عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
یالقیز (مجید صباغ ایرانی) و شاعرانگی او نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳۸٩/۱۱/۱٥

پیرامون شاعرانگی یالقیز

یالقیز یکی از شاعران بزرگ زبان ترکی بود. شعرهای یالقیز از نظر فرم و محتوا گستردگی شگفت‌انگیزی دارند. در شعر یالقیز شیفتگیِ صمیمانه‌ای به فرم‌های ثابت شده‌یِ شعر ترکی حس می‌شود. این شیفتگی یالقیز را به تکرار فرم‌هایی در شعر کشانده است. شعر یالقیز را اغلب در گستره‌یِ «شعر طنز» نامگذاری و محدود می‌کنند. این بزرگترین جفای انسانهایی است که با نقد ادبی بیگانه هستند. مجید صباغ ایرانی نامِ «یالقیز» خود را بدرستی برای خود انتخاب کرده بود.

یالقیز مانند هر شاعری به تکرار فرمِ شعرهایِ دیگران علاقه داشت. اصلِ «تکرار» زیرایستایِ شعر ایران‌زمین در تمام زبان‌های رایج، یعنی ترکی، فارسی، کردی، عربی و گیلکی است. تکرار در درون یک شعر به شکلِ «آرایشِ آواها» در آغاز، میانه و پایانِ هجاها، تکرار یک واژه و یا همچندهای آن، و سرانجام انگاره‌های شعری انجام می‌شود. اصل تکرار در بیرون از شعر نیز در شکلِ تضمینِ شعرِ دیگران، برانگیختگی از شعرهای دیگران (استقبال) و پدیده‌یِ بینامتنی آشکار می‌شود.

یالقیز شعرهای فراوانی را تضمین کرده است. تضمین غزلِ «دل می رود ز دستم» از حافظ دارای زیبایی ویژه‌ای است، اما زیبایی هنر یالقیز در تضمین غزلِ «حالا چرا» از شهریار آشکار می‌شود. غزلِ «حالا چرا» شهرتِ گسترده‌ای دارد. آوازخوان‌های بزرگ این غزل را به آواز خوانده‌اند. مردم عوام داستان‌ها و افسانه‌های فراوانی برایِ غزل شهریار ساخته‌اند. چنین شهرتی کار تضمین را دشوار می‌کند. تضمین یالقیز دارای تناسب خوب با اصل غزل شهریار است. تناسب واژگان و آواهای شعر یالقیز با واژگان و آواهایِ مصراع اول بیت شهریار چشمگیر است.

یالقیز از خواندن شعرهای شاعران دیگر برانگیخته شده و شعرهای زیبایی نوشته است. تکرار غزلِ «بهجت‌آباد خاطره‌سی» از شهریار در کار یالقیز به شکل «پارودی» در آمده است و حسی از خنده را در خواننده برمی‌انگیزد. تکرارِ غزلِ «ایله مستم جامِ غمدن» از فضولی نیز دارای استحکام شعری کم‌نظیری است. شعر صائب را نیز تکرار کرده است. با این وجود، پدیده‌یِ «بینامتنی» در شعرهای یالقیز بسامد بالایی دارد.

بینامتنی پدیده‌ای است که در نتیجه‌یِ انباشتِ آگاهی انسان‌ها از کار همدیگر و تکرارِ انگاره‌های شعری در دنیای امروز بیان می‌شود. در ادبیات جهان تکرار انگاره‌هایی سبب شده است که آغازگاه و یا آغازنده‌یِ انگاره‌ای ناشناخته گردد. انگاره‌هایِ «لیلی»،‌ «شیرین»، «ژولیت»، «کلئوپاترا» و همراه‌های مرد آنها، انگاره‌های «درخت»، «بلبل»، «گل»، «شقایق»، «سوسن»، «نرگس»، و نیز انگاره‌های «آشیلِ رویین‌تن»، اژدها»، «دیو»، «اطلس»، «پرومته»، «مادر»، «پدر» و انگاره‌هایِ معناییِ دیگر چندان در ادبیات تکرار شده‌اند که هنگام آشکارشدن در متنی به عنوان «بینامتنیت» به بیان در می‌آیند. امروزه دیگر این پدیده با نام «تاثیر گرفتن» و یا «تاثیر گذاشتن» بیان نمی‌شود. در شعر یالقیز مفاهیم بینامتنی فراوانی با ادبیات جهان مشاهده می‌شود.

ویلیام شکسپیر در نمایشنامه‌یِ «جولیوس سزار» مرگ را شخص‌انگاری کرده و مرگ را از جولیوس سزار ترسانده است. در ادامه شکسپیر از زبان جولیوس سزار می‌گوید:‌ »انسان‌هایِ ترسنده بارها پیش از مرگ خویش می‌میرند/ انسان‌های پُردل تنها یکبار، آنهم به وقتِ خویش می‌میرند». همین مفهوم را یالقیز در شعرِ «قاچیرام انسان الیندن» (چال ها چال، ص 54) به شکلِ «قورخان اؤلسه گونده مین یول، قورخمایان بیر یول اؤلر» تکرار کرده است. پناه بردن انسان به حیوانات برای درد دل کردن نیز از انگاره‌های تکراری بینامتنی در ادبیات است. چخوف در داستان «اندوه» انسانی را در میان انسان‌های فراوان یک شهر گردانده و همسخنی را نیافته است، پس به اسبش پناه برده و تمام اندوهش را به اسبش گفته است. یالقیز همین انگاره را باز در شعرِ «قاچیرام انسان الیندن» (چال ها چال، ص 55) چنین نوشته است: «قاچمیشام انسان الیندن، یالوارام حئیوانه من». نمونه‌های بسیاری از بینامتنی در شعرهای یالقیز کشف می‌شود. نمونه‌یِ دیگری از چنین تکراری در شعر یالقیز بیان این حقیقت است که در تمام دوران‌ها بهترین انسان‌ها خانه‌نشین می‌شوند و بدترین انسان‌ها قدرت را بدست می‌گیرند. ویلیام باتلر ییتس در شعرِ «ظهور منجی» نوشته است: «بهترین‌ها باور خود را بدست باد داد/ بدترین‌ها شور بی پایان به میدان داده‌اند». یالقیز نیز در شعر «چیخدی قوز اوستدن قوزوموز» (چال ها چال، ص 45) نوشته: «اگری هر دووره‌ده آزاد دولانیب چکدی کئفین/ قالدی تاریخ بویو دوستاقلار ایچینده دوزوموز». چنین تکرارهایِ مفهومی و انگاره‌ای از ادبیات جهان در شعر یالقیز به فراوانی یافت می‌شود.

یکی از توانایی‌های شگفت‌انگیز یالقیز ترجمه‌یِ بیت‌هایی از اشعار فارسی به زبان ترکی بود. شعر عراقی «همه شب نهاده‌ام سر چو سگان بر آستانت/ که رقیب در نیاید به بهانه‌یِ گدایی» در شعر «حبیبیم» از مجموعه‌یِ چال ها چال به بهترین شکل به زبان ترکی ترجمه شده است: «گئجه‌لر قاپیندا دوررام، صوبح اولونجا یاتمارام من / کی دیلنچیلیک آدیله، گله بیلمه‌سین رقیبیم» (ص 24). سخن سعدی «عطر آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید» در شعر «آخماقیه» ترجمه‌ای زیبا دارد: «عطر اودورکی ایگی گل گل چاغیرا/ نه کی حوسنون اونون عطار دئیه». داستان «روباه و دنبه‌یِ گوسفند و تله و گرگ» نیز به تمامی در مجموعه‌یِ چال ها چال به شعر زیبایِ ترکی با عنوان «قوردون ایشی قالیر قیامته» بیان شده است. چنین ترجمه‌های زیبایی به فراوانی در مجموعه شعرهای یالقیز پیدا می‌شود.                                                               

یالقیز شاعر بود. شاعرانگی یالقیز در شعرهای اصیل او مشاهده می‌شود. به گمانِ من، شعر «پاییز آخشامی» یکی از زیباترین شعرهای ادبیات ترکی است. این شعر پُرشکوه با توصیفِ غروب یک روز پاییزی آغاز می‌شود. آغاز بیانگری شعری، حرکت و گسترشِ فکر، برگشت اندیشه به موقعیت خود شاعر و سرانجام گسترش وضع فرد به تمام انسان‌ها شعر «پاییز آخشامی» را به زیباترین شعر یالقیز تبدیل کرده است. دو انگاره‌یِ «خورشید» و «دریا و موج‌ها» از ایماژهای زیبای ادبیات ترکی هستند. خورشید در شمایل انسان پیری با عصایی در دست «شخص‌انگاری» شده است:

باش آلمیش گئدیردی یاتماغا ساری

پوزولموش گوندوزده سانکی بیر قوجا

بیر اَلی بئلینده، باشی آشاغی

توتموش بیر الده‌ده، اَیری بیر عصا

ایماژ «دریا» نیز با آرایه‌یِ «شخص‌انگاری» مادری بیان شده که فرزندان خود را از دور شدن باز می‌دارد:

دالغالار پَری تک قاچیر دنیزدن

ساحیله یئتیریر، جانین قورتاریر

اوزادیر اَلینی قورخولو دنیز

ساحیلدن یئنه‌ده، توتوپ آپاریر

این شعر سرشار از ایماژهای نوینی است که نمونه‌های آنرا در شعر ترکی بسختی می‌توان پیدا کرد. پایان شعر «پاییز آخشامی» بسیار شبیه شعر «قوها در پارک کولی» از سروده‌های ویلیام باتلر ییتز، شاعر ایرلندی است.

یالقیز شاعر بزرگی بود که به دلیل نبودِ سنت نقد ادبی در ایران و به ویژه در آذربایجان ناشناس ماند و در ناشناختگی درگذشت.

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب