عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
بحران جهانی نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٠/٥/٢٢

بحران در جهان: نظامِ سرمایه‌داری، حکومت‌های استبدادی، طبیعتِ خشن

انسانِ دوران صنعتی، سده‌های زمانی را برای اندازه‌گیری «زمان از دست‌رفته» پدید آورد. سده‌های زمانی به عنوان دوره‌ای برای دگرگونی‌های اجتماعی تبدیل شدند. سده‌یِ هیجدهم حاکمیت اشراف و پایان آن را در بر گرفت. سده‌یِ نوزدهم دنیای کهن و باورهای کهن را به هم ریخت و مدرنیسم را معرفی نمود. سده‌یِ بیستم بیشتر از تمام دوران زندگی بشر روی زمین رویداد داشت. دو جنگ ویرانگر پنجاه‌وهفت میلیون انسان را قربانی کرد و سپس بزرگترین نوآوری‌های فکری انسان به نمایش درآمد.  کاوش‌های فضایی، گسترشِ تکنولوژی ارتباطی، همگانی شدن زبان انگلیسی، پیدایش حکومت‌های دینی و بحران در دنیای سرمایه‌داری رویدادهای شگرف سده‌ی بیستم بودند. سده‌یِ بیستم با نمایش چهره‌یِ خشن سیستم جهانی سرمایه‌داری آغاز شد. به نظر می‌رسد الگویی در دگرگونی جهان با آغاز هر سده تکرار می‌شود. جهان با بحران کم‌سابقه‌ای روبروست.  

نخستین بحران در دنیای سرمایه‌داری آشکار شده است. سرمایه‌داری نظامی بر پایه‌یِ افزایش سرمایه‌یِ گروهی سرمایه‌دار پدید آمده و بر همین نظم هم به پیش می‌رود. پول محور سیستم سرمایه‌داری است. بانک‌ها مراکز نگهداری و کنترل جریان پول در جوامع بشری هستند. علت و معلولِ هر کاری در نظام سرمایه‌داری پول است. پول در گسترش به دنیای پس‌مانده، شکل‌های بومی گرفته است. ارزش این شکل‌های بومی پول، یا واحد پول ملی کشورها در برابر پول ایالات متحده‌یِ امریکا سنجیده می‌شود. معیار هر پیشرفت و دگرگونی در هرکجای جهان، پول ایالات متحده امریکاست. حکومت امریکا بسادگی می‌تواند ارزش پول کشورها را بیشتر و کمتر بکند. از سوی دیگر، میزان پولِ جاری در هر کشور  بر پایه‌یِ سهم آن کشور در تولید و مصرف جهانی تعیین می‌گردد. دنیای سرمایه‌داری تا کنون توانسته است جهان را به دو گروه سرمایه‌دار و مصرف‌کننده تبدیل بکند. گروهِ سرمایه‌دار بخش ناچیزی از مردم جهان را تشکیل می‌دهد، اما قدرت گسترده‌ای دارد. گروه بیشمار مردم مصرف‌کننده هم در تلاشی بی‌سرانجام گرفتار شده است تا زندگی خود را بر الگوی زندگی سرمایه‌داران اندک تنظیم بکند. تعادلی بین گروه سرمایه‌دار و مردم مصرف‌کننده وجود ندارد. پول‌ جاری در کشور باید از بانک بیرون برود و به بانک برگردد. هنگامی که بانک‌ها پول موجودی را در شکل‌ِ وام به مردم پرداخت می‌کنند و مردم پس از مدتی توان بازپرداخت وام خود را ندارند، بحران آغاز می‌شود. هم اکنون در ایالات متحده امریکا، یونان، اسپانیا، ایرلند و ایتالیا بحران کمبود نقدینگی بانکی آشکار شده است. نظام سرمایه‌داری تلاش می‌کند پول لازم برای بانک‌ها را تامین کند. نظام سرمایه‌داری نمی‌تواند به رفاه پایدار مردم فکر بکند. نظام سرمایه داری به پایداری سرمایه می‌اندیشد. جهان با بحران بی‌سابقه‌ای روبروست.

شکل‌گیری و پایداری حکومت‌های استبدادی در کشورهای پس‌مانده بخش دیگری از بحران جهانی است. حکومت‌های استبدادی در سده‌یِ بیستم پدیدار شدند و در آغاز سده‌یِ بیست‌و یکم با چالشی بزرگ رویرو شدند. حکومتِ استبدادی از افرادی تشکیل می‌شود که بر پایه‌یِ منافع مشترکِ باندی، قراردادهایی را به عنوان اصول جهانشمول و هم‌زمانی بر مردم تحمیل می‌کنند.  نظام‌های استبدادی پایداری خود را به قداست یک ایدئولوژی پیوند می‌زنند. این نظام‌ها با استفاده از وسایلِ ارتباطِ جمعی جملاتی را به عنوانِ اصول وحدت‌بخش و سعادت‌آور در ذهن مردم می‌گنجانند. هر گونه اعتراض به بی‌پایه بودن آن اصول، سرکوب و کشتارِ بی رحمانه‌ای را در پی می‌آورد. حکومت‌های استبدادی تا هنگامی پایدار می‌مانند که آگاهی مردم را در کنترل خود دارند. هنگامی که مردم آگاهی دیگری کسب می‌کنند، حکومتِ استبدادی از هم می‌پاشد. حکومت‌های استبدادی پیرو جبر زمان هستند و تا سال 2020 بکلی از بین خواهند رفت.

گسترش سرمایه‌داری و حاکمیت استبداد در کشورهای جهان سبب استفاده‌یِ غیرعلمی از منابع طبیعی می‌شود. استخراج بی‌پایان معادن و منابع انرژی از زمین، تعادل در خاک زمین را به هم می‌زند. از سوی دیگر، تولیدات صنعتی و مصرف ناآگانه تولیدات صنعتی سبب افزوده شدن گازهای سمی به هوا می‌شود. تولید گاز کربنیک بسیار زیاد و گازهای گلخانه‌ای و جریان آن گازها تعادل طبیعی خاک و هوا را به هم می‌زند و دگرگونی‌های شگرفی در یخ‌های قطبی و آب‌های روی زمین ایجاد می‌کند. آب به سرعت کم می‌شود و خشکسالی جهان را در بر می‌گیرد. به گمانِ من، خشکسالی در کشورهای افریقایی و آسیایی به دلیل وجود حاکمیت استبداد در این کشورهاست. حکومتِ استبدادی نسبت به همه بدبین می‌شود و تمام مردم را در حال توطئه بر علیه خود می‌پندارد. این نگرش بدبینانه به مردم  و پدیده‌های بیرونی باعث می‌شود حکومت استبدادی در اندیشه‌یِ خود باشد و توانایی برنامه‌ریزی نداشته باشد. بی‌توجهی حکومت به مردم و طبیعت خسارت‌های جبران‌ناپذیری را بر طبیعت و تاریخ کشور تحمیل می‌کند. هم اکنون در بسیاری از کشورهای افریقایی و آسیایی، خشکسالی بخش‌های بزرگی از خاک سرزمین‌ها را پوشانده، رودخانه‌ها و دریاهای فراوانی خشک شده‌اند و مردم ناگزیر هستند به کوچ‌های اجباری تن در دهند. در تمام این دگرگونی‌ها، مردم بیشترین فشار را تحمل می‌کنند و بارها ناچار می‌شوند تمام دست‌آوردهای خود را رها کنند و بگریزند. جهان در بحران وحشتناکی گرفتار شده است.

رهایی از این بحران بسادگی انجام نخواهد شد. رهایی از بحران جهانی نیازمند از بین رفتن حکومت‌های استبدادی و از هم پاشیدن نظام سرمایه‌داری است. مردم همچون ماهی در تورِ سرمایه‌داری و نظام‌های استبدادی دست‌ و پا می‌زنند.  رهایی در نتیجه‌یِ گسترشِ آگاهی میان مردم و حاکمیتِ آگاهی نوین بجای باورهای خرافی کهن ممکن خواهد بود. مردم باید در فکر ایحاد حکومتی بر پایهِ عدالتِ اجتماعی و آزادی اندیشه باشند. نویسندگان باید در این راستا بنویسند.          

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب