عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
برنامه‌یِ ورزشیِ نود: تریبونی برای شکستنِ انسان‌ها نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳۸۸/۱۱/٢۱

برای عادل فردوسی‌پور:

آذربایجانی‌ها در سراسر ایران پراکنده‌اند. پراکندگی‌آذربایجانیان در گستره‌یِ زمین از روزگار پیش از تاریخ (پیش‌از‌پیدایشِ نوشتار) آغاز شده و هنوز ادامه دارد. نام‌هایِ ترکیِ‌آذری روی بناهایِ باستان نشانگر دیرینه‌بودن زندگیِ آذربایجانیان در گستره‌یِ سرزمینی است که امروزه ایران نامیده‌می‌شود. کاخ ساسانیِ«نارین‌قالا» در شهر میبد یزد، کاخ ساسانی «ایری‌قالا» در بافق و ده‌ها نامِ ترکی‌آذری روی بناهایِ باستانی خراسان، کرمان و سیستان نمونه‌هایی از یادمانهایِ زندگیِ آذربایجانیان در سراسر ایران در درازای تاریخ است. قوم‌هایِ پارس، ترک، کرد، گیلک، بلوچ و عرب در تاریخِ رنجبار خود همواره پیوسته‌به‌هم و یاری‌رسانِ همدیگر در روزگاران سخت بوده‌اند. اعضایِ این قوم‌ها آیین‌هایِ سنتی، جشن‌ها و سوگواری‌های همدیگر را حاملِ زیبایی پنداشته‌اند و با تحسین به آنها نگریسته‌اند. نزدیک‌بودن مکانی و اندیشگیِ اقوام در این بخش از خاکِ زمین سبب شده آیین‌های مشترکی همچون جشنِ‌هایِ سالِ نو، جشن تیرگان، جشن مهرگان، جشنِ شب یلدا و جشن‌هایِ پایان سال به‌ویژه چهارشنبه‌سوری میان مردم یکسان برگزارشود. اصولِ دین اسلام به شکل یکسان میانِ تمام اقوام و آیین‌مذهبیِ سوگواری امام‌حسین (ع) نیز تاحدی یکسان در میان مردم برگزار می‌شود. در کنار حرکت‌هایِ رایج و لازم برای انجام هر آیین، تمام این آیین‌ها با زبان به بیان در می‌آیند. زبان‌هایِ اقوام و ملت‌ها یکی از سرچشمه‌هایِ زیباییِ هستیِ انسان است. زبان‌ها دارای ارزش‌ِ زیبایی شناسی یکسان هستند و هیچ زبانی از نظر ارزشی بر دیگری برتر یا از دیگری فروتر نیست. زبان‌ها همیشه در حالِ دگرگونی هستند و همواره از همدیگر واژه می‌پذیرند و آن‌ها را با ساختِ‌آوایی خود سازگار می‌کنند. استقلالِ زبان‌ها به ساختار و منطقِ گفتمانی آنها بستگی دارد.

زبانِ پارسی در دورانِ تاریخی همواره زبان رسمی سرزمین‌ایران بوده است. دلیل این رسمیت، به‌گمان من، وجودِ شاعرانِ بزرگ در تاریخ شعر زبان پارسی و توانِ زبان پارسی در توصیف با صفت‌هاست. حاکمیت منطق شعری بر زبان پارسی سبب سترون شدن زبان پارسی در گسترشِِ «فعل‌ها» شده است. تعدادِ فعل‌های کنشی و یک‌کلمه‌ای زبانِ پارسی بسیار اندک است، اما در زبان‌هایِ دیگر مردم ایران، به‌ویژه در زبان‌هایِ ترکی، عربی و گیلکی، «فعل‌ها» گستردگی شگرفی دارد. از زبان‌هایِ دورانِ پیش از تاریخ آگاهی چندانی در دسترس نیست. زبان‌هایِ مردم همیشه در حالِ دگرگونی و گسترش هستند و هر زبانی بخشی از هستی را به بیان درمی‌آورد.

در تمام دوره‌‌های تاریخی گروه اندکی از مردان به دلیل داشتنِ جایگاهِ بالایِ حکومتی و یا اجتماعی ناگزیر بوده‌اند خوب سخن بگویند تا زبان و مغزِ مردم را در فرمان خویش داشته باشند و نیز نادرستیِ کارهایِ خود را زیر واژگانِ فراوان و ساختارهایِ پیچیده‌یِ زبان پنهان کنند. این گروه سخنور نامیده شدند. می‌توان داشتنِ چنین توانی را تنها در اختیارِ اندک مردانی پنداشت، زیرا فرصت‌ها هم همیشه در اختیار اندک مردانی قرار داشته است. نوشتن هم توانایی نادر مردان و زنانی بوده که رنجِ انسانهایِ روزگار خود را به تمامِ نسل‌هایِ بشری گزارش کرده‌اند. این گروه‌نویسنده در تاریخ بشر، هم کوله‌بار زندگیِ رنجبار خویش را بر دوش کشیده‌اند و هم رنجِ دیگران را احساس‌کرده و زیر سنگینی بار رنجِ انسانی درهم شکسته‌اند تا در زمان‌هایِ دیگر تاج سرفرازی بر سرشان گذاشته شود. سخن گفتن بسیار آسان‌تر از سخن نوشتن است، چنانکه گفتار را همگان می‌توانند اما آیینِ نوشتن را در هر دورانی تنها چند انسانِ شگفت بجای می‌آورند. آذربایجانی‌ها همواره از بهترین نویسندگان زبان پارسی بوده‌اند، هرچند نتوانسته‌اند و شاید نخواسته‌اند به آن زبان بخوبی سخن بگویند. ماندگاری و پایداری زبان هم، البته، با نوشتار ممکن می‌گردد. 

*   *   *

عادل فردوسی‌پور مدیر برنامه‌یِ نود در شیکه‌یِ سومِ تلویزیون ایران در شبهایِ دوشنبه است. می‌گویند که این برنامه پربیننده است. این سخن می‌تواند درست باشد زیرا برنامه‌یِ نود به نمایشِ واقعیتِ فوتبال در ایران می‌پردازد. واقعیتِ فوتبال در ایران سرشار از طنز و سیاه‌بازی است. مردم ایران از دورانِ قاجار سیاه‌بازی را خیلی دوست داشته‌اند. همچنین، نبود تفریح و برنامه‌هایِ شادِ اجتماعی در زندگیِ ایرانیان، آنها را به تماشایِ برنامه‌هایِ طنزی همچون نود مشتاق‌تر می‌کند.

در برنامه‌یِ نود کسی انتظار تماشایِ زیبایی‌های ورزشِ فوتبال را ندارد. اندامِ ضعیفِ بازیکنان، بدگویی و بدکاری آنها در زمین فوتبال، نداشتنِ دانشِ ورزشی و سخنگویی بازیکنان فوتبال ایران درباره‌یِ هر پدیده‌ای سبب می‌شود بازی فوتبال دارایِ چنان زیبایی نباشد که بتواند تماشاگر را پایِ تلویزیون بنشاند. دوربین‌هایِ برنامه‌یِ نود ویژگی‌هایِ واقعی و ناهنجار فوتبال ایران را به تصویر می‌کشند و تماشاگران از دیدن آن ناهنجاری‌ها به هیجان در می‌آیند. اگر نگرشی ورزشی بر برنامه‌یِ نود حاکم بود، این برنامه بی‌تردید وقت بسیار زیادی را صرف بازی‌های دو تیم نخست لیگ برتر از اصفهان می‌نمود و با نمایشِ بازی‌ها و سخن‌پراکنی‌هایِ دو تیم ضعیفِ تهرانی به پرورشِ کیشِ شخصیتِ دروغین نمی‌پرداخت.

ورود تیم تراکتورسازی به لیگ برترفوتبال ایران در سال 1388 پدیده‌یِ نوینی را به حرکت‌هایِ اجتماعی معرفی کرد. واقعیت این است که بازی‌هایِ تیم تراکتورسازی هم مانند بازی‌هایِ تمام تیم‌هایِ فوتبال ایرانی تماشایی نیست. در بازی‌هایِ تراکتورسازی نیز همچون تمام تیم‌هایِ ایرانی حرکتی که نشانگر توانمندی شگفت‌انگیز انسانی با پایش باشد هرگز دیده نمی‌شود، اما در هر مسابقه‌یِ تیم تراکتورسازی بیش از هفتادهزار نفر به استادیوم‌ها می‌روند.

تماشایِ هفتاد هزار یا یکصد و بیست هزار انسان در یک مکان برای هر انسانِ سالم و متعادلی شوق‌انگیز است. تماشاگرانِ بازی‌هایِ تیم تراکتورسازی از شهرهای گوناگونِ آذربایجان گرد می‌آیند. آن‌ها نام شهرهایِ خود را رویِ نوارپارهای (نوار+ پارچه = نوارپارa banner) و پارچه‌هایِ سرخرنگی می‌نویسند و به استادیوم می‌برند تا همسوییِ نگرش فکری آذربایجانی‌ها را به نمایش بگذارند. در هر مسابقه‌یِ تیم تراکتورسازی نام بیشتر شهرهایِ آذربایجان را می‌توان روی نوارپارها خواند. همدان خود تیمی در لیگ دارد، اما برای همبستگی با همان همسویی فکری، تماشاگران همدانی به استادیوم‌ها می‌روند تا همراه تمامِ آذربایجانی‌ها تیم تراکتورسازی را تشویق ‌کنند. شعارها هم بیشتر بر هویت‌سازی ملی تاکید دارد و بازی فوتبال تنها بهانه‌ای است تا یکصد و بیست هزار نفر یکجا گردآیند و هرآنچه می‌خواهند با صدایِ بلند فریاد بکشند. چنین رفتار مدنی قانونمند و چنین رویکردِی به پدیده‌یِ فوتبال واکنش‌هایی را برمی‌انگیزد. تکرار شعاری در اصفهان و تهران بر علیه آذربایجانی‌ها نمونه‌ایِ از واکنشی‌است که حکومت واپسگرا و پوسیده‌یِ پهلوی در گسترش آن تلاشی بسیار بدفرجام داشت.

در برنامه‌یِ تلویزبونی نود هم اشاره‌هایی از این گونه واکنش‌ها دیده می‌شود. بدنبالِ برگزاری مسابقه برای یافتنِ پرطرفدارترین تیم فوتبال ایرانی در برنامه‌یِ دوشنبه بیست و هشتم آذرماه، گروهی از تماشاگران آذربایجانی با کشیدن کاریکاتوری از مدیر برنامه‌یِ نود و نوشتن شعارهایی برعلیه برنامه، روز جمعه دوم دی ماه به استادیوم رفته بودند. دربرنامه‌یِ دوشنبه پنجم دی ماه، فردوسی‌پور، مدیر برنامه، یک ساعت به دفاع از درستی کار و شخصیتِ خود پرداخت. در جریان دفاعِ فردوسی‌پور از خودش، مصاحبه‌هایی با چند فرد برگزیده در آستانه‌یِ ورود به استادیوم‌هایِ تهران و تبریز بارها پخش ‌شد.  این مصاحبه‌ها کسانی را نشان می‌داد که زبان پارسی را بخوبی نمی‌دانستند و گاهی رفتارهایِ نامتعادلی همچون آوازخواندنِ آشفته را نمایش می‌دادند. فردوسی‌پور تلاش داشت نشان دهد مسخره‌کنندگان او چنان کسانِ نابهنجاری هستند. مصاحبه‌شوندگان تنها چند نفر بودند، اما کردار و گفتارِ آشفته‌یِ‌شان با تدوینی زیرکانه بارها پخش شد. پس از پخش سخنانِ آشفته‌یِ مصاحبه‌شوندگان، فردوسی‌پور با لبخندی پیروزمندانه بر صفحه‌یِ تلویزیون پدیدار می‌شد.

این واکنش به آذربایجانی‌ها از آن شعارهایِ گروهی تماشاگر اصفهانی و تهرانی بسیار زشت‌تر بود. در جامعه‌شناسی و روانشناسی توده‌ها، مشت نمونه‌یِ خروار نیست. فردوسی‌پور می‌توانست با صدها دانشجویِ فرهیخته‌یِ آذربایجانی مصاحبه کند، دانشجویانی که در دانشگاه‌های معتبر ایران درس می‌خوانند و به بهانه‌یِ  تماشای مسابقات تیم تراکتورسازی به میان همزبانهایِ خود به استادیوم‌ها می‌روند. این گروهِ فرهیخته، پس از زبان مادری خود، زبان‌هایِ پارسی و انگلیسی را هم بسیار خوب می‌دانند. آنها بدرستی آگاه هستند که سخن گفتن به زبان فارسی چندان اهمیتی هم ندارد زیرا آنها زبان‌دیگری را به خوبی و به زیبایی می‌دانند و همچنین  زبان فارسی زبان علم نیست. میلیاردها انسان در سراسر جهان تنها به یک زبان سخن می‌گویند و اگر شاید روزی کمبودی از نظر زبانی حس‌کنند شاید از ناتوانی در خواندنِ متن‌هایی به زبان انگلیسی باشد، زیرا انگلیسی زبانِ علم، زبان سیاست و زبان پولِ امروز در جهان است.

*   *   *

فوتبال زیباییِ رقص و حرکت‌هایِ پایِ انسان و پیچ‌وتاب سریعِ بدن برای نمایشِ حرکات جسمانی انسان است.  امروزه فوتبال به پدیده‌ای اجتماعی تبدیل شده‌است. گروهی بزرگ از انسان‌ها از بازی فوتبال پول بدست می‌آورند. در تعدادی از کشورها نیز فوتبال بازیچه‌یِ سیاستمداران شده است، اما در فوتبال هزاران انسان زیبایی پیچ و تابِِ ساق و پای هم‌نوعانشان را در زمینی تماشا می‌کنند که رنگ سبزش در ناخودآگاه آن‌ها یادآور زندگیِ آرامِ انسان در کوه و دشت است. تماشایِ فوتبال فرصتی‌است تا انسانی در میان هزاران انسان دیگر و بدور از هیاهوی زندگیِ مدرن به آرامش و تخلیه‌یِ هیجان‌هایِ روانی پنهان شده به‌‌پردازد. در خیابان‌ها و در میدانگاه‌هایِ شهر به آسانی نمی‌توان خواسته‌ای سیاسی یا اجتماعی را بیان کرد و یا پلشتی کردار قدرتمندان را فریاد کشید، اما می‌توان در پناه دیوارِ چهره‌های بیشمار در استادیوم هر سخنی را بر زبان آورد و بخشی از دردهایِ خود را رها ساخت. فوتبال بخشی از تفریح انسان درمانده‌یِ مدرن است.

انسان را پس از گم‌گشتگی در میانِ جماعتِ تماشاگر نباید با دوربینِ تلویزیونی پیدا کرد، از جمع بیرون کشید و او را به تنهایی زیر ذره‌بین نقد قرار داد. رفتار انسان میان جماعت بسیار متفاوت از رفتار او در تنهایی و متفاوت از شخصیتِ تعریف شده‌یِ اجتماعی اوست. بگذارید فوتبال همچنان بهانه‌ای برای شکستنِ تنهاییِ انسان‌های پراکنده و تک‌افتاده در اجتماع باشد.

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب