عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
منوچهر مرتضوی. مکتب حافظ، مقدمه بر حافظ شناسی (چاپ چهارم). نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳۸٩/٤/۱٧

نقد ادبی نوشتاری برای آشکار کردن معنای پنهان در یک متن ادبی است. منتقد ادبی تلاش دارد از طریق کشف وحدتِ موضوع و یکپارچگی ساختار معنای پوشیده در متن را تفسیر کند تا متن را برای خواندن مناسب بکند. نقد ادبی با ایراد گرفتن تفاوت بنیادین دارد. هدف ایراد گرفتن اغلب شخصیت نویسنده به عنوان یک شهر وند است. ایرادگیری کاری با اثر ادبی ندارد. نقد ادبی با شخصیت نویسنده به عنوان یک شهروند کاری ندارد. نقد ادبی تنها به خود اثر می‌پردازد.

ایراد گرفتن در ایران پیشینه‌ای تاریخی دارد. شعرهای هجو نمونه‌یِ آشکاری از ایرادگیری شاعران از یکدیگر است. پس از مشروطیت شاعران به لگدمال کردن شخصیت یکدیگر پرداختند. از سال 1300 تا 1310 زشت‌ترین سخنان در شعرها رایج شد. در دهه‌یِ چهل نیز ناسزانوشتن و به لجن آلودن شخصیت نویسندگان رایج بود. این ایرادگیران هرگز نیندیشیدند که با ناسزانویسی بزرگترین خدمت را به دستگاه سانسور انجام می‌دهند. سانسور از میان خود نویسندگان آغاز می‌شود. نخست خود نویسندگان یکدیگر را بدنام می‌کنند و سپس دستگاه سانسور برپایه‌یِ همان بدنامی فشار سنگین خود را برفضای ادبی حاکم می‌کند.

نقد ادبی در ایران پیشینه ی تاریخی ندارد. رضا براهنی در کتابِ «طلا در مس» نخستین تلاش علمی را برای تدوین نظریه‌یِ ادبی و نقد ادبی انجام داد. صدای براهنی را بسیاری از استادان و نویسندگان ادبیات نشنیدند. ادبیات ایران همچنان به نقد سنتی وفادار ماند. تصحیح متن و یا نقد متنی به عنوان یکی از رویکردهای نقد سنتی در ایران رایج بود و آثار بسیار بزرگی از ادبیات کهن بازآفرینی شد. غنی «دیوان حافظ» را، محمدعلی فروغی «کلیات سعدی» را وحید دستگردی «پنج گنج نظامی» را تصحیح و چاپ کردند. این کار ارزشمند منتقدان ادبی، خوانندگان ادبیات فارسی را با آثار معتبر ادبیات آشنا کرد. نقد عملی ادبیات همچنان به نقد سنتی وفادار ماند.

نقد سنتی بر این باور انجام می‌شود که اثر ادبی آیینه‌ای برای شخصیت نویسنده است. به سخن دیگر، آثار یک نویسنده خوانده می شود تا شخصیت نویسنده شناخته شود. شناختِ نویسنده هدفِ نقد سنتی است. برای شناخت نویسنده، باید بیوگرافیِ نویسنده، وضعیت جامعه در زمان نوشته‌شدن اثر، فلسفه و اخلاق حاکم بر جامعه در زمان نوشته شدن اثر را شناخت، آنگاه نویسنده شناخته می‌شود. در ایران این روش در میان استادان ادبیات فارسی دانشگاه‌ها هنوز روش رایج است. برای نوشتن درباره‌یِ هر اثری، نخست شرحی از زندگی نویسنده‌یِ آن اثر نوشته می‌شود و سپس مسابل مربوط به آن نویسنده بررسی می‌شود. در نوشتن نقد سنتی، نویسنده‌یِ نقد اغلب کار دیگران را با فکر خود می‌سنجد و گاهگاهی آن‌ها را تحسین و یا انکار می‌کند.

کتابِ «مکتب حافظ، مقدمه بر حافظ‌شناسی» منوچهر مرتضوی، بدون یادداشت بر چاپ چهارم، یکی از عالی‌ترین نمونه‌های نقد سنتی است. یادداشت بر چاپ چهارم بسیار آشفته است. قضاوتی که مرتضوی درباره‌یِ احمد شاملو نوشته (صفحه‌یِ سی‌ودو و سی‌وسه) بسیار دور از انصاف است.  هشتاد و پنج صفحه‌ی نخستین کتاب مرتضوی را نادیده می گیریم و کتاب را از صفحه‌یِ 1 یعنی مقدمه (1-10) آغاز می‌کنیم. بخش اول (صفحه‌یِ 12) «کلیاتی درباره‌یِ تصوف» است. بخش اول تاریخ تکوین تصوف، ابتذال تصوف، مرورِ سفرنامه‌یِ ابن بطوطه، روش حافظ و روش‌های ملامتیه و قلندریه بحث شده است. پیرو روش سنتی نقد عملی، مسایل بسیار زیاد فرامتنی درباره‌یِ تصوف بررسی شده تا سرانجام این نتیجه گرفته شود که حافظ صوفی نیست. در تمام این مرور، هدف شناختن شخصیت حافظ است. شعرهای نمونه هم به عنوان نشانه‌هایی از شخصیت حافظ بررسی شده‌اند. در این بحث‌ها زیباییِ شعر حافظ مورد توجه نیست، زیرا پیرو باور سنتی شعر تلاشی برای آموختن یک دیدگاه نظری نوشته می‌شود. از صفحه‌یِ 327 تا 399 به تمامی به موضوع عشق پرداخته شده است. عشق و عرفان، عشق از دیدگاه عرفا، عشق از دیدگاه مولوی و دیگر عارفان بحثِ عمده‌یِ این 72 صفحه را تشکیل می‌دهد. قسمت‌هایی از کتاب که مستقیم به شعر حافظ پرداخته در ضمیمه‌هاست. ضمیمه‌یِ دوم «ایهام» را به عنوان ویژگی اصلی شعر حافظ پنداشته است. ضمیمه‌یِ دوم و ضمیمه‌یِ چهارم مهمترین قسمت‌های کتاب از دیدگاه نقد شعر می‌باشند. در این ضمیمه‌ها نویسنده به خود شعر پرداخته است و تلاش دارد زیبایی‌ شعر را از راه کشف لایه‌های معنایی فراوان آشکار کند. در این ضمیمه‌ها شخصیت خود حافظ فراموش شده است و به همین جهت به نقد عملی شعر نزدیکترند.

کتابِ «مکتب حافظ، مقدمه بر حافظ‌شناسی» منوچهر مرتضوی اطلاعات بسیار زیادی درباره‌یِ تصوف و عرفان، پیوندهای معنایی بیت‌هایی از حافظ با عرفان و تصوف و همچنین مفهوم «رند» و «رندی» بدست می‌دهد. مشکلِ کتاب در روشِ سنتی نقد می‌باشد. نقد سنتی همواره با این پرسش جدی رویاروست که «شخصیت نویسنده چه کاربردی در زمان کنونی دارد؟» روش نقد سنتی این باور را نادیده می‌گیرد  هر عصری معنای مورد نیاز خود را در متن جستجو می‌کند. همین گوناگونی معناها در عصرهای گوناگون سبب پایداری خواندن یک اثر ادبی در دوران می‌شود. دورانت مردن بر این باور است که شخصیت خود نویسنده مهم نیست، بلکه متن مهم است.

کار بزرگ منوچهر مرتضوی نویسندگان امروز نقد ادبی را از کنکاش پیرامون مسایلی همچون عرفان و تصوف بی‌نیاز کرده است و نیرویی است که هر منتقد ادبی پشت سر خود باید حس کند. کار بزرگ مرتضوی قابل تکرار در روزگار امروز نیست و نیازی هم به تکرار نیست. منوچهر مرتضوی در «مکتب حافظ، مقدمه بر حافظ‌شناسی» به خواست روزگار خویش پاسخ نوشته است. مرتضوی به نقد سنتی شعر حافظ نقطه‌یِ پایان گذاشته است. همین کار بزرگ او نویسندگانی همچون بهاءالدین خرمشاهی و داریوش آشوری را وادار کرده است به جستجوی روش‌های نو در شناختِ شعر حافظ دست بزنند. کتاب منوچهر مرتضوی همواره در «تاریخ نقد شعر حافظ» به عنوان بزرگترین نقد سنتی شعر حافظ مورد توجه خواهد بود و نام «منوچهر مرتضوی» ستایش هزاران خواننده‌یِ نقد را برخواهد انگیخت.

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب