عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
یالقیز و درخت توت نذری نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳۸٩/۱۱/۱٥

در خط مرزیِ کشتزارها ودر دامنه‌یِ کوههای آذربایجان درختان توت نذری دیده می‌شود. تعداد درختان توت نذری بسیار اندک است. درختان توت نذری زیبایی کشتزارها و دامنه‌های کوههای بلند بودند. امروزه کمتر نشانی از درختان توت نذری برجای مانده است. در جاهایی دزدان زندگی و خودِ مردم درختان را بریدند، ریشه‌هایش را کندند و در گودالِ پدیدآمده نفت ریختند تا ریشه‌یِ رویندگی را به تمامی بخشکانند. به همین دلیل، امروزه تعداد درختان توت نذری بسیار نادر است.  روزگاری که درختان توت نذری رونقی داشتند، سایه‌یِ گسترده‌یِ آنها پناهگاهِ جویندگان آرامش بود. روزهای تعطیل، مردانی که زن و فرزند خویش را به صحرا می‌بردند، در کنار درخت توت نذری درنگی می‌کردند تا زنِ خانه آرزویِ فروخورده‌ای را به زمزمه بیان کند، فرزندان چند توت از درخت برچینند و مرد هم زیر سایه‌یِ درخت توت استراحتی بکند. تمام این آیین بدون پرداخت پول انجام می‌شد. چنین گروههایی می‌رفتند و هرگز نمی‌اندیشیدند که درخت شاید نیازمند آب و کود و رسیدگی فراوان است.

شاعران نیز مانند درخت توت نذری هستند. مردم رها شده از روزمرگی زندگی، گاهی در جایی گرد می‌آیند تا به سخنرانیِ تکراری مدیری گوش دهند و در پایان و برای پاک‌کردنِ کراهتِ سخنرانی، شاعری شعری می‌خواند و مردم دست می‌زنند و می‌روند. گاهی به شاعر، لوح تقدیری با متن آماده هم تقدیم می‌شود. کسی هرگز نمی‌اندیشد که با لوح تقدیر نمی‌توان زنده ماند.

یالقیز نیز همچون درخت توت نذری بود. در محافل، در مرحله‌یِ کراهت‌زدایی از سخنرانی‌ها، در خیابان و حتا پشت گوشی تلفن یالقیز شعر می‌خواند. شعر خواندن یالقیز شنیدنی بود. یالقیز روحِ واژگان را در ساختارِ بیان شعری کشف می‌کرد. صدایش شکوهیِ ترس‌آور داشت. شنونده با صدای شعر یالقیز افسون می‌شد. یالقیز لذتِ واژه و سخنِ بشری را در شعرش به انسان‌ها آشکار می‌کرد. یالقیز نمونه‌ای از شاعرانی بود که شاعر رمانتیک انگلستان در توصیفشان نوشته بود: شاعران  قانونگزاران قدرنایافته‌یِ هستی هستند. یالقیز هم یکی از شاعرانی بود که به همه قدر داد و خود در فقر زندگی را بسر آورد.

یالقیز زندگی فقیرانه‌ای را زیست. در ماه‌هایِ پایان زندگی دیگر چیزی در زندگی‍‌اش و توانی در اندامِ درمانده‌اش نمانده بود. در چنین شرایطی نیز گروهی از او شعر می‌خواستند. پس از مرگش نیز همان گروه به پایِ درخت توت نذری رفتند. شعرهایی برای یالقیز سرودند. شعرهای آنها فقیرتر از زندگی یالقیز بود.

یالقیز را به نادرستی با عنوان «شاعر طنزنویس» محدود کردند. یالقیز طنز هم می‌نوشت؛ اما کاربرد نوین زبان شعری بزرگترین شاهکار یالقیز بود. نبودِ سنت نقد ادبی، و در نتیجه نبودِ نام گذاری مناسب برای آرایه‌های شعری سبب تکرار نام‌های کهن برای توصیف آرایه‌های رایج در شعر نو شد. استادان ادبیات فارسی اسیر نام‌های عربی برای آرایه‌های شعر فارسی هستند.

در سخن استادان ادبیات فارسی بارها «تابلو» و «نقاشی با کلمات» را شنیده ایم. این عبارت‌های نادرست نشانگر نادانی گویندگان آنهاست. این استادان کم‌دانش و واپس‌گرا با واژه‌ی «ایماژ» آشنا نیستند و نقاشی با کلمات را به شکل کودکانه‌ای به کار بردند. درباره‌ی یالقیز هم این جفا را انجام دادند. یالقیز را ناگزیر کردند که خودش را  شاعر طنز نویس معرفی کند. در شعر چرخش ناگهانی از یک موضوع جدی به سخنی بیمایه را  «بیتاس» می‌نامند. یالقیز در کاربرد این آرایه تیزهوشی شگرفی داشت. نبودِ نوآوری در سخن نقد فارسی سبب می‌شود بسیاری از آرایه‌های نوین شعر فارسی بی‌نام باقی بمانند.

اگر یالقیز در میان جماعت فرهیخته‌ای از شاعران و نقدنویسان زندگی می‌کرد بی تردید یکی از بزرگتری شاعران ایران زمین می‌شد. یالقیز در میان عوام و گروه نادان زمدگی کرد. یالقیز به معنی «انسانی تنها و بی‌کس» است. یالقیز به راستی از دست جامعه و دوستانش تنها و بی‌کس بود. هر کسی به اندازه‌یِ دلتنگی‌هایش از یالقیز شعر شنید و هیچ کس هم کمکی به او نکرد. یالقیز در خانه‌ای ویران در پس‌کوچه‌ای در «خیابان شهناز» تبریز زندگی کرد. خانه‌ی ویرانش زمانی باز سازی شد که یالقیزِ بیمار تنها دو روز در آن دراز کشید تا بمیرد. یالقیز درختِ توتِ نذریِ روزگار ما بود.

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب