عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
کتاب‌سوزانی نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٠/٧/۱

کتاب آگاهی یک انسان را درباره‌یِ یک موضوع آشکار می‌کند.  کتاب‌ها پیوندگر آگاهی انسان‌ها از نسلی به نسل‌های آینده است. کتاب‌ها بالاترین معیار سنجش آگاهی انسان‌ها هستند.

درباره‌یِ اهمیت کتاب در آموزش رسمی ایران سخنان فراوان بیان می‌شود. بیانگری اهمیت کتاب بیشتر در گفتار شفاهی انسان ایرانی حس می‌شود. کردار تاریخی ایرانیان داستان دیگری دارد. در ایران نیز «کتاب سوزانی» انجام شده است.

درباره‌یِ کتاب سوزانی در تاریخ ایران سخنانی شنیده شده است. سوزاندن کتابخانه‌یِ دانشگاه «گندی شاپور» در هجوم اعراب مسلمان به پارس سده‌یِ هفتم میلادی و سوزاندن کتابخانه‌های ایران در هجوم سپاه مغول به ایران در سده‌یِ سیزدهم میلادی داستانی است که در ذهنیتِ افسانه‌ساز ایران تکرار فراوان دارد. به گمان من، این سخنان بی‌پایه هستند. در گندی‌شاپور دوره‌یِ ساسانی دانشگاه که هیچ، مکتب‌خانه‌ای هم وجود نداشته که کتابخانه‌ای برای سوزاندن داشته باشد. در هجوم سپاه مغول به ایران هم کتابخانه‌ای وجود نداشته است. ایرانیان با کتاب و نوشتن همیشه بیگانه بوده‌اند. داستان ویرانگری مغول‌ها را سازندگان تاریخ، کسانی همچون اقبال آشتیانی در دوره‌یِ رضا شاه پدید آوردند. در سده‌یِ سیزدهم میلادی سرزمینی که امروزه ایران نامیده می‌شود به قلمروهای فئودال‌های قدرتمند تقسیم شده بود و مفهوم کشور هنوز پدید نیامده بود. در کتاب «تاریخ سری مغول» دستور چنگیزخان برای یافتن هر نوع کتاب ممکن سند شده است. در دستور چنگیز خان به اهمیت کتاب اشاره کرده و کتاب را راهنمای حاکم و مردم نامیده است. دنیای افسانه‌ها را باید کنار گذاشت و به دنیای واقعی پرداخت.

در دوران معاصر بزرگترین کتاب‌سوزانیِ دولتی در شهر تبریز و در دی‌ماه 1325 روی داده است. پس از شکست حکومت فرقه دموکرات در آذربایجان و نشستنِ مقامات محلی جدید در اداره‌ها، در روز سی‌ام دی ماه 1325 دانش آموزان مدرسه‌ها را در میدان ساعت تبریز جمع‌ نمودند و کتاب‌های ترکی فرقه را در تلی از آتش سوزاندند. کتاب‌سوزانی دیگر در سال 1359 توسط خود مردم به شکل پراکنده روی داد.

در جریان انقلاب و در سال 1357 حکومت شاه کنترل خود را بر جامعه بکلی از دست داده بود. مدیران حکومتی در اندیشه‌یِ فرار بودند و بدنه‌یِ نهادها و اداره‌هایِ نماینده‌یِ حکومت در برابر حکومت شاه ایستاده بودند. در چنین فضای «کنترل نشده» چاپحانه‌ها به چاپ کتاب پرداختند. این کتاب‌ها با نام کلیِ «کتاب‌های جلد سفید»  شناخته می‌شد. روی جلد کتاب‌ها هیچ طرحی نبود، تنها نام نویسنده و عنوان کتاب روی جلد خوانده می‌شد.  در بسیاری از کتاب‌های ترجمه‌شده، نام مترجم هم نوشته نمی‌شد.  این کتاب‌ها را جوانانی در پیاده‌روی خیابان‌ها می‌فروختند. کتاب‌های دکتر علی شریعتی ردیفی از سُفره‌یِ پَهن شده‌یِ کتاب‌ها را تشکیل می‌داد. کتابِ «کاپیتال» کارل مارکس در کنارِ کتاب «پرتوی از قرآن» آیت‌الله طالقانی فروخته می‌شد. رُمان‌های فراوان با موضوعِ مقاومت مردم اروپا در برابر ارتش هیتلر در سال‌های 1939 تا 1945 و رمان‌های نویسندگان ایران که در زندان بودند، به فراوانی فروخته می شد. کتابِ «جمیله بوپاشا» را بسیاری از جوانان آن روزگار خواندند. کتاب‌خوانی یکی از سعادت‌های حرکت اجتماعی مردم در سال 1357 بود. فکر اقتدارگرایی هنوز ناشناخته بود و خوانندگان هر نوع کتاب را در کتابفروشی‌های پیاده‌روها می‌دیدند و تحمل می‌کردند. در دوران حکومتِ شاه «به‌هم‌ریختگی» اصل مسلط جامعه بود. نبود روشنفکر در ایران سبب شده بود نویسندگان و مترجمان نقش روشنگری را به عهده بگیرند. حکومتِ پوسیده و واپسگرای شاه بسیاری از نویسندگان و مترجمان را در زندان‌ها نگه می‌داشت. از هم پاشیدنِ حاکمیت شاه سبب شده بود مردم و جوانان به خواندن رمان‌های نویسندگان زندانی بپردازند. جوانان با آزادی تمام هر نوع کتابی را می‌خریدند و گاهی آنها را می‌خواندند.

در زمستان 1358 پیروزی جریان اسلامی در ایران آشکارتر شد. تعدادی از گروه‌های سیاسی دست به اسلحه بردند و نبرد مسلحانه را در سه منطقه آغاز کردند. گروه فرقان به ترور شخصیت‌های حکومتی پرداخت. جنگ‌ها و ترورها فضا را امنیتی کرد. حکومتِ تازه تاسیس «جمهوری اسلامی ایران» دست به یکسان‌سازی جریان سیاسی حاکم بر جامعه زد. جوانان به پاکسازی خانه‌هایشان از کتاب‌های جلد سفید پرداختند. کتاب‌سوزانی در خانه‌ها شروع شد. جوانان آغاز کردند و مادران با شیفتگی کار را ادامه دادند. نام «صادق خلخالی» لرزه بر اندام مادران می‌افکند. پیش‌از نیمروز اغلب از خانه‌ها دود سیاه‌رنگی به هوا می‌رفت. جوانان کتاب‌های سوزاندنی را انتخاب می‌کردند، اما مادران یکجا کتاب‌ها را آتش می‌زدند. در بسیاری از خانه‌ها کتاب‌های دبستانی و دبیرستانی هم سوزانده شد. فکر همیشگی ایرانی باری دیگر عملی شد: خانه جای نگه‌داری کتاب نیست، کتاب باید سوزانده شود. در آن روزهای پر از هیجان و نگرانی و سازش و گزینش، تشخیص کتاب بی‌خطر از کتاب باخطرگاهی ناممکن بود. شعله‌های آتشِ کتاب‌هایی را  نابود می‌کرد که  روزگاری برای خواندن خریده شده بود.  

کتاب‌سوزانی به تاریخِ گذشته‌یِ بشر تعلق دارد. انسان‌ها در سرزمین‌های فراوانی به کتاب‌سوزانی پرداخته‌اند. گسترش تکنولوژی و تبدیل کتاب به شکل مجازی در اینترنت داستان کتاب‌سوزانی را به خاطره‌ای شرم‌آور تبدیل نموده است. انسان امروز خردمند شده است. امروزه در خرید کتاب خرد انسانی حاکم است. کار خردمندانه نیاز به بازنگری و سوزاندن ندارد.

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب