عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
رقص در زمانه‌یِ سوگوار نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳۸٩/٤/۱٥

 زمانه‌یِ ما سوگوار رسم‌ها و روش‌های برباد رفته است. مردم روزگارِ ما در تنگنای گذر از دوران سنتی به دوران مدرن گرفتار مانده‌اند. آنها جاده‌های مدرن را می‌پیمایند و خیال خود را در سنت‌ها می‌چرخانند. جریان رایج حس نوستالژیک و یا به تعبیر ترکی «نسگیل» در سخن مردم کشور ما حاصل چنین گرفتاری تاریخی است.

مردم کشور ما سالهاست که از این حالت زیستن رنج می‌برند. از نظر تاریخی، مدرنیسم با مشروطیت آشکار شد. مدرنیسم با به هم ریختن روابط تولیدی و پایگان اجتماعی افراد آغاز شد و نمود آشکار آن گسترش شهرنشینی بود.

جامعه‌یِ سنتی ایران بر پایه‌یِ رابطه‌یِ ارباب-رعیتی شکل گرفته بود. این سیستم بر اساس ناآگاهی افرادِ جامعه استوار شده و پایدار مانده بود. ناآگاهی افراد در شکل بیسوادی تمام مردم جامعه‌یِ ایران شناخته می‌شد. کسی خواندن نمی‌دانست.

چرخش ناگهانی تاریخ از سنت به مدرنیسم سبب شد خواندن و نوشتن در میان گروهی از افراد جامعه گسترش یابد. گسترش توان خواندن و نوشتن در میان افراد با سرعت و به شکل بی‌نظم آغاز شد. گروهی کوچکی از جوانان کشور از دانشگاههای اروپا مدرک‌های عالی دانشگاهی دریافت کردند و گروه بسیار بزرگی از مردم ایران در همان ناآگاهی کهن و سنتی باقی ماندند.

گسترش مدرسه‌ها به شکل نوین سبب شد خواندن و رونویسی از متن‌های ساده در میان مردم رایج شود. مدرک ششم ابتدایی معیار باسوادی شناخته شد و گروهی با مدرک ششم به تدریس پرداختند. سپس پایان سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم) و سرانجام مدرک دیپلم دبیرستان آرمان هر تحصیل‌کرده‌ای شد. در همین زمان و در سال 1313 دانشگاه تهران گشایش یافت و گروهی به تحصیل در دانشگاه پرداختند.

کسانی که از دانشگاههای اروپا یا دانشگاه تهران مدرک دکترا دریافت کردند در پندار مردم به انسان‌های فراعادی تبدیل شدند. این مدرک‌داران با لقب‌های استاد و دکتر و پروفسور در میان مردم بیسواد به گردش پرداختند و سبب رشک بسیاری از آنها شدند. بی‌هویت بودن تمام مردم سبب شد نام‌هایی بزرگ شود. دارندگان این نامها مورد پرستش جمعیتی قرار گرفت که هرگز فکر نمی‌کرد در چرخش دیگر همه دارای مدرک دکترا خواهند شد. این رویداد در سال 1357 با پایان دوران سیستم ارباب-رعیتی در نظام تولید فرا رسید. زمانه‌یِ نوین به بی‌پایه بودن بسیاری از پندارهای کهن گواهی داد.   

پس از سال 1357 بار دیگر دگرگونی شگرف آغاز شد. مردم عوام اجازه یافتند قراردادهای دوران کهن را به بازی بگیرند. کسانی که ذهنشان با اشرافیت ساختگی دوران پیشین شکل گرفته بود، به ناگاه همه چیز را از دست رفته یافتند و به جستجوی گریزگاهی برای خود سرگرم شدند. گروهی آرام آرام به شنا کردن در مسیر جریان عادت کرد. گروهی تلاش نمود در زبان و در سخن از بزرگیِ خویش و نسل خویش دفاع کند و برپادارندگان دنیای نوین را در سخن خود کوچک بنمایانند. سرانجام گروه بسیار کوچکی به گوشه‌نشینی روی آوردند.

گوشه نشینان در تنهایی خویش تلاش نمودند با مرور یادمانهای صوفیانه و زاهدانه در ذهن خویش، آن شکوهِ تنهایی را زنده کنند و در میان سوگواران بزرگ هستی به رقصی تنها خود را سرگرم نمایند.

دکتر مرتضوی نیز یکی از انسانهایی بود که از دیگران کناره گرفت و در سوگواری تاریخی مردمی اندوهگین به رقصِ عارفانه پرداخت تا بیاد آورد انسان در تنگنای دشواری زمان نیز می‌تواند به خواست‌های زیادی پشت کند و خنده‌یِ تلخ خود را به دست باد بسپارد تا چند روزی در زمانه جاری شود.

زمانه و معیارهای زمانه همواره در دگرگونی است. هر زمانی بی‌پایه بودن روش‌ها و معیارهای روزگار پیش از خود را آشکار می‌کند. کسانی که از چرخش روزگار آگاه هستند، بر این بازی زمانه می‌خندند و سوگواری هستی را با رقصی جشن می‌گیرند.         

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب