عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
دنیای شگفت انگیز نو، فوتبال جام جهانی و فوتبال ایرانی نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳۸٩/۳/٢٦

دنیای نو بسیار شگفت‌انگیز است. دنیای نو با مدرنیسم شناخته می شود. مدرنیسم فرهنگ دنیای سرمایه‌داری به رهبری ایالات متحده امریکاست. مدرنیسم جبری است که همه‌ی مردم جهان ناگزیر هستند به پذیرند. مدرنیسم سیمایی زیبا دارد. بهداشت، پیراهن و کت و شلوار و کفش، ساندویچ و خوراک‌گذری (fastfood)، اودوکلن و کنسرت‌موسیقی‌روز، تماشای فوتبال و تنیس و اتوموبیل، گردشگری و مدرک دانشگاهی و سرانجام ماسکی بر چهره‌یِ انسان تنها و گشتن در خیابان‌ها و پارک‌ها جلوه‌های آشکار مدرنیسم است.

دنیای مدرنیسم بر محور پول می‌چرخد. در مدرنیسم پول و بانک مرکز زندگی اجتماعی است. مدرنیسم هنگامی آشکار شد که بلندایِ بانک‌ها از بلندای کلیساها و مسجدها بیشتر شد. در دنیای مدرن همه چیز با پول سنجیده می‌شود. پول معیار تمام ارزش‌هاست.    

با گسترش رفتار مدرنیسم در جهان، مردم در همه جای زمین یک شکل شدند. پوشاک یکسان مردم بر پایه‌ی نیاز کارخانه‌ها برای تولید اضافی به منظور بالا رفتن «ارزش‌افزوده» تعیین شد. همشکلی مردم جهان را بیچاره کرد. مردم فقیر در کشورهای افریقایی کارهایی کردند که مردم ثروتمند در کشورهایی همچون امریکا، سوئد،دانمارک، ایتالیا، انگلیس و نروژ انجام می‌دهند. مردم تنگدست بیچارگی خود را در زیر ماسکی ساختگی فراموش کردند. مبارزه برای بدست آوردن حقوق انسان برای زندگی ساده فراموش شد و بجای آن روحِ تلاش برای بدست آوردن لوازم زندگی خواست و داشت مردم شد. مفهوم «طبقات اجتماعی» اعتبارش را از دست داد و ادعا به لذت بردن از زندگی مفهوم رایج در گفتار مردم شد. مردم بیچاره شدند.

بیچارگی مردم به دلیل شکل گرفتن مراکزی با پول فراوان آغاز و گسترش یافت. گروهی در مراکزی بنام «حکومت» گرد آمدند و تمام پول و دارایی‌هایِ کشوری را بدست گرفتند و به غول‌های مالی تبدیل شدند. این غول‌های مالی یا حکومت‌ها با استفاده از رسانه‌های همگانی حاکمیت جاودانه‌یِ خود را در ذهنِ آشفته‌یِ مردم نشاندند. مردم نیازمند حکومت‌ها شدند و در نتیجه بردگی مدرن شکل گرفت. بردگان‌مدرن برای توجیه وضع شرم ‌آور خود ناگزیر به رفتاری شاد دست زدند. تماشای فوتبال، تنیس و اتوموبیل‌رانی روشی کوتاه‌مدت برای رهایی از حس بردگی شد. در میدان فوتبال مردم آزادنه فریاد کشیدند.

روزگاری در افریقای جنوبی سفیدپوستان حاکم،سیاهان را تا حد حیوانات تحقیر می‌کردند. در همان روزگار مبارزه برای محو آپارتاید ادامه داشت. حکومت سفیدپوستان مردم را در تنگنای خشونت و حقارت اسیر کرده بود. زبان مردم بسته شده بود. فوتبال مردم را در استادیوم‌ها گرد آورد. مردم به هنگام تماشای فوتبال فریاد آزادی خواهی خود را سر دادند. فریاد مردم به گوش جهانیان رسید. روزگار گذشت و نلسون ماندلا از زندان آزاد شد و رئیس جمهور افریقای جنوبی شد. سفیدپوستان را هراس در بر گرفت. ماندلای بزرگ با رفتاری انسانی کردار حاکمان پیشین را از حافظه‌ها پاک کرد. ماندلا گفت که مردم افریقا چنان کوچک نیستند که به انتقام فکر کنند. ماندلا بزرگی انسان را بر مردم افریقای جنوبی یاد داد. اینک افریقای جنوبی میزبان جام جهانی فوتبال است.

از روز بیست‌و یکم خرداد مسابقات جام جهانی فوتبال آغاز می‌شود. میلیونها انسان در سراسر جهان این مسابقات را از تلویزیون تماشا خواهند کرد. تماشای فوتبال به مدت یکماه تنها سرگرمی مردم جهان خواهد شد. این مدت یکماه «زنگ سیاحت» حکومت‌های مستبد در جهان است. مردم فقیر، درمانده، بیکار، بیمار، رانده شده، مهاجر و قدرتجو سرگرم بازیهای فوتبال خواهند شد. در این مدت کسی از حاکمان خواسته‌ای نخواهد داشت. کشورهایِ افریقایی و امریکای جنوبی و آسیایی سرگرمتر خواهند شد.

تیم فوتبال ایران نتوانست به این مسابقات راه یابد. فیفا به تیم‌های راه‌یافته به مسابقات پولی نجومی پرداخت می‌کند. فدراسیون فوتبال ایران از این پول محروم شد. هیاهوی بسیاری که «کارشناسان» براه انداخته بودند، بخشی به خاطر از دست رفتن مبلغ پولی بود که ممکن بود به آنها هم برسد. پول مرکز زندگی مدرن است. گروهی روزنامه نگار نیز آشفته شدند. زندگی آنها نیز به پول فوتبالیست‌ها بستگی دارد. اکنون در آشوب خبری فوتبال جام جهانی، در فوتبال ایران نیز خبرهای خرید و فروش بازیکنان فوتبال در جریان است. نشریات گوناگون قیمتهای بزرگ بر بازیکنان می‌گذارند تا در صورت انجام معامله پولی به روزنامه‌نگاران برسد. روزنامه‌نگاران به بازیکنان لقب‌هایی مانند «جادوگر، امپراطور، قیصر» می‌دهند. این لقب‌داران در میدان نشریات بزرگ و در میدان فوتبال کوچک می‌شوند. لقب‌داران پس از مدتی خود به توهم خودبزرگ‌بینی گرفتار می‌شوند و رفتارهای نابهنجار از خود نشان می‌دهند.

روزگار شگفت‌انگیزی است. مدرنیسم مردم را در چنگ خود دارد. رها شدن از مدرنیسم ممکن نیست. مدرنیسم به تعداد بیشتر از کیفیت اهمیت می‌دهد، زیرا در مدرنیسم باور بر این است که «یکصد» همواره سود بیشتری از «ده» دارد. ارزش‌ها و فضیلت‌ها وارونه شده‌اند. مدرنیسم بجای سه فضیلت کهن «راستگویی، پاکدامنی و شجاعت» ویژگی‌های مدرن «بیهوده‌گویی، تنوع‌خواهی و سرسپردگی» را جایگزین کرده است. ما در چنین روزگار شگفت‌انگیزی رنج می‌بریم. 

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب