عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
آموزش علوم انسانی در دانشگاه‌ها نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳۸٩/۸/٢٢

کار دانشگاه‌ها در ایران از سال 1313 خورشیدی آغاز شد. آموزش ادبیات فارسی از همان روزهای نخستین دانشگاهها شروع شد و به شکلِ منجمدی ادامه یافت. هدفِ آموزش ادبیات فارسی در دانشگاه‌ها تربیت «نقالانی» برای خواندن فرم‌های کهن شعر فارسی بود. معیار بزرگی افراد هم با درجه‌یِ نقالی آنها نعیین می‌شد. در جامعه‌یِ سنتی و عقب‌مانده‌یِ آن روز ایران با مردمی بیسواد و فقیر، گروهی دانشگاهی برای مدت کوتاهی بیش از شایستگی‌شان  نامدار شدند. سنگینی نام أنها نفرینی بر گمان و فکر مردم شد. همین گروه دانشگاهیان واپسگرا در برابر حرکتِ پیشرو وگسترش‌یابنده موسوم به شعر نو به مقاومتی شدید و شکست‌خورده دست زده بودند. گذر زمان بی‌پایه بودن نصوراتِ آن دانشگاهیان را آشکار کرد. بحران در آموزش ادبیات فارسی و سپس سایر رشته‌های علوم انسانی آرام آرام به آگاهی همگانی تبدیل ‌شد. کم‌کم دانشگاهیان دریافتند که نقالی و معنی‌کردن بیت‌های فارسی یا همان تبدیل شعر به نثر سستِ فارسی کار بیهوده‌ای است. در دهه‌یِ هشتاد بحرانِ دیرینِ آموزش علوم انسانی در دانشگاهها به شکل بارزی آشکار شد.

اکنون مدت ده سال است که صدایِ بحران آموزش در رشته‌های علوم انسانی در دانشگاه‌ها به گوش می‌رسد. در این مدت ده ساله، اغلب صدای مقامات دولتی از تلویزیون و رادیو شنیده می‌شود. فریاد درست مقامات دولتی در بحران آموزش علوم‌انسانی در سطح‌های پایین مدیریتی اغلب به اشتباه و با برخوردی نادرست تفسیر می‌شود. بحران را با طرح مسایل انحرافی همچون «جدا کردن کلاسهای دختران و پسران»، «تغییر در مواد آموزشی»  و مسایلی از این دست به بیراهه می‌کشانند. بحران دارای ژرفایی هول‌انگیزتر از مسایل ساده‌یِ روابط دانشجویی و متون درسی است. در برابر تمام این آشفتگی‌ها، دانشگاهیان اغلب ساکت هستند. فریاد مقامات دولتی و سکوت دانشگاهیان را می‌توان تفسیر کرد.

فریاد مقامات دولتی، به گمان من، از روش‌های نامناسب آموزشی است. فریاد آنها دارای سرشتی درست است. این فریاد بیش از پنجاه سال است که از سوی گروهی در جامعه به اهتزاز درآمده و هرگز شنیده نشده است. کنشگران اجتماعی در ایران به سادگی می‌توانند فریاد درست را به دلخواه خود تفسیر کنند و سبب مقاومت‌هایی در میان گروهی از مردم بشوند. مشکل تنها در روش‌های آموزش است. 

آموزش علوم انسانی در دانشگاه‌های ایران اغلب به روش شفاهی انجام می‌شود. در رشته‌یِ ادبیات فارسی بسیاری از امتحان‌های پایان ترم نیز به شکل شفاهی، یعنی روخوانی متن انجام می‌شود. امتحان شفاهی در دوره‌یِ فوق لیسانس ادبیات فارسی رایج‌تر است.  استادان سنتی هرگز نمی‌توانند درک بکنند که با امتحان شفاهی هیچ چیزی مورد آزمایش قرار نمی‌گیرد. روشِ شفاهی قابل دفاع نیست. در رشته‌هایی همچون روانشناسی و جامعه‌شناسی، مسایل علمی تا حد عامیانه پایین کشیده می‌شود و تصور نادرستی از ماهیت این رشته‌های علوم‌انسانی در آگاهی همگانی مردم پدید می‌آید. بی سبب نیست که دیگر در ایران فکری تولید نمی‌شود و بی‌سبب نیست که دانشگاهیان توانایی نوشتن ندارند.

نادیده گرفتن دانشمندانی چون فروید، بونگ و آدلر و جستجویِ جملاتی از شاعران و عارفان ایران برای تدوین روانشناسی و جامعه‌شناسی تلاش بی‌سرانجامی است که بدست انسان‌های کم‌سواد و مقام‌جو انجام می‌گیرد. با این روش‌هایِ ساده‌اندیشانه مشکل از بین نمی‌رود. برای علوم انسانی باید هدف‌های نوین و روش‌های علمی نوین برای رسیدن به آن هدف‌ها تعریف و اجرا شود.

علوم انسانی مجموعه‌یِ علومی هستند که میدانگاهشان زبان بشر است. گسترش علوم انسانی در گسترش روش‌های بیانگری آشکار خواهد شد. علوم انسانی تنها در زبان بیان می‌شوند. هدف علوم انسانی باید تربیت افرادی برای گسترشِ آگاهی همگانی مردم از طریق کاربرد درست زبان باشد. کاربرد درست زبان تنها از طریق نوشتن ممکن می‌گردد.

نوشتن روشی برای سازماندهیِ آشفتگی‌های ذهنی انسان‌هاست. روش‌های آموزش علوم انسانی باید به سوی گسترش توان نوشتن دانشجویان جهت‌گیری شود. پرورشِ دانشجویانی با توان نوشتن نیازمند استادانی با توانایی نوشتن است. در کلاسهای رشته‌های علوم‌انسانی هر کار و هر سخنی باید به سوی نوشتن انجام گیرد. برای کنترل چنین کلاسهایی، تعداد دانشجویان نیز باید کم باشد تا استاد بتواند تمام نوشته ها را کنترل کند و گسترشِ توانایی نوشتن را در دانشجویان آزمایش نماید.

روشهای ساده‌یِ آموزش علوم انسانی سبب شده است که هر فرد بی‌استعدادی وارد این رشته‌ها بشود و پس از چهار سال لیسانس، سپس فوق لیسانس و دکترا بگیرد. پایان‌نامه هم در همه جا فروخته می‌شود. این وضع نامطلوب فریاد مقامات دولتی را بلند می‌کند و دانشگاهیان را به سکوتی تسلیم‌شده وادار می‌نماید. در برابر فریادهای مقامات دولتی هنوز از سوی دانشگاهیان سخنی شنیده نشده است. آنها سخنی نیز ندارند. برای بسیاری از دانشگاهیان، تدریس کاری همانند مغازه‌داری برای کسب پول است. دانشگاهیان مسوولیت علمی و تاریخی خود را به تمامی فراموش کرده‌اند و کار ارزشمند خود را بسیار بی‌ارزش کرده‌اند.

زمان آن است که گروهی دانشگاهی جوان با احساس مسوولیت علمی و تاریخی روش‌های نوینی را در آموزش علوم انسانی آغاز نمایند و یقین داشته باشند که نتیجه‌یِ کار خود را بزودی شاهد خواهند بود. این گروه دانشگاهی جوانسال و فرهیخته باید بدانند که «سواد هر کس با نوشته‌هایش سنجیده و شناخته می‌شود». آنها باید بدانند که در علوم انسانی «تجربه» نیز تنها با میزان نوشته‌ها تعریف می‌شود. افراد با تجربه در علوم انسانی کسانی هستند که در یک موضوع انسانی مقاله‌ها و کتابهای فراوانی نوشته‌اند. تعداد سال‌های عمر یک انسان نسبتی با تجربه ندارد. دانشگاهیان باید توان نوشتن خود را گسترش دهند و به گسترش توان نوشتن دیگران کمک نمایند.

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب