عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
نقد «مرگ فروشنده» آرتور میلر نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٠/۱٠/٤

نقد نمایشنامه

 مرگ یک فروشنده

آرتور میلر (2005 - 1915 آمریکا )

 چکیده

نمایشنامه‏ی مرگ یک فروشنده داستان فروشنده‏ی سالخورده در جامعه‏ای است که تمام ارزش‏های آن در واژه‏ی «موفقیت»خلاصه می‏شود. آشفتگی پیرمرد فروشنده به شکل هنری، آشفتگی جامعه‏ای را بیان می‏کند که آرمانهای اولیه‏اش را نابود کرده و افراد را در گریزی نافرجام برای کسب موفقیت به مسابقه واداشته است. شکاف عمیق میان خاطرات و موقعیت کنونی ویلی لومن به واقع فاصله‏ای را نشان می‏دهد که بین رویای امریکا در قرن نوزدهم و واقعیت زندگی مدرن در قرن بیستم اتفاق افتاده است. موفقیت مادی و بدست آوردن پول جانشین کمال روحی انسان شده است و این دوگانگی انسان‏های فراوانی مانند ویلی لومن را به نابودی کشانیده است. رفتار فردی و خانوادگی افراد در نمایشنامه بر مقیاس ارزش‏های جامعه تعریف می‏شود. در سراسر نمایشنامه، شخصیت‏ها نسبت به کسب آرامش روانی از طریق بیان عشق به یکدیگر بی‏اعتنا هستند. در واقع، تلاش برای سازگاری با ارزش‏های جامعه، افراد نمایشنامه را چنان گرفتار ساخته که هیچ یک نسبت به ارزش‏های انسانی لحظه‏ای نمی‏اندیشند. دوگانگی موجود میان نیاز انسانی شخصیت‏ها و تلاش برای برطرف ساختن نیاز ساختگی، زیر ایستای تمام تناقص‏های شخصیتی و موقعیتی در نمایشنامه است.

حرکت و گسترش موضوع نمایشنامه بر پایه‏ی رابطه بین ویلی لومن و پسر بزرگترش، بیف، استوار است. حس متناقضی پدر و پسر را به یکدیگر پیوند می‏دهد. از سویی آنها همدیگر را سخت دوست می‏دارند. هنگامی که دور از هم هستند برای دیدار بی‏تابی نشان می‏دهند. از یکدیگر متنفر نیز هستند. زیرا هر یک دیگری را عامل شکست خود می‏پندارد. پس این دو عضو خانواده نمی‏توانند روی در روی به بیان احساسات خویش بپردازند. رابطه‏ی عشق – نفرت بین پدر و پسر، رفتار دیگر شخصیت‏ها را نیز تعیین می‏کند. لیندا، همسر ویلی لومن، او را دوست می‏دارد، اما نمی‏تواند کمکی برای ایجاد تعادل روانی در زندگی ویلی طرح و اجرا کند. به سخنی، لیندا آرامبخشی است که با سکوت خویش در برابر ویلی او را به سوی ویرانی کامل پرتاب می‏کند. پسر جوانتر خانواده، هپی((Happy نیز در وضع دوگانه‏ای گرفتار آمده است. او نیز پدر را دوست دارد، اما برای موفقیت فردی خویش می‏خواهد ویلی وجود نداشته باشد. رابطة او با برادرش بیف نیز پایه‏ی محکمی ندارد. هنگامی که با بیف در یک جا قرار می‏گیرد، سخنگوی افکار آشفته‏ی پدرش می‏شود و رویاهای بی‏فرجام او را برای بیف طرح می‏سازد.

در کنار چنین خانواده‏ای، پدر و پسر دیگری (چارلی و برنارد) نیز زندگی می‏کنند. بنظر می‏رسد که آنها به آن موفقیت ارزشمند دلخواه جامعه دست یافته‏اند. پدر به ویلی می‏گوید که انسان موجودی فروشنده است و نباید عشقی نسبت به هیچ چیز در درون خویش پرورش دهدو برعکس ظاهر موفق آن پدر و پسر، عشقی در زندگی آنها دیده نمی‏شود.

استفاده‏ی میلر از روش اکسپرسیونیستی در پرداخت موقعیت‏ها، به کنش نمایشی و نیز به شخصیت‏ها اجازه داده است که به راحتی از حال به گذشته و از گذشته به حال و آینده سیر کنند. شخصیت عمو بن، تجسم مادی امکان موفقیت در گذشته را باز می‏نماید. عمو بن شکلی است که با حضور خود، گذشته‏ی ساده و سرشار از عشق را در مقابل دیدگان ویلی لومن قرار می‏دهد. ویلی لومن نیز تلاش می‏کند آن خوشبختی مرده با گذشته را باری دیگر زنده سازد، اما روشن است که کوشش او ویرانگر خواهد بود.

بیف و ویلی در بند یکدیگر گرفتار شده‏اند. بیف خود را تکرار پدرش می‏پندارد، پس برای رهایی از شکست مجسم، باید پدر را نابود کند. نیستی پدر به مفهوم هستی بیف است. پس پدر دست به خودکشی می‏زند تا بیف به موفقیت دست بیابد. نقشه‏ی پدر برای مرگش، بر پایه‏ی خیالی بنیان گذاشته شده است، پس نخواهد توانست آن موفقیت را نیز حاصل آورد. آرتور میلر در این نمایشنامه موفق شده است بنیادهای اساسی یک جامعه‏ی سرمایه‏داری یعنی خانواده، دفتر کار یک وکیل، دفتر کار یک بازرگان، رستوران، محل بازی بچه‏ها، ساختمانهای بلند فراسوی خانه‏ی حقیر لومن، باغ زیبای ویران شده‏ی قرن نوزده و گورگاه یک انسان را در یک صحنه گرد آورد. این نمایشنامه، بیان هنری آشفتگی‏های انسان در قرنی است که همه چیز در دسترس اوست، اما هر لحظه امکان از هم پاشیدن همه‏ی آنها و از جمله زندگی خود انسان وجود دارد.

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب