عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
برای تولد آندیا ساختمانی نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩۱/۱٢/۱٩

آندیا، آندیا

آندیا، آندیای نازنین، تو در ساعت ده ‌وسی دقیقه‌یِ روز سه‌شنبه دوازدهم دی ماه 1391 بدنیا آمدی. در بیانی دیگر، تو در روز نخستین روز سال 2013  بدنیا آمدی. آندیا، اکنون به شکل طبیعی و بیولوژیک تو رشد می‌کنی. حس‌های بینایی، شنوایی، بویایی، لمس و چشایی تو در حال گسترش است. به گمانم، حس شنوایی بسیار تیزی داری. تو در خواب و بیداری مرکز توجه بسیاری شده‌ای. آندیا، تو آغاز وجودی هستی که هر انسانی را نمایندگی می‎کند. آندیا، دگرگونی تو در برابر چشمانِ افراد پیرامونی شگفت‌انگیز است. لبخندهای گاهگاهت، دستانِ کوچکت، باز کردن چشمانت، شکل‌به‌شکل‌شدن دهانت، دستهای کوچکت که موازی هم بالای سر می‌بری و مشت کوچکت را زیر صورت می‌گذاری تا بخوابی همه رفتاری است که هر فرد بزرگسالی را در خیال به تماشای کودکی خود می‌کشاند.  آندیا تو کشف دوباره‌یِ دنیای کودکی من هستی.

آندیا، دنیا مکانی سرشار از زیبایی است .نشستن برف روی خاک زمین و روی درختهایِ ‌بی‌برگ زیباست، همچنانکه نشستن شبنم بر روی برگ‌برگ گیاهانِ بهاری هم چشم‌نواز است. آندیا، تماشای زمین با دشت‌ها و تپه‌ماهورها و رودها ازبلندای کوهی ِتنها بسیار دلنشین است. تماشایِ آبادی‌ها، روستاها و شهرها از فاصله‌یِ دور زیباست. آندیا، انسان‌هم زیباست. زمین پر از انسان است. دیدنِ دیدارِدو دوست پس از زمانی طولانی هیجان‌انگیز است. تماشای انتظار مادری که چشم براه کودکی است تا ازمدرسه برگردد زیباست. دیدنِ شگفتیِ کودکی از تماشایِ باران در بهار زیباست. آندیا دنیا سرشار از زیبایی است. توهم بر اینهمه زیبایی‌ِهستی افزوده شدی. آندیا، تو هم زیبا هستی.

آندیا، زیبایی حسی است که از راه رویدادهای جهان بیرون در ذهن بیننده برانگیخته می‌شود.  حسِ زیبایی پیوندی بنیادین با مکان، زمان، یاران و پیشینه‌یِ پرورش انسان دارد. آندیای زیبای من، مکان، زمان، یاران و پرورش همه به انسان تحمیل می‌شوند. رویدادهای جهان پیرامون درکنترل کسی نیست. انسان می‌تواند بخشی از رویدادها باشد. انسان‌های بسیارکمیابی پدیدآورنده و گسترش‌دهنده‌یِ رویدادها می‌شوند و درگذرگاه زمان به دارایی ذهنی افراد بسیاری تبدیل می‌شوند. نام این افراد مدتی بسیار دراز درحافظه و خاطره‌یِ مردم می‌ماند. این افراد نامی ماندگار می‌یابند و به تنهایی بیانگر رنج‌ها و آرزوهای گروهی انسان‌ها می‌شوند. آندیا، برای توهم چنین نامی آرزو دارم.

آندیا، زندگی در روی زمین دشواری‌هایی هم دارد. گاهی دشواری بسیار سخت می‌شود. فقر، مرگ نزدیکان و آشوب‌های اجتماعی دشواریِ زیستن رابسیارسنگین می‌کند. این رویدادهای تلخ ذهن انسانرا در برابر دیواریِ بلند قرار می‌دهند. آندیا، در برابر این دشواری‌ها انسان ابزاری بسیارکارآمد در اندرون خویش دارد. انسان «خِرد»دارد. باکار «خِرد» هرسختی آسان و هر دیوار بلند هموار می‌شود. آندیا، سختی‌های زندگی در مقایسه با زیبایی‌های هستی ناچیز هستند. سرانجام پیروزی با زیبایی و خوشی‌های زندگی است. آندیا، زندگی ارزش چندبار زیستن را دارد. این «چندبار» نشان از راهفکری بنامِ «امید» داردکه انسان را به فراسوی زمان دشوار می‌کشاند. انسان در پرتوِ «امید» زمان سخت راپشت سر می‌گذارد و خود را درآینده ‌خیال می‌کند. آندیا، «امید» همراهِ وفادار انسان‌هایی است که زندگی را درگستره‌ای بسیارگسترده می‌شناسند. آندیا «امید» معنای نام تواست. توآندیای من هستی.

آندیا، انسان در ذهن خویش رویاها و آرزوهای فراوانی را گسترش می‌دهد. رویاها وآرزوها،آرمانهای انسان هستند. هرکسی می‌خواهد روزی به شکلِ آرمانی درآید. شکل آرمانی انسان درنتیجه‌یِ حضور اسطوره‌ها و قهرمانان درذهنِ آدمی ساخته می‌شود. اسطوره و قهرمان را محیط زندگی به انسان می‌شناساند. اسطوره‌ها و قهرمانان از بند زمان رها شده ‌هستند و درجاودانگی جاری هستند. جاودانگی رویای هر انسانی است. افسانه‌های «چشمه‌یِ زندگی»، «آب‌حیات» و «اکسیر بی‌مرگی» همه در پاسخ به رویایِ جاودانگی ساخته شده‌اند. واقعیت مادی انسان با رویای جاودانگی ناسازگار است، پس انسان به راه‌های عملی برای جاودانگی می‌اندیشد و تلاش می‌کند. انسان تکرار خویش را از راه ادامه‌یِ خود در وجود فرزندان و نسل‌های پسین جستجو می‌کند.  آندیا، هر فرزند تکرار پدر و مادرش و پیشینیان آنها در زمان آینده است. آندیا، گذشته‌های دور و آینده‌هایِ دور در شکل فرزند با هم پیوند می‌یابند. آندیای نازنین من،توسال‌های بسیار با «سعید و پریوش» پدر و مادر خود همزمان زندگی خواهی کرد، پس اندیشه‌یِ «تکرار» نمی‌تواند در ذهن آنها پدیدآید. آندیا، تو تکرار کسانی هستی که رویاهای بزرگ در سر داشتند و رویاهایشان را روزی بدست باد سپردند و با بادها رفتند. آندیا، تو تکرار من در زمان آینده هستی. آندیا، تو امید من هستی.

بیستم دی 1391

  نظرات ()
مطالب اخیر برف انسان و بیماری‌های همیشگی کندوان، کندخانه‌های صخره‌ای در آذربایجان نقد فرمالیستیِ داستان کوتاهِ «داش آکل» عکس باقری حمیدی برای یکسالگی آندیا نلسون ماندلا، برای درگذشت مردی که چون سرو بود در خاورمیانه چه‌می‌گذرد؟ «خشم و هیاهوی» ویلیام فاکنر برای تولد آندیا ساختمانی
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) محمود دولت آبادی (٢) رمان مدرن (٢) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) آرتور میلر (۱) داود مستوفی (۱) مستوفی (۱) بولوت قراچورلو (۱) احد حسینی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه وکیل من آموزش آشپزی پرتال زیگور طراح قالب