عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
همایش استاد شهریار در تبریز، 26 شهریور 1390 نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٠/٧/٩

غربتِ استاد شهریار در همایشِ دولتیِ سالگرد درگذشت او

 همایش سال 1390 شایسته‌یِ نام بزرگ شهریار نبود. برای بزرگداشت شهریار باید مردم را در دامنه‌یِ کوه «حیدربابا» و یا دستکم در استادیوم باغشمال تبریز یکجا گرد آورد. در همایش شهریار باید صدها آشیق از روستاها و شهرهای آذربایجان با هم بندهای «حیدربابایه سلام» استاد شهریار را به آواز بخوانند. در همایش شهریار ارکستر سمفونیک بزرگی باید شعر «سهندیم» را با خوانندگی خوانندگان بزرگ آذربایجان اجرا کند. غزل‌های شهریار را هم باید استاد شجریان به همراه بهترین نوازندگان ایران بخواند. سخنران‌ها نیز باید نویسندگان نقد ادبی و اندیشمندانی باشند که دستکم ده مقاله‌ی علمی درباره‌یِ شعر شهریار نوشته باشند.

مراسم سالگرد درگذشت استاد شهریار در سال 1390 بسیار غریبانه برگزار شد. انجمن ادبی پارس آباد مغان در تیرماه 1390 فراخوان دریافت شعر و داستان کوتاه داد تا در 27 شهریور «کنگره‌ای» را برگزار کند. در پایان مرداد زمان دریافت شعر و داستان کوتاه تا 13 شهریور تمدید شد. در 24 شهریور در بیانیه‌یِ کوتاهی لغو «کنگره» را به علت «تقارن کنگره با سفر رئیس جمهور به اردبیل» اعلام کردند. رئیس جمهور در روز جمعه 25 شهریور ساعت دوازده نیمروز اردبیل را به سمت تهران ترک کرده بود. در تبریز هیچ سخنی از برگزاری مراسم نبود. روز شنبه 26 شهریور 1390 مراسم را در فضایی امنیتی برگزار کردند. سخنران‌ها مقامات سیاسی، آقایان حسینی (وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی) ، پرویز آژیده (معاون سیاستی- امنیتی استاندار آذربایجان شرقی)، میرتاج‌الدینی (معاون پارلمانی رئیس جمهور)، داننده (مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجانشرقی) و افراد نامشخصی با نام‌های اصغر فردی، ابوالفضل علیمحمدی و جمشید علیزاده بودند. چند شاعر هم از شهرهای ارومیه، مراغه، اردبیل و زنجان دعوت شده بودند. تمام سخنران‌ها تلاش داشتند شاعری شهریار را به اشعار مذهبی سروده شده در سال‌های 1358 تا 1366 محدود کنند. سخنران‌ها بخوبی می‌دانستند که کسی از آنها انتظار شنیدن سخنان علمی در شناخت شاعرانگی شهریار ندارد. آنها با لحن‌های گوناگونی موضوع مذهبی بودن شهریار را در سخنان آشفته‌ای بیان می‌کردند. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی متن شعرها را از روی کاغذ غلط می‌خواند. سخنران‌های دیگر نیز سخنی برای گفتن نداشتند، زیرا اهل این کار نبودند.

تنها زمان زیبای همایش شعرخوانی «کریمی مراغه‌ای» بود.  کریمی در شعرش اشاره‌های مستقیم به دو شعر بزرگ «حیدربابایه سلام» و «سهندیم» شهریار داشت. پس از خواندن هر بند از شعر، حاضران با شوق و دست‌زدن شاعر را تشویق می‌کردند.  

معرفی استاد شهریار به عنوان یک شاعر مذهبی، انکار بخش بسیار بزرگی از شعرهای هنرمندانه‌یِ او و کاری خلاف عدالت اجتماعی است. زندگی هنری شهریار در سه دوره قابل بررسی است. شهریار از زمان چاپ نخستین مجموعه اشعارش در سال 1308 تا سال 1330 اغلب غزل‌های عاشقانه نوشت. بسیاری از این غزل‌ها واکنش‌های شاعرانه‌یِ انسانی بزرگ به انسان‌ها و رویدادهای پیرامونش است. علت سروده شدن بسیاری از شعرهای این دوره را افرادی همچون لطف‌الله زاهدی، ساسان سپنتا، هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)، یدالله مفتون امینی، نیما یوشیج و نادرنادرپور نوشته‌اند. غزل‌های فراوان شهریار برای آوازخوانان و نوازندگان آن روزگار شناخته شده هستند. شهریار برای بانوی آواز ایران خانم قمر، استاد تار و ویلون آقای صبا، آوازخوان بزرگ اقبال آذر و هنرمندان فراوانی غزل نوشت. دوره‌یِ دوم زندگی هنری شهریار بین سال‌های 1330 تا 1356 قابل بررسی است. در این دوره، شهریار به سرودن شعر ترکی روی آورده بود. در این دوره‌یِ خلاقیت، شهریار نخست «حیدربابایه سلام» را نوشت و سپس در سال 1346 شعر «سهندیم» را سرود. در این دوره شهریار غزل و مثنوی و شعر نو هم می‌نوشت، اما این قالب‌ها زیر سایه‌یِ شهرتِ «حیدربابایه سلام» به چشم نمی‌آمدند. دوره‌یِ سوم و پایانی زندگی شاعرانه‌یِ شهریار از سال 1358 تا 1367 است. در این دوره شهریار حتا یک شعر هنری بزرگ هم ننوشته است. در این دوره شهریار پیر شده بود و از انسانِ پیر و «وحشت زده» نمی‌توان انتظار سرودن شعر بزرگ داشت. قدرت شگفت‌انگیز شاعرانگی شهریار به او کمک می‌کرد تا بخاطر نیازهای خود و در نظر داشتن زندگی فرزندانش ناگزیر شعرهایی را بسراید، اما شعرهای این دوره دارای  شکوه هنری دو دوره‌یِ نخست نیستند.

همایش بزرگداشت استاد شهریار در سال 1390 در تبریز براستی غریبانه بود. سخنران‌های فقیر از نظر دانش ادبی برای انجامِ یک برنامه‌یِ فرمایشی و پر کردن زمان همایش سخن می‌گفتند. غیر از تبریز در هیچ یک از شهرهای ایران از شهریار بزرگ یاد نشد. برنامه‌های تلویزیون، به ویژه تلویزیون تبریز، تلاشی ناشیانه برای آشفته کردن شناخت مردم از شهریار بود. اصغر فردی در تلویزیون تبریز چهره‌ای از شهریار معرفی نمود که با واقعیت شهریار به کلی بیگانه بود. با این حال، نشریات آذربایجان کاستی را جبران کردند. هفته‌نامه‌ی «سهند تبریز» ویژه‌نامه‌ای در هشت صفحه با مقاله‌های علمی منتشر کرد. این ویژه‌نامه مورد تحسین تمام اندیشمندان قرار گرفت. هفته‌نامه «گونش» نیز ویژه‌نامه‌ای در شانزده صفحه چاپ و منتشر کرد. فُرم کلی و صفحه‌آرایی ویژه‌نامه بسیار چشمگیر بود.

بر این باور هستم که شهریار شاعر بزرگ دوران ماست. شهریار تجسمِ ذهنیت کلی انسان شرقی از شاعر و به سخنی کهن‌الگوی شاعری است. هنر اصیل شهریار سبب می‌شد به پدیده‌ها با شعر پاسخ دهد. شهریار در مدح نامردان و مردان بسیاری شعر سرود. این مدح‌ها چهره‌یِ شاعری شهریار را ناپاک نمی‌کند. فرد مدح شده اغلب در میان هنر شکوهمند شهریار محو می‌شود. شهریار انسانی سنتی و مذهبی بود. در دو دوره‌یِ نخستِ شاعرانگی، شهریار شعرهای مذهبی زیبایی نوشت.  سوگسرود (مرثیه) شهریار با عنوان «امام حسین بر پیکر بی‌جان علی اصغر» و با نیمخط آغازینِ «گشودی چشم در چشم من و رفتی به خواب اصغر» از زیباترین و هنری‌ترین سوگسرودهای سخن شعری زبان فارسی است. شهریار غزل «علی ای همای رحمت» را در تقلید از محدثی، شاعر سرابی دوره‌یِ احمدشاه قاجار و در قالبِ غزل «به ملازمان سلطان که رساند این دعا را» حافظ در سال 1316 سرود و هنوز از پرخواننده‌ترین غزل‌های فارسی است. شهریار برای جنگ هشت ساله بین عراق و ایران هم شعر نوشت، اما شعرهای جنگِ شهریار از نظر هنری و موضوعی هرگز به پای شعرهای شاعران «دفاع مقدس» آقایان قیصر امین‌پور، محمدرضا آقاسی، محمدحسین جعفریان،  سپیده کاشانی، علی موسوی گرما رودی، محمدکاظم کاظمی، شیما تقیان‌پور و بسیاری دیگر نمی‌رسد. در دوران جنگ شهریار پیر و درمانده شده بود و کسی از او انتظار سرودنِ شعر هنری نداشت.

شهریار در سال 1284 در خشکناب (از روستاهای نزدیک قره‌چمن) زاده شد و در بیست و هفتم شهریور 1367 در گذشت. در وصیت‌نامه‌اش درخواست کرده بود او را در دامنه‌های کوه «حیدربابا» به خاک بسپارند. اگر خاکسپاری در آن مکان ممکن نبود، در آرامگاه شاعران تبریز و اگر آن هم ممکن نشد در شاه‌عبدالعظیم شهر ری او را به خاک بسپارند. این خواست شهریار نادیده گرفته‌ شد و گزینه‌یِ دوم وصیت‌نامه را اجرا کردند. پیکر شهریار را در زیر بنای یادبود شاعران در سید حمزه‌یِ تبریز بخاک سپردند. مکان قبرش در وسط فضای بزرگ آرامگاه بود. قبر را در سال 1380 چهار متر از وسط به گوشه‌ای جابجا کردند تا سالنی برای سخنرانی مقامات درست شود. در سال 1386 هم فضای بیرونی آرامگاه را به هم ریختند. همایش سال 1390 نیز کاری شبیه ویرانگری‌های پیشین و نمایشی از ناآگاهی گروهی از افرادِ ویژه بود.

شهریار به فرهنگ مردم فارسی زبان و ترکی زبان تعلق دارد. شعرهای شهریار بیانِ احساسات مردم ایران در مدت زمان هفتاد سال است. بسیاری از مردم ایران از طریق شعرهای شهریار با بخشی از سرزمین، تاریخ و زیبایی‌هایِ هستی آشنا شده‌اند. شهریار براستی نماینده‌یِ قدرنایافته‌یِ فرهنگ مردم ایران زمین است. کسانی که با نماینده‌یِ فرهنگی مردم بازی بکنند، بازیچه‌یِ نفرت تاریخ خواهند شد.    

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب