عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
انسان دیار من نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳۸۸/۱٢/٦

در یونانِ باستان جاده‌ها و گذرگاه‌ها را نامگذاری نمی‌کردند. آن‌ها ستون‌هایِ بلندی در مسیرهای همیشگیِ‌انسان‌ها می‌کاشتند، بالایِ آن ستون‌ها تخته‌یِ جهت‌داری را نصب می‌کردند و رویِ آن تخته نام اندیشمند یا آکادمیِ شناخته‌شده‌‌ای را می‌نوشتند تا راه‌ها با نام اندیشمندان و مکان‌هایِ یادگیری شناخته شود. آتش زدنِ‌کتابخانه‌یِ‌گندی‌شاپور به وسیله‌یِ اعراب در حمله به ایرانِ‌پریشان (سال 647 میلادی) نشانه‌ای از رسمِ ایرانیان باستان را باقی‌نگذاشت. سال‌ها بعد، نام انسان‌هایی در پهندشت ایران گسترده شد و شهرها با آن نام‌ها شناخته شدند. خراسان با نام فردوسی، همدان با نام سینا، مازندران با نام مازیار، شیراز با نام سعدی و حافظ، سیستان با نام رستمِ حماسه، آذربایجان با نام بابک سنگینی بیشتری یافت. این رسمِ سالخورده امروز نیز در گستره‌ی محدود همچنان پایدار است. آذربایجان را نام شهریار، خراسان را اخوان‌ثالث و محموددولت‌آبادی، کردستان را علی‌اشرف‌درویشیان، اصفهان را گلشیری، گیلان را م.الف.به‌آذین و هوشنگ ابتهاج، کاشان را سپهری و بوشهر را منوجهر آتشی بر زبان انسان‌‌های آشنا با ادبیات جاری می‌سازد. چنین قرارداد فرخنده‌ای را تعداد محدودی می‌شناسند، اما آن تعداد غیرمحدود انسان‌ها، شهرها و مکان‌ها را با چه نام‌هایی می‌شناسند؟

تعداد غیرمحدود انسان‌ها در بیابانی بی‌نشان رها شده‌اند. آن‌ها تنها کسبِ پول بیشتر را معیار نیکی می‌شناسند. آن‌ها با کاربرد کتاب‌های یکبار مصرف کنکور، به گزینه‌ها عادت کرده‌اند. جهان برای آن‌ها کلی یکپارچه و پیوسته به هم نیست. جهان مجموعه‌ای چهارگزینه‌ای است. همین انسان‌ها برای زندگی در شرایط بحرانی هم به شکل چهارگزینه‌ای آماده می‌شوند. آن‌ها توان اندیشیدن ندارند، زیرا اندیشیدن در شکل نوشته‌ای با ساختار کامل شکل می‌یابد. اندیشیدن تنها از راه نوشتن به‌وجود می‌آید. کسی که در مغز خویش ده‌ها تصویر را به چرخش در می‌آورد، سرگرم خیال‌سازی است. اگر انسانی فراز و فرودِ تصویرها را در مغز خویش به سخن تبدیل کند و سخن را سازمان دهد تا روی کاغذ نوشته شود، او فکر می‌کند. فکرکردن (نوشتن) از راه تمرین و تکرار تمرین تقویت می‌شود. کسی که می‌نویسد، می‌اندیشد. کسی‌که تنها به گزینه‌ی درست علامت می‌زند، مطلق‌گرا می‌شود. انسان چهارگزینه‌ای می‌تواند یکی از چهار گزینه را علامت بزند و سه گزینه‌یِ دیگر را غلط به پندارد. او به درستیِ مطلق یکی از گزینه‌ها عادت دارد. علامت‌زدن به یکی از گزینه‌ها معیار او در قبولی است. اندیشه هم در یک گزینه از میان چهار گزینه نمی‌گنجد. پس انسان‌عادت‌کرده‌به‌ حقیقت‌گزینه‌ها، اندیشه را نمی‌شناسد. مغز انسان تک‌گزینه‌ای توان دریافت اندیشه را هم ندارد.

اندیشه را انسان‌های محال اندیشی به وجود می‌آورند که جهان را کلی یکپارچه با ممکن‌هایِ بی‌پایان در نظر می‌گیرند. انسان‌هایِ محال‌اندیش مردانی چون افلاتون، ارسطو، سن اگوستین، فردوسی، شکسپیر، سعدی، حافظ،  دکارت، مارکس، داروین، زولا، فروید، نیچه، بودلر، دیکنز، سوسور، الیوت، فاکنر، چامسکی و بسیاری دیگر سخنِ آشنایِ بشر را کاویده‌اند تا امکان گسترشِ سخن، و در نتیجه ساختِ اندیشه را فراهم سازند. این بزرگانِ اندیشه، در میانِ انسان‌هایِ عادت‌کرده به چندگزاره، خطرکرده‌اند تا نشان دهند برایِ سخنِ آدمی محدودیتی ممکن نیست. کسی که هستی را از میان چهار گزینه انتخاب می‌کند، نمی‌تواند به گستره‌یِ اندیشه‌هایِ آن محال‌اندیشان پی ببرد. او به ساده‌ترین شکل‌ها چنگ می‌زند.

انسانی که جهان را ساده می‌انگارد، انسانی به‌شدت تماشایی‌است. این انسان همه چیز را باور می‌کند، چون هر شنیده‌ای را تستی یک گزینه‌ای می‌پندارد. او با همین روش تست زدن وارد دانشگاه می‌شود و با همان روش چهارگزینه‌ای مدرکی هم می‌گیرد. چنین فرد ساده‌ای نمی‌تواند شکستن‌تابوها و قراردادهای سنتی را درک کند، پس چنان تلاش‌هایی را توطئه‌ای برای‌آشفتنِ جهان ساده‌یِ‌خویش می‌پندارد. انسان چندگزینه‌ای به‌تنهایی نمی‌تواند از حریم سادگیِ عادت‌های خویش دفاع کند، او به یکی از دو روش دست می‌زند. نخست، هرگونه سخن‌تازه‌ای را به قدرت‌داران گزارش می‌دهد تا آن‌ها مانع پریشیدن جهان ساده‌یِ چندگزینه‌ای او شوند. سپس به گروه ‌بزرگی از هم‌نوع‌های خود می‌پیوندد تا سنت‌شکنان را سرکوب‌کند. انسانی‌که به شنیدن چند گزاره‌ی ساده عادت‌کرده باشد، در برابر سخن تازه بسیار خطرناک می‌شود. دیار من از چنین انسان‌هایی تشکیل شده است.

انسان دیار غرب در دوران رنسانس (سده‌هایِ پانزده و شانزده میلادی) دگرگون شد. مغز انسان غربی در رنسانس از اسارت سخن‌مطلق رها شد و در گستردگی سخنان بی‌پایان به سیاحت پرداخت. انسان غربی یادگرفت که انسان مرکزهستی است و هرسخنی به سود انسان شایسته‌یِ شنیده‌شدن و عملی‌شدن است. این پندار از چندگانگی جایگاهِ راستی، انسان غربی را آزاد گذاشت تا گاهگاه تمام سنت‌هایِ اندیشگی خود را مورد تردید قرار دهد. تردید دکارت  و شالوده‌شکنی ژاک‌دریدا بر پایه‌ی چنین پیشینه‌یِ فکری شکل‌گرفت. نیچه بر رو‌یِ چنین زمینه‌ای مرگ متافیزیک سنتی را اعلام نمود. میخائیل باختین سخن‌ نویسندگان در جامعه‌های مختلف را مطالعه‌کرد و نتیجه‌گرفت که در جامعه‌های استبدادی تنها یک صدا شنیده می‌شود. باختین چندصدایی بودن متن‌های داستایوسکی را آشکارکرد و مفهومِ دموکراسی در ادبیات را طرح نمود. در چنین فضایی می‌توان به گستردگی فکر و سخن و حقیقت اندیشید.

انسان دیار من، اما، نمی‌تواند مغز خود را از زنجیر سنت‌ها رها سازد. او به سخنان آماده عادت‌کرده‌است.  به همین دلیل‌است که در دیار من «جملات‌قصار» و «سخنان‌کوتاه‌پندآموز» و«استفاده ازتک‌بیت‌شعر» دارای‌کاربرد فراوان است. این شکل‌های آماده‌یِ‌بیان نیازی به استدلال و ارزیابی خردمندانه ندارند. آن‌ها ثابت‌شده هستند و حقیقت موجود در‌آن‌ها مطلق، ازلی و ابدی است. بی‌دلیل نیست که دیگر در شرق فیلسوف پدید نمی‌آید. در شرق اندیشیدن تمام شده‌است. پس انسان‌شرقی نمی‌تواند ساختنِ‌ سخنانی تو را آغازکند. او به‌شنیدن یک صدا عادت دارد و صدا  نیز از بلندگو شنیده می‌شود. انسان شرقی عاشق تکرار صدای بلندگوست. او درتکرار صدای بلندگو حقیقت‌وجودی خود را کشف می‌کند. بی‌دلیل نیست‌که در دیار من صدای بلندگو بیشتر از هر صدایی شنیده می‌شود.  بلندگو حقیقت را بیان می‌کند. حقیقت هم پدیده‌ای مطلق و موجود است. نیازی به ساختن حقیقت‌های نوین در جهانی‌نو نیست. انسان شرقی هرگزدرک‌ نمی‌کند که حقیقت مفهومی‌است که در سخن آدمی پدید می‌آید. ما در چنین جهان تنگی رنج می‌بریم.

 

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب