عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
دلتنگی برای برفِ زمستانی نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳۸٩/۱٠/۱٠

زمستان به سرعت می‌گذرد. آسمان با رنگی تیره‌ و با فضاییِ کدر سقفی کوتاه بالای سر انسان‌های گرفتار در روزمرگیِ زندگی ساخته است. ابرهای خاکستری رنگ، عبوس و سبک، رنگی تیره بر هوا می‌پاشند. امید به بارشِ برف رنگ باخته است، و امید به ویرانیِ زمین رنگ گرفته است. به تجربه‌یِ پیران در سال‌های گذشته در آذربایجان و در فاصله‌یِ زمانی بیست‌ویک آذر تا پانزده دی برف می‌باریده است. اکنون دیری است که آذرماه گریخته و دی‌ماه نیز در گریز است. آسمان براستی خشکیده و خشکیِ آن در آیینه‌یِ زمین هم بازتابیده است. روی خاکِ کوهستان‌های پیرامون حتا گیاهِ خشکیده‌ای هم به یادگار نمانده است. خاکِ کوه و دشت را انسانِ مدرن به تمامی غارت کرده است. دیگر چیزی در دستِ خاک نمانده است. خشکیِ زمین را آسمان به سوگ نشسته و در اروپا و امریکا چندان برف و باران باریده که در چشمان آسمان اشکی نمانده که بر اندوه خاک در ایران بریزد. از زمین ایران دود بر می‌خیزد و چشمِ آسمان را کور می‌کند. دیگر گوش آسمان هم به ناله‌یِ انسان کَر شده است. دلتنگی برای برفِ سنگین در میان انسان‌هایِ دوستدارِ زندگی آشکار شده است.

دریایِ اورمیه هم خشکانده شد. مِهی که از دریای اورمیه برمی‌خاست، ابرهای بارانیِ مدیترانه را بسوی دشت آذربایجان و دیگر مکان‌های ایران می‌کشاند. دریایِ اورمیه نمناکی هوا را بشدت بالا می‌بُرد و اندکی سرما، بارانِ تندی را ایجاد می‌کرد. از روزی که با بی‌برنامگی و هیاهوی بی‌سرانجام دریا را خشکاندند، دیگر بلندی‌های بادخیز ایران بادی را برنمی‌انگیزند. بادهایِ توفنده‌یِ سرزمین ما هم بر خاک نشستند. بادو دریا و خاک و زمین همه با هم خشکیدند. دلِ خاک برای رویش، دلِ باد برای وزش و دلِ دریا برای شنیدن صدایِ آب تنگ شده است.

هوا هرگز زمستانی نیست. سایه‌ای از سرمایِ سنتی گاهگاه از فضایِ بالاسر انسان‌ها می‌گذرد و آنی دیگر هوا نیمسرد و بزودی نیمگرم می‌شود. نیمگرمیِ هوا خوابِ زمین را برمی‌آشوبد. روینده‌ها می‌رویند! جابجا در کنار خیابان‌ها و در حیاطِ خانه‌ها گیاهان سر از خاک بر می‌آورند و شب‌هنگام سربرخاک می‌گذارند و می‌میرند. تنها مرگ از شوربختیِ انسان‌ها بخت می‌یابد. دلِ انسانِ شوربخت برای زندگی در دنیایی «برف‌گرفته» تنگ می‌شود و در گوشه‌های خِرَد خویش به جستجویِ دلیل چنین وضعی می‌گردد و سرگشته‌تر می‌شود:

گروهی در تبریز به بالای کوهِ خشکیده‌یِ عینالی می‌روند و نیایشِ باران را بجا می‌آورند. کوه‌پیمایان چشم بر دود ماشین‌های نیایشگران و خود نیایشگران می‌بندند و هنگامی که چشم می‌گشایند آنها را رفته و غبار سیاه‌رنگِ دود‌ماشین‌هایشان را روی خاکِ کوه نشسته می‌یابند. اگر کسی گوش هوش داشته باشد، صدای خنده‌یِ بلندِ خاک و آسمان را بر بی‌خردمندی انسان می‌شنود. نیایش باران با روزگاری از زندگیِ انسان در پنج هزار سال پیش پیوند داشته که زندگی با گله‌داری و کشت سپری می‌شده و مغر اندیشه‌سازِ انسانِ آن روزگار چندان تکامل نیافته بود. نیایشِ باران از زبانِ انسانِ پیچیده‌یِ امروز در دنیایِ شگفت‌انگیز نو تنها خنده‌یِ بیننده را سبب می‌شود. نبود باران و برف در زمستان امروز تا حدی به مدیریتِ نادرست منابع طبیعی بستگی دارد. دلِ انسان خردمند بر کارکردِ مغز انسان هم تنگ می‌شود.

زمستان آغاز شده و بسرعت می‌گذرد. برفِ سنگین رویِ زمین ما نیست. برف را در تصویرهای تلویزیونی در فرودگاهِ هیتروی لندن، در خیابانهای واشنگتن، روی پشتِ بام‌های بوداپست و بالای تپه‌ماهورهای چین و نپال می‌بینیم. کسانی که توانایی و شکیبایی کافی برای خواندن داستان دارند، برف را در میان خط‌های داستان‌های جک لندن می‌خوانند و حسرتی سنگین بر دل‌هایشان می‌نشیند. آنها می‌توانند جنگ‌های آینده برای منابع آبی را در پندارِ خود به نمایش بگذارند.

زمستان با برف زمستان است. بی‌برف زمان را بی‌نام می‌کند. در این بی‌نامی زمان، آشفتگیِ مکان و در تنگنایِ زبان، حسرتِ سنگینِ دل‌های فراوانی را به تصویری ادبی فرامی‌خوانم: آدم برفی‌های دست‌ساز کودکان که در یخبندانِ شامگاهی در برابرِ سوتِ یخبادهای وزنده پایداری می‌کردند، از خیال ما بیرون می آیند و شال‌گردن‌های خود را به ما تقدیم می‌دارند تا اشک‌های حسرت‌مان را بر بی‌برفی زمستانِ امسال خشک کنیم. من دلم برای آدم برفی‌ها هم تنگ شده است.  

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب