عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
معرفی کتابی درباره‌یِ زُنوز (مرند، آذربایجان) نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩۱/٩/۱٦

کتاب «گذری بر سرزمینِ علم و ادب: زنوز»

نویسنده: سیدجبار ریاضی

ناشر: انتشارات حور شرق (تبریز)،  1385

نوشتن درباره‌یِ موقعیت جغرافیایی و رویدادهایِ بزرگِ تاریخی هر منطقه از زندگیِ انسان در روی زمین کاری ارزشمند است. ارزش کار در برجسته ساختن گوشه‌هایی از هستی انسان در منطقه‌ای است که همواره چشمِ تاریخ‌نویسان پایتختی بر آنها بسته‌است. تاریخِ گذشته‌یِ ایران را اغلب تاریخ‌نویسان غربی و چند مورد از تاریخ و جغرافیایِ ایران را نویسندگان عرب نوشته‌اند. آشکار است که در چنین تاریخ‌هایی، رویِ کارهای پیرامونِ حاکمان بیشتر توجه می‌شود و منطقه‌هایِ دورافتاده و مردم ساکن در آن مکان‌ها در سراسر کشور نادیده گرفته می‌شود. در چنین وضعی، افرادی از منطقه مدارکی گرد می‌آورند تا نوری بر گذشته‌یِ تاریک زندگی مردم پیرامون خویش بتابانند. چنین کار پُراهمیتی بیشتر توسط معلم‌ها انجام می‌شود. در هر شهرکوچکی، معلمی بازنشسته برای گذراندنِ  زمان و پُر کردن روزهایِ تهیِ خویش مدارکی را گرد می‌آورد تا تاریخ منطقه‌یِ خود را بنویسد. چنین کارهایی دارایِ اهمیت دوگانه است. نخست، افسانه‌های رایج در گفتار مردم گرد می‌آید تا توسط پژوهندگان جدی تفسیر شوند. دیگر، افزودنِ نامی از خود نویسنده به گفتارِ مردم همان منطقه است. چنین نامهایی، هویتِ فرهنگیِ منطقه‌ای را شکل می‌دهند. کتابِ «گذری بر سرزمینِ علم و ادب: زنوز» در چنین زمینه‌یِ فکری، قابل بررسی است. 

بر اساسِ نوشته‌یِ کتاب، سید جبار ریاضی در ششم بهمن ماه سالِ 1300 خورشیدی در زنوز (از آبادی‌هایِ پیرامونِِ مرند) متولد شد. ریاضی «پس از اتمامِ تحصیلات» به عنوانِ معلم در آموزش و پرورش استخدام شد و در زنوز تدریس کرد. ریاضی مدتی هم در مرند تدریس کرد. پس از بازنشستگی، به کار خواندن کتاب پرداخت. سید جبار ریاضی در روز 29 آذر 1379 دیده بر جهان فرو بست. پس از درگذشت سید جبار ریاضی،  دخترشان خانم مهناز ریاضی نوشته‌هایِ پدر را تدوین نمود و در سال 1385 به کمک «محمد کمالی وحدت» کتابِ «گذری بر سرزمینِ علم و ادب: زنوز» را به چاپ رساند.                                                            

کتابِ «گذری بر سرزمینِ علم و ادب: زنوز» از دو فصل تشکیل می‌شود. فصل نخست 21 صفحه است. این فصل به بررسی موقعیت جغرافیاییِ زنوز، رویدادهایِ حمله‌یِ عثمانی‌ها به منطقه‌یِ آذربایجان ایران در سال 1723 میلادی، معرفی کوه سلطان سنجر (زنجیرداغی) و محله‌های زنوز می‌پردازد. در این فصل، سه افسانه‌یِ رایج در گفتارِ شفاهیِ مردم زنوز درباره‌یِ  دلیل نامگذاری کوه «کله توکن» نوشته شده است. نویسندگانِ تاریخ باید بدانند که این پدیده‌یِ «قطع کردن سر» در هیچ مکانی از ایران هرگز اتفاق نیافتاده است. «قطع کردن سر» تنها در تاریخ خشنِ اروپا در سده‌هایِ یازده تا هیژده میلادی با گیوتین و بدستور حاکمانِ مستبد انجام شده‌است. تاریخ ایران شرمسار بدار آویختن انسان‌هاست. درباره‌یِ وجود «قلعه» و «دیز» در پیرامونِ زنوز، نویسنده در کتابش با صمیمیت می نویسد که «اینجانب هر چه در زنوز و زنوزق و اطرافِ آن پرس و جو نمودم از آن قلعه‌ها که در بالا ذکرش رفت اثری بدست نیامد و حتی محل احتمالی آنها نیز پوشیده می‌باشد... (ص 9)». این سخنِ درست، نویسنده را به اندیشیدن درباره‌یِ معنا و خاستگاه اورارتوییِ واژه‌یِ «دیز» راهنمایی نکرده است، نویسنده ناچار شده برای یافتنِ منبعِ افسانه به نامِ فامیلِ خانواده‌های ساکن در زنوز متوسل بشود. زنوز هیچگاه نمی‌توانسته محلی مناسب برای ساختن قلعه و دژ باشد. تعداد چهل هزارکشته‌شده‌یِِ زنوز در درگیری با عثمانی‌ها هم اغراقِ بزرگ و باورنکردنی است. در حمله‌یِ عثمانی‌ها به آذربایجانِ ایران، جمعیت کل آذربایجان (یعنی استان‌های آذربایجان‌غربی، آذربایجان‌شرقی، اردبیل، زنجان، همدان)  به چهل هزار نفر نمی‌رسید. چنین اغراقهایی در ایران بسیار معمول است، زیرا ایران در اساس جامعه‌ای کشاورزی-دامداری است و در چنین جامعه ای «زمان» و «عدد» تعریف مشخصی ندارد.    

فصل دوم کتاب «شرح حال علماء، ادبا و شعرای زنوز» می‌باشد. این فصل 140 صفحه است. در میان نامهای این فصل، با نادیده گرفتنِ «رشیدالدین فضل‌الله همدانی»، میرزا جبارخان سیاهپوش دارایِ نامی آشنا در انقلاب مشروطه می‌باشد. بقیه‌ی افراد بیشتر شاعر هستند و شعرهایی از آنها چاپ‌شده‌است. سید جبار ریاضی با گردآوری شعر شاعران زنوز بزرگترین خدمت را به نویسندگان شعر در زنوز انجام داده است. 

بنظر می‌رسد «حیدربابایه سلام» شهریار تاثیری نیکو در شاعرانِ زنوز داشته‌است. سه نظیره برای  «حیدربابایه سلام» در کتاب چاپ شده است.  چکامه‌یِ «سلطان زنجیره سلام» از دکتر امیر هوشنگ سید زنوزی در 114 بند، پیرو فرمِ بیرونیِ «حیدربابایه سلام» است. چکامه‌یِ «زنوزه سلام» از سید ابراهیم شهیدی زنوز در 73 بند سروده شده است. از نصیر پایگذار زنوزی هم تنها هفت بند در فرم «حیدربابایه سلام» چاپ شده است. این نظیره‌های شاعران زنوزی می‌توانند تنها در گستره‌یِ زنوز قابل طرح باشند. این نظیره‌ها از نظرِ ساختار، زبان، فرم و جهانِ درونی با «حیدربابایه سلام» شهریار تفاوت ماهیتی دارند. واژه‌های بکار رفته در این نظیره‌ها با گویش ترکی هیچ یک از مناطق ایران سازگار نیست. چنین شکلِ ساختگی از زبان، سبب می‌شود خواندن شعرهای این شاعران بسیار دشوار و گاهی غیرممکن شود. این کاستی‌ها را می‌توان با ویرایشِ مناسبی توسط یک شعرشناس برطرف کرد.        

کتابِ «گذری بر سرزمینِ علم و ادب: زنوز» از زنده‌یاد سید جبار ریاضی، بعنوان ماده‌یِ خام دارای اهمیتی بزرگ در شناختن منطقه‌ای از آذربایجان ایران است. صفحه‌های 151 تا 154 سرگذشت غمبار سالهای آغازینِ آموزش و پرورش در مرند را وصف می‌کند. برای احترام به سید جبار ریاضی و آغازگرانِ آموزش های نوین در ایران قسمتی از یک پاراگراف در صفحه های 151 و 152 آورده می‌شود:          

«نخستین مدرسه در مرند در سال 1324 هجری افتتاح شد. افتتاح مدرسه در مرند مثل سایر نقاط، نخستین بار توسط رهبران مشروطه و آزادیخواهان انجام گرفت.... در سال 1324 آقای مکافات به همراه چند تن در مرند مدرسه‌ای بنامِ «مساوات» را افتتاح کردند. مدیریت این مدرسه با میرزا حسین رشدیه (برادر میرزا حسن رشدیه) بود. این مدرسه ابتدایی بود، اما پیرو اصول آن زمان، علوم مختلف و زبان روسی در آن تدریس می‌شد. طرفداران استبداد و قشریون جامعه بشدت با این مدرسه مخالف بودند. شش ماه از افتتاح مدرسه می‌گذشت. اولیا خود را برای یک جشن و امتحان حاضر می‌کردند. چند ساعت به شروع امتحان مانده بود. با تحریک مخالفین و دشمنان علم و آگاهی، عده‌ای از اهالی دکان‌های خود را بستند و به مدرسه هجوم بردند. در اندک زمانی مدرسه را ویران و اثاثیه‌ی آن را به غارت بردند... (صص 151و 152)».                                                    

مسیر پرفراز و فرود آگاهی همواره از میانِ جنگلِ استبدادِفکری، فکرِخودپرستی و هراس از دگرگونیِ افرادی می‌گذرد که سود خویش را در ثابت نگه داشتن وضعِ موجود جستجو می‌کنند. روشِ چنین افرادِ کهنه‌فکر همواره ریاکاری و ترساندنِ مردم از دگرگونی بوده است. گذر زمان تمامِ آن کهنه فکرها را زیر فشارِ خود خُرد کرده است. نویسندگانِ تاریخِ آموزش و پرورش همواره از رنجی می‌نویسند که بر مردم تحمیل شده است.

بر سید جبار ریاضی و تمام معلمانِ پاک نهادی که از طریق نوشتن درباره‌یِ زادگاه خود تلاش داشته‌اند آگاهی را در جامعه گسترش دهند و تنها نگرانی‌شان گسترش و حاکمیتِ نادانی در جامعه بوده است، درود فراوان می‌فرستیم.          

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب