عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
«حیدربابایه سلام» استاد شهریار نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٠/٦/٢٢

نقدی نو بر«حیدربابایه سلام»

bagerihamidi@yahoo.com

چکیده

حیدربابایه سلام در دو بخش و با فاصله‌یِ زمانیِ دو سال سروده شد. بخشِ اول 76 بند و بخشِ‌دوم49 بند دارد. تردیدی نیست که بخشِ دوم تقلیدی از بخشِ اول است و از نظرِ هستی‌شناسی و زیبایی‌شناسی دارایِ اصالتِ بخشِ اول نیست. شهرتِ جهانگیرِ حیدربابایه سلام حاصلِ روش‌هایِ نوینِ بیانگریِ هنری در بخشِ اول می‌باشد. شهریار در 76 بندِ اول گذشته‌ای را روایت‌ می‌کندکه در حافظه‌یِ تاریخیِ تمامِ مردمِ کره‌یِ زمین جای دارد. در جریانِ زندگیِ بشر در رویِ زمین، روستانشینی طولانی‌ترین دوره را تشکیل می‌دهد. "حیدربابایه سلام" بیانِ هنریِ آن دوره‌یِ طولانی است که در قرنِ بیستم میلادی به پایان می آید. پایان یافتنِ دوره‌ای از تاریخ، سبب می‌شود یکی از شاعرترین شاعرانِِ ایران به روایتِ آن بپردازد. استحکامِ قافیه‌بندی، بیانِ رویداد تنها از طریقِ اسمِ‌جمع و فعل‌در شکلِ وجه‌وصفی، ‌کارکردِ بسیار اندکِِ صفت و قید در بیانِ شعری، به‌هم‌ریختنِ عمدیِ زمانِ قراردادی در توالیِ رویدادها و بیانِ هنرمندانه‌یِ اخلاق در این همه پدیده سبب می شود متن به ساده‌ترین شکلِ سخنِ بشر تبدیل شود. سادگی به معنایِ  رابطه‌یِ مستقیم بینِ دال و مدلول(register-registered) است، یعنی هر واژه‌ای تنهایک پدیده در جهانِ خارج را نامگذاری می‌کند و واژه دارایِ دلالت‌هایِ معنایی دیگری نیست. چنین رابطه‌ای باعثِ ایجاد هماهنگیِ هنری بینِ موضوعِ سخن و شکلِ بیان می‌گردد. این مقاله سعی دارد ویژگی‌هایِ زیبایی‌شناختیِ حیدربابایه سلام را بر اساسِ روش‌هایِ نوینِ نقدِ ادبی آشکار کند. پیروِ روشِ نقدادبیِ نو،  در این نوشتار از زندگیِ شهریار و علت‌هایِ خارجی سروده‌شدن شعر سخنی به میان نمی آید وتنها به نقدِ متن در 76 بندِاول پرداخته میشود.

 واژگانِ کلیدی:‌ حیدربابایه سلام، قافیه، اسم، صفت، فعل، روایت، زمان

*   *   *   *   *

1- تاریخِ نقد: سخن گفتن  تفاوتی بنیادین با نقد ادبی دارد. نقد ادبی تنها در شکل نوشتن اتفاق می‌افتد و در یک مقاله‌ی کامل معنی پیدا می‌کند. نقد ادبی آشکار ساختن معنای نهفته در متن است. در سده‌ی بیستم در کشورهای اروپایی و ایالات متحده امریکا رویکردهای علمی نقد ادبی پدید آمد. فرمالیستهای روسی توجه کنش خواندن را به متن برگرداندند. فرمالیستها ادعا کردند که تمام معنا در داخل خود متن موجود است. آنها بررسی زندگی شاعر یا نویسنده را از کنش خواندن کنار گذاشتند. دستاورد فرمالیستها توجه به جزییات متن شد. کاربرد یافته‌های زبانشناسی در خواندن متن سبب دقت بیشتر در جزییات متن شد. ژاک دریدا شالوده شکنی را پدید آورد. دریدا توجه خواننده را از الگوهای معنایی سنتی به محورهای نوین معنی کشاند. دریدا محور بودن یک معنی را روش تفکر استبدادی می‌دانست. از نظر دریدا متن نمی‌تواند تنها یک معنی داشته باشد. دستاورد بزرگ دریدا پیدایی روش‌های نوین برای درهم شکستن معناهای سنتی بود. تاریخگرایان نوین بار دیگر اهمیت آگاهی از زندگیِ نویسنده را برای کشف معنای اثر طرح کردند. پدیدار شدن روش‌های نوین نقد ادبی همچنان ادامه دارد.

در ایران شهریارشناسان، به بهانه‌یِ شهریار به معرفی خود می‌پردازند. شاید آنها نگران هستند که کسی به هستی آنها اهمیتی ندهد، پس ناچار خود به معرفی خود، زادگاه خود و دوستی خیالی خود با شهریار می‌پردازند. امروزه انسانهای خردمند نوشته‌های امپرسیونیستی را به عنوان نقد یک اثر نمی‌پذیرند. نویسنده‌یِ نقد باید خود را از متنِ نقد کنار بگذارد. منتقد ناگزیر است جزییات متن را شرح دهد. بسیاری از کسانی که درباره‌ی حیدربابایه سلام انشا نوشته‌اند، سادگی زبان را تکرار کرده‌اند. هیچ یک از این نویسندگان «سادگی» را تعریف نکرده‌ است. آنها  درک «سادگی» را بدیهی پنداشته‌اند.  «سادگی» دارای مفهومی بسیار پیچیده می‌باشد. اگر متن از نظر معنایی ساده باشد، هر کسی می‌تواند یک حیدربابایه سلام بنویسد، درحالیکه خود شهریار هم چنین کاری را نتوانسته انجام دهد. حیدربابایه سلام (2) دارای ویژگی‌های زیبایی‌شناختی حیدربابایه سلام (1) نیست. حیدربابایه سلام (2) تقلیدی از حیدربابایه سلام (1) است و اصالت ندارد. اصالت در حیدربابایه سلام (1) است. حیدربابایه سلام (2) بیان خاطره است، حیدربابایه‌سلام (1) بیان هنری زندگیِ گذشته‌یِ نسل انسان‌هاست. از سوی دیگر، طرح درک شعر توسط کسانی که سرگذشتی همچون شهریار را در روستا داشته اند، تلاشی نا آگاهانه و غلط در محدود کردن گستره‌ی زیبایی شعر شهریار است. روستانشینی تجربه‌ی سی هزار ساله‌ی بشر روی زمین است. این تجربه به آسانی از میان نخواهد رفت. ایالات متحده در تاریخ کوتاه خود (استقلال در 1776) تجربه‌ی روستا نشینی ندارد. در بسیاری از آثار نویسندگان ایالات متحده،  روستا زمینه‌یِ مکانی رویدادهای اثر است. شهریار با پرداختن به روستای ویران، تجربه‌یِ سی هزار ساله‌ی بشر را موضوع سخن خویش قرار داده است. یکی از دلایل پذیرش حیدربابایه سلام همین نکته است.

2- شرایط زمانیِ آفرینشِ «حیدربابایه سلام»

حیدربابایه سلام در زمینه‌ی تاریخی ایران شکل گرفته است. سنت شعر ایران بر پایه‌ی اندیشه‌ی افلاتونی بنا شده است. تقسیم صورت و معنا به دو پدیده‌ی مستقل، میراث زیبایی‌شناسی افلاتون است. در این سنت بطور قراردادی و به دلایل تاریخی- اجتماعی، صورت ابزار و وسیله‌ی رساندن معنی بوده و اغلب خود استقلالی ندارد. هر واژه، ایماژ، روایت و حتا کل شعر در خدمت رساندن مفهومی متافیزیکی می‌باشد. دوگانگی صورت و معنا در شعر حضور استعاره را ناگزیر می‌سازد. استعاره علاوه بر ایجاد حس این‌همانی بین دو چیز، فاصله‌ی آنها را نیز به طور تلویحی نشان می‌دهد. گسترش استعاره در شعر پارسی سبب شد تا ذهنیت شاعر بر عناصر مادی شعر غلبه کند و در نتیجه صنایع ادبی همچون استعاره، تشبیه، مجاز و کنایه از طریق رونق صفت عناصر عمده‌ی شعر پارسی باشند.

 شاعرانی که در ایران به زبان ترکی شعر می‌سرودند، بیشتر تکرار سنت شعر پارسی را پیشه‌یِ خود ساختند. محمد فضولی، که جواد هیئت در کتاب تاریخ ادبیات آذربایجان او را شکسپیر ادبیات آذربایجان نامیده، کاری غیر از تکرار اصول زیبایی شناسی شاعران پارسی‌گوی، به ویژه حافظ، انجام نداده است.

تکرار سنت افلاتونی در شعر رویکردی دوگانه داشته است. از سویی، زیبایی حاصل ترکیب عناصر بسیط تلقی می‌شد و خود عناصر بسیط به فراوانی و بدون رابطه‌ی علی محسوس در یک قطعه شعر بکار رفتند. از سوی دیگر، محسوسات در شعر نیمسایه‌های حقیقت برتر (مثل افلاتونی) تلقی شدند.

این دوگانگی در دوره‌ی مشروطیت تا حد زیادی از بین رفت. شعر در خدمت کسب هدفهای نزدیک و فوری زندگی سیاسی قرار گرفت. زمینی‌شدن شعر سبب شد صورت و معنی آشتی کنند و شعر به زبان روزمره‌یِ مردم نزدیک شود. حرکت آغاز شده را نیما یوشیج با درهم شکستن سنت‌های زیبایی شناسی سنتی، یعنی تقارن و تناسب در شکل، شتاب بیشتری داد. نیما و پیروان او توجه خوانندگان شعر را به عناصر جدیدی همچون واژگان، تصاویر شعری (ایماژ) و مفاهیم روزمره جلب کردند. پایداری نیما در گسترش شکل شعر نو و نوشتن اصولِ زیبایی‌شناسی شعر نو خوانندگان را با شکل نوینی از بیانگری شعری آشنا کرد. شهریار حیدربابایه سلام (1) را در چنین فضایی نوشت.

3- نقد «حیدربابایه سلام»

حیدربابایه سلام (1) در سال 1332 چاپ شد. موضوع این شعر، زندگی ساده‌یِ مردم در بدوی‌ترین شکل زیست می‌باشد. در 76 بند شعر، مرحله‌ای از تکامل زندگی بشر به شکل پرشکوه و جلایافته روایت شده است. هر بند حیدربابایه سلام از پنج خط تشکیل می‌شود. سه خط آغازین هر بند دارای قافیه‌ای مشترک و دو خط پایانی هر بند قافیه‌ای دیگر دارد (aaabb). در سه خط آغازین هر بند، چینش مکانی یا زمانی (setting) بیان میشود و در دو خط پایانی نظر گوینده درباره‌یِ موضوع سه خط اول بیان می‌شود. بسیاری از دو خط های پایانی، انتزاع موضوعی اخلاقی است.

شهریارسخنان خود را خطاب به کوهی بنام حیدربابا بیان می‌کند. خطاب قرار دادن کوه، آن را شخص انگاری می‌کند و کوهِ شخص‌انگاشته شنونده‌ایِ راستین می‌شود. به پشتیبانیِ چنین شنونده‌یِ پُراعتمادی، گوینده گذشته‌یِ پرمهری را بیاد می‌آورد و حسرتِ ژرف خویش را به آن زندگیِ از دست رفته بیان می‌کند. شاعر یادهای خود را از روستای خشکناب و مردم دوست‌داشتنی‌اش به کوهی می‌گوید که خود شاهد و جزئی از همان خاطرات است. تکرار خاطراتی که شاعر و کوه در روزگار گذشته شاهدش بوده‌اند، فاصله‌یِ گوینده و مخاطب را از بین می‌برد و آن دو یکی می‌شوند. این یکی شدن، این- همانیِ  انسان و طبیعت را بیان می‌کند. یکی شدن انسان و طبیعت، سبب پیدایش دنیایی می‌شود که در آن انسان‌ها و اشیاء و عناصر طبیعت تنها با نام و کار فیزیکی شناسایی می‌شوند.پس واژه‌ها و اشیاء یکی می‌شوند و هر چیزی به صورت بسیط جلوه می‌کند.

بتدهای شعر حیدربابایه سلام رویدادهایی را در گذشته روایت می‌کنند. در 76 بند حیدربابایه سلام، 56 روایت آغاز و بسرعت قطع می‌شود. هر بند به گوشه‌ای از یک رویداد اشاره می‌کند و بسرعت به رویدادی دیگر می‌پردازد. شهریار برای روایت رویدادهای فراوان و برای پیشگیری از ادامه‌ی یک روایت، زمان قراردادی را به شکل عمدی به هم می‌ریزد. بند نخستین به روایت رویدادی در بهار می‌پردازد،  بند دوم به زمستان بر می‌گردد و بند سوم تابستان را به شکل تلویحی روایت می‌کند. هنگامی که شعر به ادامه‌یِ یک روایت ناگزیر می‌شود و گمانِ توالی زمان در ذهنِ خواننده پیش می‌آید، شاعر با استادی موضوعی اخلاقی را پیش می‌کشد تا روایت کامل نشود. پاره‌های رویداد همانند قطعه‌های پازل پراکنده می‌شوند و هر خواننده‌ای در ذهنِ خویش آن قطعه‌ها را پیش هم می‌چیند. با چنین روش بیانگری هیچ روایتی به شکل کامل بیان نمی‌شود. در هر بند گوشه‌ای از یک ردیداد روایت می‌شود و در ذهن شاعر باعث ایجاد عاطفه می‌گردد و سپس قطع می‌شود تا رویدادی دیگر به همان روش روایت گردد. چنین روش بیانگری سبب می‌شود بین رویدادها فاصله ایجاد شود. تکرار پاره روایت‌ها و ارائه ی تصاویری از یک پدیده‌یِ غایب سبب می‌شود ذهن خواننده آن فاصله را به دلخواه خویش پر نماید و بدین‌سان جهان آرمانی هر خواننده یا شنونده‌ای پدید می‌آید. هیچ نیازی نیست که خواننده یا شنونده در حافظه‌یِ خویش چنان خاطراتی داشته باشد. شعر به اندازه‌ی کافی مصالح در اختیار ذهن خواننده یا شنونده قرار می‌دهد تا روستای ویران در خیال هر کس بازسازی شود. حیدربابایه سلام متنی است که خواننده هنگام خواندن بیشترین همکاری را با متن در بازسازی جهان ویران موجود در شعر انجام می‌دهد و به همین دلیل هر خواننده‌ای خواندنِ این کتاب شگفت‌انگیز را دوست دارد.

در حیدربابایه سلام، شاعر در جستجوی سعادت در یک جهان آرمانی است. او به پیروی از سنت رمانتیک‌ها آگاه است که آن سعادت در زمانِ آینده و در دنیای ماشینی بی‌روح بدست نخواهد آمد، پس شاعر نگاهش را به روزگار گذشته می‌تاباند و بطور خندیگرانه (ironically) سعادت را در جهانی می‌جوید که پیشتر ویران شده و از دست رفته است. این پس‌نگری دارای زمینه‌ی زیبایی‌شناسی است. ذهن انسان توان درک زیبایی جسمی در حال حرکتِ شتابنده را ندارد. جسم را باید از حرکت بازداشت تا در سکون امکان حس‌کردن، و درنتیجه درک زیبائی آن ممکن شود. در شعر این وضع با سفر به گذشته‌یِ مرده و ساکن ممکن می‌گردد. در حیدربابایه سلام شاعر به گذشته‌یِ سرزمین کودکی‌اش سفر می‌کند. در این سرزمین شخصیت‌ها و اشیاء در دنیای ساکن و سرشار از سعادت غرق در سکون و مرگ هستند. چون حیاتی ندارند، پس مرگی نیز بر آنها نیست و هر لحظه احساس شادمانی از آنها می‌تراود. این سعادت به طور کامل به خواننده نیز سرایت می‌کند.

نگرش شاعر به جهان مرده  در گذشته از سود و زیان رهاست. او هر پدیده‌ای را در گذشته بدون دخالت دادن حسابگری ذهنِ قراردادی بیان می‌کند. بیان پدیده ها تنها با اسم و فعل انجام می‌شود. در چنین بیانگریِ هستی، هیچ صفتی بکار نمی‌رود. بدرستی نیازی به کاربرد صفت نیست، زیرا صفت کاربرد سودجویانه‌یِ گوینده از اسم است. صفت ذاتی ماده نیست، بلکه بر آن عَرَض است. صفت تعبیر سودجویانه‌ی گوینده از ماده است. بکار نرفتن صفت در سخن از ویژگی‌های ممتاز و یگانه‌ی حیدربابایه سلام است..

از سویی، چون جهان ساکن و مرده است، پس برای بیانِ آن جهانِ ساکن، فعل ها هم از استبداد زمان قراردادی رها شده‌اند و در گذشته به حالتِ مطلقِ سکون رسیده‌اند. سکون فعل‌ها سبب شده کنش زمانی فعل‌ها در سه بخش فراردادی (گذشته، حال، آینده) محو شده و بیشتر فعل‌ها در حالت وجه وصفی بیان شوند. هر فعلی در حالت وصفی از کنش زمانی رها می‌شود و به صورت استمراری زمان ذهنی یا زمان ابدی را بیان می‌کند. یکی از دلایل لذت بخشیدن شعر به هر خواننده‌ای پیوند سخن با ابدیت است. انسان همواره از بی‌مرگی در ابدیت و خیال زندگی جاویدان لذت می‌برد.

در حیدربابایه سلام، آرایه‌های ادبی کاربرد چندانی ندارند. وجودِ آرایه‌های ادبی فراوان سخن را به ابهام می‌کشاند. سخن حیدربابایه سلام مستقیم است. هر واژه و ایماژی تنها یک شخص یا یک پدیده یا یک رویداد را نامگذاری می‌کند. حیدربابایه سلام با سنت شعر ایرانی تفاوتی بنیادین دارد. زبان حیدربابایه سلام، زبان روزمره‌ی مردمِ عادی است. ویلیام وردزورث در دیباچه‌یِ اشعار غنایی نوشته است که زبان شعر باید زبان گفتار روزمره‌ی مردم عادی باشد. زبان حیدربابایه سلام حکم وردزورث را اجرا کرده است. این زبان رها از قیدهای تشریفات، فریبکاری و هرآنچیزی است که دوگانگی در سخن و رفتار را پدید می‌آورد. کارکرد نخستین زبان، نامگذاری پدیده‌های فیزیکی، طبیعی و انسان‌ها و نیز بیان حرکت موجود در جهان طبیعی و انسانی بوده است. چنین کارکرد زبان سبب ایجاد عاطفه‌یِ شدید می‌گردد. عاطفه حسی است که از درک فوری و بی‌واسطه‌یِ یک خبر یا یک شیئی برانگیخته می‌شود و سبب ایجاد هیجان در ذهن دریافت کننده می‌گردد. تفاوت زبانِ حیدربابایه سلام از گفتار مردم عادی، تحمیل وزن و قافیه و دادن شکل هنری، یعنی فرم، به سخن می‌باشد.

قافیه‌هایی که در حیدربابایه سلام بکار رفته‌اند بر پایه‌یِ صوتهایی ساخته شده‌اند که ناگزیر جریان سخن را به سکون می‌کشانند تا در سکون ایجاد شده اندیشیدن ژرف ممکن شود. وزن هجایی شعر نیز بر این تاثیر می‌افزاید.

زیرایستایِ زیبایی در متن حیدربابایه سلام، ایجاز و کاستن معناهای افزوده شده به کلمات در گذر زمان و برگرداندن آن به نخستین رابطه‌یِ قراردادی بین واژه و جسم فیزیکی است. این رابطه‌یِ بسیط حکم می‌کند که نخستین عناصر زبان «اسم‌ها» و سپس «فعل‌ها» باشند. «اسم‌ها» برای نامگذاری اشیاء و اشخاص و«فعل‌ها» برای بیان حرکتِ هستی و رابطه‌ی بین اسم‌ها پدید آمده‌اند. سادگیِ زبان در همین معناست. به سخن آشکار، سادگی به معنای وجود تنها یک رابطه بین واژه و مرجعِ فیزیکی آن است. در «سادگی زبان» معناهای افزوده شده به واژه‌ها و به ساختار جملات از آنها کنار گذاشته می‌شود. حیدربابایه سلام (1) در این مفهوم ساده است که متن آن به تمامی از اسم و فعل تشکیل شده است. هر اسم و فعلی هم تنها یک پدیده‌یِ فیزیکی در دنیای روستا را نمایندگی می‌کند. چنین سادگی زبان موضوعی بسیار دشوار و پیجیده است و در واقع قابل تقلید نیست. خود شهریار هم در حیدربابایه سلام (2) نتوانسته به آن سادگی شگفت‌انگیز حیدربابایه سلام (1) وفادار بماند.

4- نتیجه گیری

«حیدربابایه سلام (1)» شعری در بزرگداشت جهان مادی است. در این شعر، عاطفه‌یِ شدید ایجاد شده در ذهنِ خواننده حاصل آمیزش واژه و ماده است. نام‌های فراوان افراد و مکان‌ها که در متن «حیدربابایه سلام (1)» پدیدار شده‌اند همه به کسانی اشاره دارند که هیچگونه هویت شاخص تاریخی، دینی و یا اجتماعی ندارند. نام‌هایی همچون ننه‌قیز، رخشنده، ملا ابراهیم، میرمصطفا دایی، میرزا تقی، فاطما خالا و نیز نام مکانهایی همچون خشکناب، ورزقان، شنگیل‌آوا، سولو دوز و دیگر نام ها همه تنها شخص یا مکانی را بیان می‌کنند و درباره‌ی آنها هیچ آگاهی در کتابها نوشته نشده است. این نام‌ها همان رابطه‌ی ساده و یک وجهی بین واژه و ماده را بیان می‌کنند و چون هیچ معنای ضمنی بدان‌ها افزوده نشده و تنها یک انسان یا یک مکان را می‌شناسانند، پس «ساده» تعبیر می‌شوند و نماینده‌یِ گونه‌ی انسان یا مکان می‌شوند. ناسازه‌یِ (پارادوکس) شعر رمانتیک در حیدربابایه سلام هم آشکار می‌شود. هر فردی هر چه از جامعه دورتر شود و از تمام هویتهایِ اجتماعی رها گردد، به مقام نمایندگی کل انسانها می‌رسد. شخصیت‌های بازیگر در «حیدربابایه سلام (1)» نماینده‌یِ تمام انسان‌ها هستند و خود شعر حیدربابایه‌سلام هم نماینده‌یِ حسرتِ تمام انسان‌ها به مرگِ دنیایی است که انسان در صدها هزار سال روی زمین ساخته بود.                                                                                                           

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب