عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
عشق و نشانه‌هایش نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٠/٦/۱٥

هلالِ ماه

از کتابِ «گل‌های حسرت»

روزهایِ آغاز هر ماه، ماه سخت دیدنی‌است. ساعتی پس از وداعِ روز، و درهمان‌سمتی که خورشید پنهان می‌گردد و به فاصله‌یِ یک‌سنگ‌انداز از بالای‌کوه‌هایِ باختر، هلالِ نازکِ ماه در زمینه‌یِ کبودِ آسمان پدیدار می‌شود. سپیدیِ ماهِ نو در تیرگیِ آسمان درخشندگیِ شگرفی دارد. دو گوشه‌یِ تیزِ هلال، چون دو شاخِ نورسته بر سر قوچ یا کلمیش، به سمتِ بالا کشیده می‌شود، وهلال همچون جامی باستانی درآسمان به جلوه در می‌آید. زیباییِ ماه، خیالِ‌آفرینشگرِ آدمیانِ را به بیانگری وامی‌دارد تا اشکِ تمامِ شاعرانِ عاشق را در آن جامِ ماه بریزند و پیشکشِ معشوق‌هایِِ نازک‌خیال بنمایند. چنین تماشاگهِ حیرت‌انگیزی در هفت روزِ اولِ ماه‌هایِ بهار و تابستان و نیز ماهِ اولِ پاییز، ذوقِ شاعرانه را در انسان‌هایِ برگزیده به صورتِ سرودنِ شعر نمایان می‌سازد تا غبارِ عادت از رویِ زبانِ بشری زدوده گردد. بدونِ شعر، نه ماه به چشم می‌آید و نه زبان زیباتر می‌شود.

درشبِ سومِ ماهِ نو و به فاصله‌یِ یک صدا رس،  ستاره‌ای درخشان بالایِ ماه دیده می‌شود. ستاره کششِ عاشقانه‌ای به ماه دارد. گاه در گمانِ آدمی چنین می‌نماید که دمی دیگر ستاره همچون مرواریدی در داخلِ جامِ ماه خواهدافتاد.گذر شب‌ها، اما، ستاره را به دورِ ماه می‌گرداند. پس از هر شب، ستاره دورتر و در سمتی از ماه دیده می‌‌شود. در شبِ چهاردهم، که قرصِ ماه سنگین، وحشت‌خیز وکامل شده، دیگر آن ستاره‌یِ عاشق از یادِ کسی گذر نمی‌کند. شب‌هایِ چندی باید بگذرد تا پیوندِ عاشقانه‌یِ ماه و آن ستاره‌یِ پرمهر باری دیگر به نمایش درآید.

زمانی که ماه باریک است و به مهربانی نیازمند است، ستاره‌یِ‌ عاشق پدیدار می‌شود تا نگاهِ انسانِ کاستی‌جو وکم‌بین در آن زیباییِ ماه نشانی از کاستی نیابد. آن هنگام که شاعران دفِ درخشانِ ماه را رویِ انگشتانِ خود به رقص و نوا در می‌آورند، ستاره خود را پنهان می‌سازد تا مباداکوچکیِ او، بر بزرگیِ ماه نشانی از کوچکی بزند. آن ستاره نشانِ مهر بر وجودِ خود دارد. آن ستاره، مهربان است: نگاهبانِ مهر.       

گاه‌گاه که در پهندشتِ زندگی گم می‌شوم، گمان نکنی مهر را فراموش کرده‌ام. مرا آن ستاره‌یِ کوچکی پندارکه به هنگامِ کاهشِ اندازه‌ات، پیشِ پایِ تو هستم، و هنگامی‌که پرتوِ درخشانِ تو جهان را در حیرتِ روشنایی خود فرو برده است دور می‌گردم تا کم‌نوربودنِ من سبب نگرددگمانِ تیرگی و کوچکی به پندارِ کسی راه یابد. 

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب