عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٤/۱/۱۳

جشن‌های سال: چهارشنبه سوری، نوروز و سیزده‌بدر

جشن‌های سال نشاندار زندگی انسان‌های گله‌دار و کشتکار است. زمانِ برگزاریِ جشن‌های سال، پایان زمستان و آغاز بهار، برای انسان گله‌دار و کشتکار اهمیت فراوان می‌تواند داشته باشد. انسان دامدار در پایان زمستان نگرانی خود از پایان‌یافتن علوفه‌ی گله را با امید فرارسیدن رویش گیاهان زمین پشت سر می‌گذاشته و آعاز بهار را جشن می‌گرفته است. عناصر عمده‌یِ جشن‌هایِ سال «آتش، آب، رود، سبزه، تخم‌مرغ، آجیل، پلو و نواختنِ سرنا و دُهُل» همه نشانه‌های زندگی گله‌داری و کشتکاری است. شادی فراوانِ مردم از سپری کردنِ سرما و شتاب به گرما تنها در زندگی انسانِ گله‌دار و کشتکار دریافتنی است.

در شرق شب پیش از روز شروع می‌شود. در زبان‌های رایج در این بخش از زمین مانند ترکی، فارسی و گیلکی زمانِ خورشیدی را «شب و روز» می‌نامند. در باور مردم، پس از غروب آفتابِ سه‌شنبه، چهارشنبه آغاز می‌گردد و مردم به برگزاری آیین‌هایِ جشنِ چهارشنبه می‌پردازند. شامگاه چهارشنبه‌یِ آخرِ سال با آتش آغاز می‌شود. برافروختنِ آنش، گردآمدن خردسالان و جوانسالان پیرامون آتش، پریدن از روی آتش و آرزوی سوختن تمام دردها و رنج‌ها در آتش، پرتابِ گوی‌های آتشین به هوا و سرانجام گستردن خویژهای آتش روی زمین همه اشتیاق انسان به زنده ماندن در پناه آتش و امید به زندگی را نشان می‌دهد. رفتنِ انسان‌ها به پای رودخانه‌ها و بردن گله‌یِ گاو گوسفند به کنار رودخانه و سیراب کردن حیوانات از آب در سپیده‌دم چهارشنبه نیز شوق انسان به نگه‌داری حرمت آب و امید به داشتن آب فراوان و پاکی در روزهای پیشایند را گواهی می‌دهد. آتش و آب دو نگهدارنده‌یِ بنیادین زندگیِ انسان بوده‌اند.

گستردگی جشن‌های نوروز در مکان‌های جغرافیایی ویژه‌ای چنین گمانی را پدید می‌آورد که مردمان قوم «گزر» (در تلفظ عربی: خزر) پدیدآورندگانِ جشن‌های سال بوده‌اند. واژه‌یِ «گزر» در زبان پارسی به معنایِ «گشتن» و «گردنده در صحرا» است. قوم گزرتا پایان سده‌یِ ششم میلادی پیرامون دریایِ گزر زندگی می‌کرد. آنها انسان‌های گله‌دار بودند و گله‌های خود را در دشت‌های پیرامون دریا می‌چراندند. دریای گزر نام خود را از آن قوم گرفته‌است. برگزاری پرشکوهِ جشن‌های سال (چهارشنبه آخر، نوروز و سیزده بدر) در سرزمین‌هایِ پیرامون دریای خزر (جمهوری آذربایجان، قزاقستان، ازبکستان، تاجیکستان، مازندران، گیلان، منطقه‌یِ بزرگ آذربایجان در ایران) نشانی از پیدایشگاه جشن‌های سال در میان قومِ گزران (خزران) می‌تواند باشد. در روزگاری نه چندان دور، نوروز در کردستان ایران، مناطق شرقیِ ترکیه، خوزستان، سرزمین‌های جنوبی و شرق ایران شناخته نمی‌شد. زندگی انسان‌های پیرامون دریای خزر و امید به سالی نیک در میان آن مردم هنوز هم با بن‌مایه‌های نخستین در سرزمین‌های کنونی قابل شناسایی است.   

نوروز، چهارشنبه‌سوری و سیزده‌بدر یادگار انسان‌های گله‌دار است. پیوند نوروز با تعصبات ملی و دین زردتشت گفتمانی ساختگی است. زردتشت آیین گروه کوچکی از مردمی است که در سده‌ی‌ِ دوم هجری قمری (سده‌یِ نهم میلادی) از هندوستان به یزد آمدند و در همان مکان محدود ماندند. اوستا نیز در سده‌یِ دوم هجری قمری در ایران نوشته شد. پیش از اسلام مردم سرزمین‌های غیر عرب دین نداشتند. آنها باورهایی موسوم به مهرپرستی داشتند. برایشان آتش، باران، خاک و گله‌یِ گاو و گوسفند اهمیت بسیار داشت. انسان بی‌دین سده‌یِ هفتم میلادی در سرزمین‌های غیر عرب به سادگی دین اسلام را پذیرفت. انسان‌های یهودی و مسیحی‌ ساکن سرزمین ایران دین خود را نگه داشتند و دین اسلام را نپذیرفتند. در تاریخ دین‌ها، هیچ دینی نتوانسته است دین دیگر را کامل از بین ببرد و پیروان دین اول هرگز به سادگی دین دوم را نپذیرفته‌اند. جشن‌های سال را انسان‌هایی نشان‌دار کردند که برای خود و گله‌های گاو و گوسفندشان دگرگونی هوا و پایان سرما و آغاز گرما اهمیت بسیار داشت. مردم جشن‌های سال را به شکل اجتماعی برگزار می‌کردند. هر انسانی در میان ده‌ها و گاهی صدها انسان دیگر به ادامه‌یِ زندگی امیدوار می‌شد و شخصیت اجتماعی‌اش نیز گسترش می‌یافت.

امروزه، مردم ایران شخصیتِ اجتماعی خویش را به تمامی کنار گذاشته‌اند. مردم در گروه‌ها، سازمان‌ها و حزب‌ها گرد نمی‌آیند تا برای زندگیِ خویش راهی برگزینند. حکومت نیز تلاش فراوانی دارد تا جنبه‌های اجتماعی زندگیِ انسان از بین برود. تاکید فراوان بر خانواده و هراس از تاسیس حزب گفتمان رایج حکومت است. نهادهایِ اجتماعی مانند پارک و پیاده‌رو در ساختار شهری در نظر گرفته‌ نمی‌شود. در پیاده‌روهای باریک و یک‌ونیم متری خیابان‌های ایران دیگر انسان‌های گام‌زن دیده‌ نمی‌شود. سالن‌های نمایش و موسیقی و کارناوال‌های شادی به تمامی از بین رفته‌اند. انسان‌ها تنها شده‌اند و به همین دلیل در روزهای جشن نوروز، مردم بجای همایش در یک مکان، دیدارهای نوروزی و با هم نشستن و گفتگو کردن، از هم می‌گریزند. خانواده‌های بسیاری با ماشین شخصی رهسپار «شمال» می‌شوند تا زندگیِ شخصی و تنهای خود را در همایشی مردمی به اشتراک نگذارند. در این زمان از سال، شمال مکانی مناسب برای گذراندنِ تعطیلات نیست. هوا سرد و بارانی است و دریا بسیار عبوس به چشم می‌آید، در درختان جنگل نیز برگی دیده نمیشود. رفتن به «شمال» در این زمان از سال گریختن از اجتماع است. برگزاری چهارشنبه‌سوری هم با ترقه و مواد انفجاری روشی برای تاراندن مردم از گردآمدن در گروه‌های کوچک و برگزاری کارناوال شادی است. مردم روش برگزاری جشن‌های سال را فراموش کرده‌اند. تنها در سیزده‌بدر کار انسان صدها هزار سال پیش هنوز به شکلی تکرار می‌شود.

سیزده‌بدر پایان جشن‌های سال است. به باور مردم برگزار کننده‌یِ جشن‌های سال، هر یک از دوازده روز اول بهار نشانه‌یِ یک ماه از سال است. وضع هوای هر یک از دوازده روز آغاز بهار، نشانی از وضع یک ماه سال می‌باشد. پس از دوازده روز جشن و پایکوبی، مردم به دشت و کوه می‌روند تا گواهِ ادامه‌یِ زندگی طبیعت و خود باشند. همچنین، در سیزده‌بدر مردم سبزه‌های جشن نوروز را به آب می‌افکنند تا گمانِ رویش باری دیگر به یادِ طبیعت آید. در سیزده‌بدر روزگار پیش، مردم یکجا در طبیعت گرد می‌آمدند، آواز می‌خواندند، می‌رقصیدند و سپس خوراکی می‌خوردند. تخم‌مرغ، آشِ دوغ و گاهی آبگوشت خوراکیِ مردم در صحرا بود. با افزایشِ جمعیت انسانی و با گسترش مدرنیسم در زندگی انسان‌ها، خوراک و مکان گرد آمدنِ انسان‌ها دگرگون شد. سیزده‌بدر امروزه پرشکوه‌ترین روز در جشن‌های سال است. تمام مردم به بیرون از خانه‌هایشان می‌روند. گروهی پولدار باغ دارند و با بستگان نزدیک و گاهی دوستان به باغ‌شان می‌روند تا دودِ کباب و منقلِ آنها به چشمِ کسی نرود. مردم طبقه‌یِ میانی به مکان‌های خارج از شهر می‌روند و در کنار کشتزارهای روستانشینان، دره‌ها، کوه‌ها و دشت‌ها روزی را به شادی می‌گذرانند. مردم طبقه‌یِ پایین در پارک نزدیک خانه‌یِ‌شان روز سیزده را بیرون از خانه جشن می‌گیرند. امروزه سیزده‌بدر تنها با خوردن خوراکی‌ها در بیرون از خانه جشن گرفته می‌شود. مردمِ قشرهای پایینِ طبقه‌یِ میانی به طبیعت می‌روند و گاهی آلودگی و ویرانگریِ بسیار شدید پدید می‌آورند. در رسانه‌های حکومتی ایران آموزشِ مناسبی به مردم داده نمی‌شود. رسانه‌ها بیشتر در راستای گسترشِ ایدئولوژی اسلامی، تلاش دارند جشن‌های سال را خرافه و واپسگرایی نشان دهند، اما مردم جشن‌ها را با شکوه فراوان برگزار می‌کنند.

جشن‌های چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر یادگارِ برگزاری آیین‌هایی برای زنده ماندن گروه‌های انسانی است. این جشن‌هایِ شکوهمند و اصیل زمانی برای گردآمدن انسان‌ها، دیدار همدیگر و آفرینش امید به ادامه‌یِ زندگی برگزار می‌شود. جشن‌های سال زمانی برای انسان‌های یگانه نیز است تا اندیشه‌یِ خود را بنویسند و گروهی خواننده را پیرامون متنی به اندیشیدن وادار کنند.

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب