عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
جشن چهارشنبه سوری و جشن نوروز و سیزده بدر تلاش انسان برای گریز از تکرار روزمرگی نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳۸۸/۱٢/٢٥

جشن دیرپای نوروز و آیین‌های اجرایِ آن به عنوان بزرگترین جشن سالِ انسان‌ها در مناطقِ گسترده‌ای از شرقِ جهان رایج است. قرینه‌یِ این جشن بهاری، در آغازِ پاییز جشن مهرگان است. زمان برگزاریِ جشن نوروز و جشن مهرگان نشانی از دورانِ کوچنشینی و گله‌داری انسان دارند. می‌توان برگرداندنِ گله به قشلاق («اشوشا» در زبانِ اورارتویی و «زمستانجا» در زبان فارسی) در آغاز پاییز و شادیِ مهرگان را برایِ امید به نیرویِ پایداریِ انسان و همچنین زمستانهایِ سرد، تمام شدن علوفه‌یِ حیوانات و امید به رشد گیاهان در طبیعت را در آغاز بهار و جشن نوروز در نظر آورد.
نوروز جشن انسان‌هایِ سخت‌کوش، سختی‌کشیده و امیدوار است. نوروز بسیار پیش از زمانِ پیدایشِ مفهومِ کشورها و ملت‌ها رایج بوده است. پس از پیدایشِ ملت‌ها و کشورها، حاکمانِ بدنبالِ مردم به آیین‌هایِ نوروزی پرداخته‌اند. از زمانِ پیدایشِ حکومت‌ها و ملت‌ها، نوروز زمانِ رهایی انسان از استبدادِ حکومتی است. در نوروز «حکومت» و «حاکم» کمتر از هر زمانیِ در خیالِ مردم تکرار می شود.
عناصرِ آیینیِ رایج در روزهایِ جشن نشان‌دهنده‌یِ کهن‌بودنِ جشن های پایان سال و آغاز سال است. جشن هایِ پایان سال و آغاز سال با عناصری شناخته می‌شود. رویدادها، خوراکی‌ها و روییدنی‌های این جشن‌ها بسیار معنی‌دار است. در کشورهایِ شرقِ جهان و در رفتارِ زبانی مردمِ خاور زمین، شب پیش از روز است. در گفتارِ مردم این پدیده‌یِ زمانی را «شب و روز» می‌نامند. در زبان های اروپایی و مردم باختر زمین روز پیش از شب است و این پدیده را «روز و شب» می‌نامند. در خاور زمین خورشید اهمیتی بزرگ داشته است. خودِ واژه‌یِ «خاور» به معنیِ خورشید است. بسیاری از زمان‌سنجی‌ها با محلِ قرار گرفتنِ خورشید انجام گرفته است. هنگامی که خورشیدِ روزِ سه‌شنبه پشتِ کوه رفت، چهارشنبه آغاز می‌شود. دمی پس از غروب آفتاب و هنگامِ تاریکیِ هوا آتش های چهارشنبه برافروخته می‌شود تا نخستین مرحله‌یِ جشنِ کهن و دیرپایِ چهارشنبه‌سوری برگزار شود و سپس مرحله‌یِ دومِ جشن پیش از برآمدنِ خورشیدِ روز چهارشنبه برگزار می‌شود.
جشن‌های چهارشنبه‌سوری با آتش تداعی می‌شود. برافروختن آتش، تلاشِ نمادینِ انسانِ روزگار کهن برای فروزان نگه داشتنِ آتش زندگی بود. این تلاشِ نمادین هنوز پا برجاست. خوراکِ شامِ چهارشنبه سوری در میانِ مردمِ بسیاری از سرزمین هایِ خاور «شیربرنج» است. «شیر» تبلورِ گله داری و «برنج» تبلور کشاورزی است. «شیربرنج» را می‌توان یادگاری از دورانِ گذر انسان از کوچ‌نشینی به کشاورزی و آمیختگی این دو روشِ کار پنداشت. زرتشت مردم را به چنین «گذاری» تشویق می‌کرد. رویاندنِ سبزی و گذاشتنِ محصولاتی همچونِ سیر، سماق، سمنو و سرکه بر روی سفره یِ نوروز همه بزرگداشتِ روشِ کشاورزی است. این عناصر هنوز پایدار هستند. این پایداری نشان می‌دهد که انسان پیوندی بی‌پایان با تاریخ زندگی خویش دارد. در این تاریخگرایی، انسان تنها با تاریخ و انسان پیوند می‌خورد و درست به همین دلیل است که در جشن‌هایِ پایان و آغاز سال، انسانها تنها به انسان بودن و گسترشِ انسانیت و مهر و دوستی می اندیشند.
آیین‌هایِ پس از سال نو نشاندار دین‌هایِ «‌مهرپرستی» و «زرتشتی» هستند. هنوز این گمان در زبان مردم رایج است که هر «روز» از آغازِ سال نو نماینده‌یِ یک ماه از سال است. «روز نخست» یا «نوروز» نماینده‌ی فروردین است، روز دوم نماینده‌یِ اردیبهشت و به همین سان روز دوازدهم نماینده‌یِ اسفند ماه است. این گمان با تصور زرتشتی از فرود آمدنِ دوازده «فروَهَر» به روی زمین در آغاز سال است. هر فروهر نماینده‌یِ یک ماه پنداشته می‌شد. روز سیزدهم بهار، فروهر ها از آبادی‌ها خارج می‌شدند و از بلندایِ کوه‌ها به آسمان بر می‌گشتند. پس در روز سیزدهمِ بهار مردم  برای بدرقه‌یِ فروهرها به کوهها و صحرا می‌رفتند تا قدردانِ فرستادگانِ آسمانی باشند. پس از تسلطِ اعرابِ مسلمان به ایران در سال 479 میلادی و برایِ درهم شکستنِ این اندیشه، گقتند که سیزده «نحس» است. این تبلیغ در فکرِ مردم بی‌تاثیر ماند و مردم هنوز هم روز سیزدهمِ بهار به دشت و کوه می‌روند تا شادیِ طبیعت بر هستی و زندگیِ آنها نیز جاری شود.
جشن‌های پایان سال کهنه و آغاز سال نو همه تلاشِ انسان برای گریز از تکرار و یکنواختی زندگیِ روزمره در دنیایِ مدرن است. دوندگیِ بی‌پایان انسان برایِ کسب پول و بی‌نتیجه ‌بودن این دوندگی، زندگیِ مدرن را شکل می‌دهد. انسان با داشتنِ خلاقیتِ ذهنی نمی‌تواند تکرار بی‌نتیجه‌یِ کاری را تحمل کند. پس به آشنایی‌زدایی دست می‌زند. نخست محیط زندگیش را پاک می‌کند و وسایلِ زندگی را دوباره در طرحی دیگر می‌چیند تا خانه‌اش دگرگونه و تازه به چشم بیاید. سپس رفتاری
تازه را آغاز می‌کند: انسان به دیدار بستگان و دوستانش می‌رود. در این رفتارهایِ دگرگون شده، سخنی از خرید و فروشِ رایج در میان نیست، انسان تنها به جستجویِ حال و سلامتیِ دیگران می‌پردازد و زبانشِ دچار تحول می‌شود. آرزویِ سلامتی برای
همه وگسترشِ شادی در زندگیِ همه بخشِ بزرگی از سخنِ انسان در زمانِ جشن‌ها را تشکیل می‌دهد. چنین رفتار و گسترش روحِ انساندوستی سبب شده نوروز همواره پایدار بماند و هرسال مردم بخش بزرگی از جهان به اجرایِ آن بپردازد.

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب