عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
شیفتگی ایرانیان به پیروی از یک فرد نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٠/۱٢/۱

فردپرستی و دلیل‌های تاریخی ِ آن

مردم ساکن در فلات ایران‌زمین اغلب از طریق کشاورزی و دامداری زندگی کرده‌اند. خُمره‌هایِ بزرگِ سفالیِ یافت شده در حفاری‌هایِ مناطقِ ایلام، حسنلو، جیرفت، مارلیک، پرسپولیس، شوش، هگمتانه، گیلان، کاشان، خراسان و جاهایِ فراوان دیگر همه دانه‌هایِ خاک شده‌یِ غلاتی همچون گندم، جو، نخود و ارزن در درون خود داشته‌اند. دیاکونوف در کتابِ «تاریخ ماد» جریان لشکرکشیِ آشور به آبادی‌هایِ پیرامونِ دریاچه‌یِ اورمیه را در سده‌یِ هشتم پیش از میلاد شرح می‌دهد. هدفِ لشکرکشیِ بزرگ، بدست آوردنِ غلات (گندم، جو) و دام (اسب،گوسفند، بز و گاو) بوده است. لشکرکشیِ آشورها به منطقه‌یِ اورارتوها در پیرامونِ دریایِ اورمیه، بارها با همان هدف تکرار شد. لشکرکشیِ گَزرها (خزرها) به نواحی جنوب دریایِ گَزر (خزر)، لشکرکشی اُزبک‌ها به نواحیِ خراسان امروزی، لشکرکشیِ اسکندر مقدونی به مشزق‌زمین (سده‌یِ چهارم پیش از میلاد)، لشکرکشیِ اعرابِ مسلمان به «خان‌نشین»‌های ایلام، فارس، گیلک، آذربایجان و مازندران در سده‌یِ هفتم میلادی، لشکرکشیِ چنگیزخان مغول به سرزمین‌های خاورمیانه در سده‌یِ سیزدهم میلادی، لشکرکشیِ تیمورلیِ ازبک به ایران (سده‌یِ پانزدهم میلادی)، لشکرکشیِ دولتِ عثمانی به ایران در سده‌یِ شانزدهم میلادی، لشکرکشی اشرفِ افغان به ایرانِ حکومتِ صفویه در آغازِ سده‌یِ هیژدهم میلادی همه برای بدست آوردن محصولات کشاورزی و دامداری و نیز بدست آوردنِ مرتع برایِ دامهای خود بوده است. لشکرکشی‌هایِ روزگارِ نو همچون لشکرکشی حکومت عثمانی به ایران در سده‌یِ نوزدهم میلادی و سرانجام لشکرکشیِ ارتش عراق به ایران در سال 1980 میلادی هدف‌هایِ سیاسی و اقتصادی داشته است. این همه جنگ در تاریخ سرزمین ایران دلیلی برایِ هراس ایل‌ها و مردم ایران از آشوب می‌باشد. کشاورزی و دامداری نیازمندِ محیطی آرام است.

آرامشِ محیط، برایِ سازمانهایِ ایلی و سپس طایفه‌ای در ایران چنان مهم بوده است که هرگز نخواسته‌اند سیستم سازماندهیِ زندگی خود را تغییر دهند. سیستم فئودالی (ارباب – رعیتی) از هزاره‌یِ سوم پیش از میلاد تا سالِ 1342 خورشیدی، یعنی پنج هزار سال در ایران زمین پایدار ماند. هراس از به هم ریختنِ آرامش برای مردم چنان اهمیت داشته که به آسانی به هر خواسته‌یِ نیروهایِ ناشناس و نیرومند تن در داده‌اند. در هر لشکرکشی نخست جنگی در گوشه‌ای رخ داده و پس از شکست ایل یا قبیله در آن منطقه، دیگر کسی جسارتِ رویارو شدن با لشکر مهاجم را نداشته است. در لشکرکشیِ اعرابِ مسلمان به ایران، پس از شکستِ رستم فرخزاد در قادسیه، دیگر ایلی یا کسی به مبارزه برنخاسته و سرانِ فئودالِ ایلات به استقبالِ لشکر پیروز اعراب رفته‌اند و قوانین آنها را پذیرفته‌اند. همین رفتار در لشکرکشی چنگیزخان مغول به خاورمیانه هم روی داده است. در نیشابور جنگی پیش‌آمده و پس از آن، لشکرِ پیروزِ چنگیزخان بدون هیچ درگیری تا بغداد رفته‌است و سرانِ فئودالِ ایلاتِ ساکن در ایران خود به پیشواز چنگیزخان رفته‌اند.                                                      

نظامِ ارباب- رعیتی سازمانِ ساده‌ای بود که از یک ارباب و تعداد بسیار زیادی از خانواده‌های دهقان تشکیل می‌شد. همین شکلِ ساده، تصویری کوچک از نظامِ حکومتی کشور نیز بود. اربابِ نیرومندترین ایل در مناطقِ گوناگون ایران به عنوان پادشاه در راسِ هرمِ قدرت قرار میگرفت و بقیه‌یِ ایل‌ها و طایفه‌ها و واحدهای کوچکِ کشاورزی-  دامداری پیروِ پادشاه بودند. پایداریِ چنین نظامِ ساده به مدتِ پنج هزار سالِ تاریخی، سبب بسته ماندنِ اندیشه‌یِ همگانیِ ایرانیان شده است. هر فرد ایرانی شیفتگیِ شدیدی به ساکن ماندنِ زمان دارد، زیرا تنها در زمانِ ساکن، آرامش پایدار می‌ماند. تکرار فراوانِ این پدیده‌یِ فکری به فرهنگِ مردم ایران زمین تبدیل شده است. پیرویِ ایرانیان از هر قدرتمندِی که گستره‌یِ قدرتش سراسرِ کشور بوده است، به اساسِ فرهنگی کشور تبدیل شده‌است. فرهنگِ ستایشِ فرد در نگهداشتنِ حکومتِ پادشاهان نقشیِ تاریخی داشته است.

افسانه‌ها و داستان‌هایِ اساطیری نیز در پیدایشِ تفکرِ «فردپرستیِ ایرانیان» نقش داشته‌اند. فردوسیِ بزرگ در شاهنامه، سرنوشتِ فرهنگیِ ایرانیان را نوشته است. در شاهنامه، جهان به ایران و توران تقسیم می‌شود. خارج از این دو، چین و ماچین است. ایران و توران قهرمانانی دارند که سرنوشتِ کشور به پیروزی یا شکستِ آنها بستگی دارد. پس از مرگِ رستم، دنیایِ افسانه‌ایِ داستان به پایان می‌رسد و دوره‌یِ تاریخی با حکومتِ ساسانیان آغاز می‌گردد. شاهنامه حماسه است. حماسه نیز داستانی بسیار طولانی و منظوم است که سرگذشتِ قهرمانی را نشان می‌دهد که سرنوشتِ کشوری بدست اوست. ایرانیان اسیرِ این تفکر حماسی هستند. ایرانیان همواره منتظر قهرمانی بوده‌اند که با حاکمیتش، آنها را به آرمانشهر خیالیِ‌شان برساند. اندیشه‌یِ طنز در تفکرِ حماسی آن است که با مرگِ قهرمانِ حماسه همه چیز به پایان می‌رسد. پس از مرگِ هر قهرمانی، اندیشه‌یِ همگانیِ ایرانیان بدنبالِ قهرمانی دیگر می‌گردد. چنین فکری سببِ پدیدار شدنِ «اعتقاد به تقدیر» می‌شود و انسان را از عملِ خردمندانه باز می‌دارد.

 پس می‌توان نتیجه گرفت که دو عامل در فردپرستیِ ایرانیان نقش داشته  است. عاملِ نخست، پایداریِ نظامِ فئودالی در تاریخِ ایران است. این نظام و مردم گرفتار در آن بشدت از به هم ریختنِ نظام موجود هراسناک بوده‌اند، پس به هر بهایی، آن نظام را نگه می‌داشتند. عاملِ دوم، اندیشه‌یِ حماسیِ ایرانیان است. در حماسه، سرنوشت یک کشور بدست یک فرد تعیین می‌شود. در حماسه، مردم در نقش نیرویی بزرگ غایب هستند. حماسه زایایی ندارد. زایایی در تراژدی است. در پایان تراژدی اندیشه‌ای نو پدیدار می‌شود و نمایندگان مردم آن را بیان می‌کنند. در حماسه همه چیز به پایان می‌رسد.    

با تاسف، واژه‌یِ حماسه در سخنِ امروز ایرانیان نیز هر روز تکرار می‌شود. قدرت گرفتن یک فرد و پیرویِ مردم از او اساسِ اندیشه‌یِ حماسی را تشکیل می‌دهد. عاملِ مهم دیگری همچون «دین» در پیدایش و تثبیتِ چنین تفکری نقش داشته که نیازمند نوشتاری دیگر است.

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب