عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
پدیده‌ای بنام تماشاگران تیم تراکتورسازی نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳۸۸/۱٢/٢٥

تماشاگران تراکتورسازی انسانهایی هستند که از تمام شهرهایِ آذربایجان یکجا جمع می‌شوند. نگاهی به اتوبوس‌ها، پلاک‌های خودروها و  بَنرهایِ دستِ تماشاگران نشان می‌دهد که آنها از شهرهایِ ماکو، خوی، سلماس، اورمیه، سلدوز (نقده)، میاندوآب، ملکان، بیناب، مراغه، هشتری، زنجان، شاهین‌دژ، تکاب، همدان، اردبیل، مغان، مشکین شهر، اهر، تبریز، مرند، جلفا و بخش‌ها و روستاهایِ آذربایجان رو به استادیوم ها می‌آورند تا شعارهایِ یکسانی را تکرار کنند.

تماشاگران تیم فوتبال تراکتورسازی یکی از بزرگترین پدیده‌هایِ اجتماعی ایران در سال 1388 خورشیدی هستند. در مسابقاتِ تیم تراکتورسازی با هر تیمی بیش از هشتاد هزار تماشاگر پرشور آذربایجانی استادیوم را با فریادهایِ خود سرشار می‌کنند. هنگامی که مسابقه در تبریز باشد، استادیوم فوتبال تبریز ناگزیر است بیش از هشتادهزار نفر را بپذیرد. در این مسابقات همه یکصدا تیم تراکتورسازی را تشویق می‌کنند. مسابقات انجام شده در تبریز شاهد این پدیده بود که تیم حریف تماشاگر نداشت. تماشاگران دو تیم تهرانی در نتیجه‌یِ تبلیغاتِ بسیار گسترده‌یِ رادیو و تلویزیون، در شهرهایِ دیگر ایران گروهی را بنامِ هوادار به استادیوم‌ها می‌کشاندند. تماشاگرانِ آذربایجانیِ تیم تراکتورسازی در سراسر ایران این فرمولِ پایدار را به هم زدند. هنگامی که دو تیم تهرانی به تبریز آمدند، کسی به هواداریِ آنها فریادی نکشید. این آیین در شهرهایِ دیگرِ ایران نیز گسترش یافت. در مسابقه‌یِ تیم شاهین بوشهر و پرسپولیسِ تهران در شهر بوشهر، تمام تماشاگران تیم شاهین را تشویق کردند و پس از بردِ تیمشان در شهر با رقص به شادی پرداختند. تماشاگرانِ تیم تراکتورسازی آذربایجانی‌هایی هستندکه در سراسر ایران پراکنده‌اند. در مسابقه‌یِ تیمِ تراکتورسازی با تیم استقلالِ تهران در تهران ، تعداد تماشاگرانِ تراکتورسازی یک و نیم برابر تعداد هواداران تیم تهرانی بود. پویاییِ تماشاگرانِ تراکتورسازی سبب پویایی مردم شهرهایِ دیگر ایران شده است.
پدیده‌یِ تماشاگرانِ تیمِ تراکتورسازی آشکارگی رشدِ متناسبِ آگاهی و توسعه یافتگی در همه‌جایِ  ایران است. توسعه و رشد هنگامی معنا می‌یابدکه به طور متناسب در سراسر کشورگسترش یافته باشد. روزگاری تهران رشد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعیِ چشمگیری داشت. فاصله‌یِ درجه‌یِ رشد بین تهران و شهرهایِ دیگر کشور سبب خودپرستیِ تهرانی‌ها و دگرپرستی مردم شهرهایِ دیگر شده بود. برنامه‌هایِ نامناسبِ رادیو و تلویزیون ایران نیز این گمان را تقویت و تشدید می‌کردند. حرکتِ آگاهی و هویت‌جویی در میانِ مردم ایران از مدتها پیش آغاز شده بود، اما امکان آشکارگی نمی‌یافت. اعتراض به گمانِ برتری شهری به شهرهای دیگر و یا قومی به قوم‌هایِ دیگر در میان مردم همواره در جریان بود.اعتراض هیچگاه از میان نمی رود. می‌توان بر رویِ اعتراض سرپوش گذاشت و می‌توان اعتراضِ تند را سرکوب کرد، اما نمی‌توان اعتراض را از بین برد. اعتراض به ناهمگونیِ برخورد با قومیت‌ها و گویشوران زبان‌ها، به شکلِ تماشاگرانِ تراکتورسازی آشکار شد. واقعیت آن است تماشایِ فوتبالی بی رمق و بازیِ بازیکنانی با اندامهای ضعیف نمی‌تواند صدها هزار نفر را به استادیوم بکشاند. فوتبال ایران ضعیف است. نرخِ بازیکنان را دلال‌هایِ پولدوست تعیین می کنند. بسیاری از بازیکنانِ معروف شهرتِ خود را نه در میدان‌هایِ مسابقات،‌ بلکه در میدانهایِ نشریات بدست می‌آورند. کارکردِ ضعیف فیزیکی و سخنانِ زشتِ بازیکنان فوتبال به داور، به بازیکنان تیم حریف و حتا به بازیکنان هم‌تیمی تصویر دوست داشتنی از بازیکنانِ فوتبال را در ذهنیتِ همگانی ایجاد نمی‌کند. تماشاگران به دلیل‌های دیگری به استادیوم‌ها می‌روند. تماشاگران تراکتورسازی و شعارهایِ آنها در استادیوم‌ها نشان از خواست‌های دیگری دارد.
تماشاگران تراکتورسازی انسانهایی هستند که از تمام شهرهایِ آذربایجان یکجا جمع می‌شوند. نگاهی به اتوبوس‌ها، پلاک‌های خودروها و بَنرهایِ دستِ تماشاگران نشان می‌دهد که آنها از شهرهایِ ماکو، خوی، سلماس، اورمیه، سلدوز (نقده)، میاندوآب، ملکان، بیناب، مراغه، هشتری، زنجان، شاهین‌دژ، تکاب، همدان، اردبیل، مغان، مشکین شهر، اهر، تبریز، مرند، جلفا و بخش‌ها و روستاهایِ آذربایجان رو به استادیوم ها می‌آورند تا شعارهایِ یکسانی را تکرار کنند. این شعارها نوعی اعتراضِ مدنی به نابرابری در برنامه‌ریزی‌ها، سرمایه‌گذاری‌ها و برخوردهایِ فرهنگی نسبت به آذربایجانیان است. جماعتِ مردم ممکن است نتواند خواست‌های خود را به شکلِ سازمان‌یافته و آشکار بیان کند، اما می تواند از سخنگویانِ راستین خود پشتیبانی نماید. سخنگویانِ آذربایجانی همواره به برخی از رفتارهای حکومتی اعتراض داشته‌اند و خواستار اجرایِ جدیِ برنامه‌های تصویب شده بوده‌اند.
این سخنگویان برخورد ضعیفِ مدیران با پدیده‌یِ خشک شدن دریاچه‌یِ اورمیه را مورد انتقاد قرار داده‌اند. نگاهی به تعدادِ بیشمار مقاله‌هایِ چاپ شده در نشریاتِ آذربایجان درباره‌یِ خشک شدن دریاچه‌یِ اورمیه نشان می‌دهد که این مشکل برای مردم آذربایجان تا چه اندازه جدی است. مردم آذربایجان دوست ندارند شاهد باشند که نام آذربایجان را به نامِ جعلیِ «شمالغرب‌کشور» تغییر دهند. آذربایجانیان تغییرِ نامِ سرزمینِ کهنِ آذربایجان را توطئه‌یِ صهیونیست‌ها و افراد نادان در داخلِ کشور می‌دانند. آذربایجانیان از تغییر نام آذربایجان به اندازه‌یِ تغییر نام خلیج فارس به نامی ساختگی و بی‌ریشه ناراضی هستند. همه بیاد دارند که مقام معظم رهبری و رئیس جمهور در سفرهایِ خود به شهرهایِ آذربایجان با چه احساساتِ زیبایی نامِ آذربایجان را تکرار می‌کنند. آذربایجانیان می‌پرسند که چه کسانی نامِ آذربایجان را به نامی ساختگی و بی‌ریشه تغییر می‌دهند. اینها تنها دو موضوعی است که باید از میان برداشته شود. صدایِ اعتراض به این مشکلات در تماشایِ مسابقه‌یِ فوتبال شنیده می‌شود.
تماشاگران تیم تراکتورسازی صدای نهفته‌یِ آذربایجانی‌ها را بگوشِ مسوولین می‌رسانند. این صدا همواره پشتیبانِ استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی است. این صدا تبلور روحِ همگانی شاد و پرانرژی ملتی است که مایل است اصل عدالت در همه‌یِ زمینه‌ها اجرا شود. اجرای عدالت در مسایل فرهنگی و اقتصادی می‌تواند سبب شادابی تمام جامعه بشود.
تماشاگران تراکتورسازی در هر مسابقه‌ای گرد می‌آیند تا گواهی دهند که انسان‌هایِ سازمان‌یافته دارای چه زیبایی و قدرتی هستند. کار درست و پرشکوهِ تماشاگران تراکتورسازی سبب گسترشِ روح عدالت‌خواهی در تماشاگران سایر تیمهای شهرهای گوناگون ایران شده است. این تماشاگران نشان داده‌اند که امروزه دیگر تنها تهران قطب فوتبال یا پدیده‌های دیگر اجتماعی نیست. امروزه حقیقت در تمامِ شهرهایِ ایران جاری است. تماشاگران تراکتورسازی ثابت کرده‌اند که آزادیِ بیان سبب ثباتِ آرامش در جامعه می‌شود. تماشاگران تراکتورسازی یکی از بزرگترین پدیده های اجتماعی ایران در سال 1388 است. این پدیده در کنار پدیده‌های دیگر اجتماعی سال 1388 نیاز به تغییرات اساسی در بسیاری از قوانین و مقررات رایج را طرح می‌سازد. این بازنگری در قوانین مردمِ جامعه را برای برخورد با پیش‌آمدهایِ دنیای مدرن متحد می‌سازد. طرح چنین نیازهایی را تماشاگران تیم تراکتورسازی به زبانِ بی زبانی بیان داشته اند. تماشاگران تراکتورسازی شایسته‌یِ درودهایِ بی‌پایان مردم ایران و شایسته‌یِ توجه نویسندگان نشریات هستند.                                     

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب