباغی روزگار گذشته و یا هتل جدید چندین برابر خواهد شد. ما گفته‌های شهردار و اعضای شورای شهر را جدی نگرفتیم، بلکه آن گفته‌ها را  سخنانی برای فراموش کردن طرح ویرانی شهر پنداشتیم.

آقایان شورای شهر و جناب شهردار! شما با شهر چه می‌کنید؟ واقعیت ویرانی را نمی‌توان با سخن‌پراکنی به فراموشی سپرد. به محل «بیمارستان بین‌المللی تبریز» در آغاز زعفرانیه نگاه کنید. آیا براستی آنجا برای بیمارستان مناسب است؟ ما در فضایِ بیمارستان محلی برای پارکینک اتوموبیل‌های پزشکان، آمبولانس‌ها، پرایدهای کارکنان و پیکان‌های مریض‌داران و ملاقات‌کنندگان نمی‌بینیم. فاصله‌یِ اتاق‌های بیماران از غرشِ گوشخراش ماشین‌ها چندان زیاد نیست. آیا بیماران از این هیاهوی ماشینی آزرده نخواهند شد؟ در شهرداری ده‌ها نفر دارای مدرک دکترا هستند. آیا آنها فقط حقوق می‌گیرند و صدایشان هنگامی شنیده خواهد شد که اخراج شده باشند. شما با شهر چه می‌کنید؟ در سی و سه سال کار شهری، حتا یک طرح شهری مناسب نساخته‌اید.

فضای سبز شهر تبریز از فضای سبز شهرهای کویری ایران کمتر است.  کافی است به شهر قم، اردکان یزد، یزد و کرمان نگاه کنید و آنگاه تبریز را در نظر آورید. اکنون تبریز یکی از خشک‌ترین شهرهای ایران است. تبریز قربانی مدیران کم‌سواد و مردم خیال‌باف است. مدیران نمی‌دانند. مغز مردم هم در زیر آوارِ افتخارات دفن شده است. تبریز هم آرام آرام به انبار بتن و شیشه و ماشین و دود تبدیل می شود. شاید بر نویسندگان است که آنقدر بنویسند  تا مردگان نیز از مرگ برخیزند و فریاد بکشند. تبریز را نجات دهیم.

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب