عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
محمد نوری، استاد آواز مردمی نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳۸٩/٥/٢٧

محمد نوری خواننده‌یِ بزرگ سرزمین ایران در سده‌یِ چهاردهم خورشیدی است. نوری موسیقی پاپ را با موسیقی کلاسیک غربی در آمیخت و «موسیقی مردمی ایران» را بنیان گذاشت. صدای صاف، قدرتمند و آموخته‌یِ نوری همراه با بیان روشن و کامل واژگانِ ترانه، مکث‌های نزدیک به هم در خط‌های ترانه، و پیوستگی ترانه‌ها با فولکلور ملت‌های ساکن در سرزمین ایران ویژگی‌هایی بود که نوری را در فرهنگ مردم ایران زمین ماندگار کرد. نوری یکی از اندک خوانندگانی است که ترانه‌هایش قابل اجرا در جمعِ مردم است. به سخن دیگر، در هر گردهم‌آییِ جوانان، میانسالان و حتا کهنسالان، مردمِ گردآمده می‌توانند ترانه های نوری را گروهی بخوانند. گویی نوری مسوولیت داشت برای مردم ایران زمین وحدت و یکپارچگی را با ترانه های شاد و عاشقانه بنیان نهد و نوری این مسوولیت را بسیار عالی به انجام رساند. امروزه در سفر هر گروه دانشجویی، ترانه‌های نوری سبب شادی آنها می‌شود.

نوری اندیشه‌ای بزرگ داشت. نوری به درستی دریافته بود که مردم ایران از چندین ملت شکل گرفته است. این ملت‌ها دارای زبانی یگانه و فرهنگی یگانه هستند. نوری به تمام زبان‌های رایج در ایران آواز خوانده است. در نهم دیماه 1382 محمد نوری در کنسرتی برای کمک به مردم زلزله زده‌یِ بم ترانه‌یِ ترکیِ «من گلمیشم سیزه قوناخ» را با چنان استادی می‌خواند که همه به وجد آمده بودند. ترانه‌یِ «شالیزار» نوری بی تردید یکی از زیباترین آوازهای مردم گیلان زمین پنداشته می‌شود. آواز بختیاری نوری نیز در میان مردم استان فارس برجسته‌ترین ترانه است. این کار نوری را خانم سیما بینا نیز به انجام رسانده است. سیما بینا نیز با زبانهای گوناگون مردم ایران زمین آواز خوانده است.

محمد نوری با همه و برای همه بود. در زمان اجرای کنسرتها با صدایش که چون صدای زلال رودخانه بود آواز می‌خواند، گروه نوازندگان را هدایت می‌کرد، روی صحنه راه می‌رفت و در جای مناسب از استادان و گروهِ نوازندگان  تقدیر می‌کرد. در کنسرت سه شنبه 8 مهر 1382 بارها دکتر محمد سریر، استاد داوود گنجه‌ای، مهندس موسی گنجه‌ای، دکتر حسن ریاحی و مسعود گنجه‌ای را مورد تقدیر و تحسین قرار داد. محمد نوری در انتخاب شعر نیز دقیق بود. نوری اشعاری از نیما یوشیج، یدالله رویایی، فروغ فرخزاد، فریدون مشیری، رضا براهنی، حمید مصدق، نادر ابراهیمی، حسین منزوی، سهراب سپهری، سیمین بهبهانی، شیون فومنی و نیاز کرمانی را می‌خواند.

نوری بسیار تیز هوش بود.  محمد نوری در زمان برگزاری کنسرت برای مردم زلزله‌زده‌ی بَم در 1382 در تالار ترانه‌ای را به پنج زبان انگلیسی، ایتالیایی، فرانسوی، روسی و عربی خواند. نوری این کار را به دلیل کمک گویشوران این کشورها به مردم بم انجام داد.  نوری به فولکلور ایران و جهان علاقه‌یِ فراوان داشت. نوری بر این باور بود که فولکلور حاصل حافظه‌یِ همگانی یک ملت است و به همین جهت سراینده‌یِ ترانه های فولکلور ناشناخته است.

محمد نوری در یکم دی 1308 در تهران متولد شد. در خانواده‌یِ نوری کسی خواننده نبود. هنگامی که نوری پی برد که دارای صدایی مناسب برای خوانندگی است به خانم ایولین باغچه‌بان مراجعه کرد و از او آواز را یاد گرفت. سپس تئوری موسیقی را پیش سیروس شهردار و فریدون فرزانه آموخت. نوری در سال 1329 دیپلم هنرستان تئاتر را دریافت کرد. در سال 1330 از دبیرستان دارابی دیپلم ذبیرستان گرفت. در سال 1344 نوری دیپلم ادبی گرفت. در سال 1346 وارد دانشگاه تهران شد و در سال 1350 لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفت. نوری در سال 1386 به عنوان چهره‌ی ماندگار در رشته‌یِ موسیقی انتخاب شد. استاد نوری همواره با مردم بود و در نهم مرداد 1389  درگذشت.

هر زمان نوری کنسرتی داشت، بسیاری از حاضران در انتظار اجرای ترانه‌یِ «جان مریم» می‌نشستند. محمد نوری پنج دهه برای مردم ترانه‌های عاشقانه خواند و آنها را شاد کرد. اکنون نام استاد محمد نوری در ذهن هر ایرانی حسی از شور و غرور ایجاد می‌کند. قیافه‌یِ زیبا و هیکل تنومند نوری همواره در یادها خواهد ماند و از میان هزاران جوانی که صدای نوری را شنیده‌اند کسانی پیدا خواهند شد که همچون نوری برای مردم ترانه بخوانند. نوری سروی بود که ایستاده مرد.  ترانه‌یِ «جان مریم» برای دوستداران موسیقی و نوری چاپ می‌شود.

وای گل سرخ و سپیدم کی می‌آیی؟            

بنفشه برگ بیدم کی می‌آیی؟

توگفتی گل درآید من میایم

وای گل عالم تموم شد کی میایی؟

·         *   *  

جان مریم چشما تو واکن منو صدا کن

شد هوا سپید، دراومد خورشید

وقت اون رسید، که بریم به صحرا

وای نازنین مریم

جان مریم چشماتو واکن، منو صدا کن

بشیم رَوُونه، بریم از خونه، شونه به شونه

به یاد اون روزها

وای نازنین مریم

باز دوباره صبح شد، من هنوز بیدارم

کاش می‌خوابیدم، تورو خواب می‌دیدم

خوشه‌یِ غم، توی دلم، زده جوونه، دونه به دونه

دل نمی دونه، چه کنه با این غم

وای نازنین مریم

بیا رسید وقت درو، مال منی از پیشم نرو

بیا سرکارمون بریم، درو کنیم گندمارو

بیا رسید وقت درو، مال منی ازپیشم نرو

بیا سرکارمون بریم، بیا بیا نازنین مریم

نازنین مریم.

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب