عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
سیمین دانشور درگذشت نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٠/۱٢/۱٩

ساربان سرگردان در واحه آرام گرفت

برای سیمین دانشور، زبان گویای زن ایرانی

سیمین دانشور در هشتم اردیبهشت سال 1300 در شیراز به دنیا آمد. سیمین دانشور در هیژدهم اسفند سال 1390  در تهران از جهان کوچ کرد. کوچ دانشور بسیار غریبانه بود. سه سال بود که پیوندِ خردمندانه‌یِ سیمین از دنیای محسوسات گسیخته بود. سیمین در سرزمینی که بسیار دوست داشت بیگانه شمرده می‌شد.

زنی که در سرزمین مردسالار و بشدت »زن‌ستیز« ایران دست به نوشتن و ترجمه بزند زندگی آرامی نخواهد داشت. نخست از سوی پدر همسرش، پدر جلال آل احمد انکار شد، اما سیمین خود را یکی از زنان خوشبختی می‌پنداشت که زوج مناسب خود را پیدا کرده است (غروب جلال). جلال مرد بزرگی بود. در کتاب «سنگی بر گوری« جلال از ستمی نوشته است که ذهنِ سنتی ایرانی بر سیمین دانشور تحمیل می‌کرد. دانشور، اما، بزرگ بود و اندیشه‌ای بزرگ در سر داشت.

سیمین دانشور در دانشگاه تهران درس می‌خواند. دانشجویِ استادان واپسگرای آن روزگار »فروزانفر، خانلری و بهار» بود، اما با نواندیشانی چون «صادق هدایت، نیما یوشیج، رضا براهنی، ساعدی، اسماعیل شاهرودی، مهدی اخوان ثالث و احمد شاملو« دوستی داشت. این دوگانگی زیرایستای زیبایی‌شناسی آثار دانشور را تشکیل می دهد.

در رمان «سووشون» (1348) دانشور شخصیتی بنام زری را سخنگوی خویش قرار داده است. زری در جامعه‌ای آشفته در پی آفرینش آرامش است. واقعیت رویدادهای رُمان زندگی زری را در هم می‌شکند. زری همسرش یوسف را از دست می‌دهد، اما امید به دنیای بهتر را بدست می‌آورد. مک ماهون در سخنی امید بخش به زری می‌گوید: «گریه نکن خواهرم. در خانه‌ات درختی خواهد روئید و درخت‌هایی در شهر تو و بسیار درختان در سرزمینت. باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی؟». این پیام مستقیم و امیدآور در رمان «داغ ننگ» ناتانیل هاوتورن هم به شکلی بسیار هنری به گوش می رسد.

دانشور رمان «داغ ننگ» را در سال 1334 ترجمه کرده بود. رمان «داغ ننگ» داستان پر آشوب زنی بنام هستر پرین است که در نتیجه‌یِ آمیزشی اجباری با یک روحانی بنام آرتور دیمزدیل صاحب دختری می‌شود. هستر پرین دختر حرامزاده‌اش را «مروارید« نام می‌گذارد. هستر پرین موفق می‌شود در دنیای پلشت و پر از ریای مردانه خود و دخترش را به سعادتِ زندگی آرام برساند. دخترِ هستر پرین، «مروارید»، نشاندهنده‌یِ پاکی انسانی در صدفی پوسیده و تشکیل شده از مردان صاحب قدرت و مقدس‌نما است. چنین درونمایه‌ای در رمانِ «جزیره‌یِ سرگردانی» نیز تکرار شده است.

«هستی» شخصیت محوری رمانِ «جزیره‌یِ سرگردانی» است. هستی نیز در میان مردان و زنان بیشماری سرگردان است. دو جوان بنام‌های مراد و سلیم خواهان هستی هستند. مراد چریک  و سلیم جوانی مذهبی است. هستی با هر دو ازدواج می‌کند. هیچ یک پناهگاهی برای هستی نیستند. هستی هنرمندی است که در میان جریان‌های فراوان تاریخ ایران، گذرایی سیاست و پایایی هنر و در پی شناختِ نیروهای تعیین‌کننده‌یِ جریان تاریخی گرفتار شده است. هستی در می‌یابد که تاریخ ایران سرگردان است. خانم نوریان، مادر بزرگ هستی، غرق در گذشته است. خانم نوریان ایماژ کشته شدن قهرمانانه‌یِ پسرش، یعنی پدر هستی را در مبارزات دوران دکتر مصدق مرور می‌کند. عشرت، مادر هستی، همسر مردی شده که با دستگاه حکومتی پیوند نزدیک دارد. هستی در میان چنین دنیایی از آدم‌ها براستی سرگردان است. در نوسان بین هنر و سیاست روزی هستی می‌گوید: «ایران توپ فوتبالی است که هر کس رسید، لگدی به آن می‌زند و نمی‌گذارد به دروازه نزدیک بشود» و می‌اندیشد: «کاش مارا به اسارت به سرزمین دیگری می‌بردند. جایی که کلمات قدغن نباشد و جایی که ولنگاری‌های مادر شوهر و مادر و ... بر سر آدم هوار نشود.». هستی به نتیجه‌ای واقع‌بینانه می‌رسد: برای زیستن در اینجا «آدم باید از فولاد باشد تا دوام آورد».

تردید شخصیت‌ها زیرایستای جریان فکری تاریخ ایران است. در اندیشه‌یِ سیمین دانشور در ایران هیچ فکری و یا جریانی دارای اصول روشن و آشکار نیست. بی‌برنامگی اساس حرکت‌های اجتماعی را در ایران تشکیل می‌دهد. دانشور نود سال در چنین دنیایِ آشفته‌ای زیست و اندیشه‌های آشفته‌یِ مردمان ایران را در شکلِ هنریِ داستان‌ها و ترجمه‌هایش به نمایش گذاشت. سیمین دانشور سه سال پیش از مرگش با سیاست، هنر و عاطفه وداع تلخی کرده بود. فراموشی از آن زن بزرگ انسانی شکننده ساخته بود. خوانندگان ادبیات سیمین دانشور را فراموش نخواهند کرد.

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب