عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
انسان شفاهی ، انسان کتبی نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٠/۱/٢٠

انسان شفاهی ، انسان کتبی

 

زبان ویژگیِ یگانه‌یِ انسان است. انسان با تواناییِ زبان محیط را به تسخیر خود در آورده‌است، کارهایی را با عنوانِ پیروزی‌هایِ خود و کارهایی را با عنوان شکستِ دیگران در حافظه‌ی انسان های تاریخ تعریف کرده است. سرانجام، انسان با توانایی زبان مفهومی به نام حقیقت خلق کرده و خود را تنها حاملِ حقیقت معرفی نموده است. زبان به انسان قدرتی شگرف داده است.

افراد بشری را از نظر کاربرد زبان می‌توان به دو گروه تقسیم کرد. گروهی تنها زبان را در گفتار خویش بکار می‌برند. این گروه را انسان های شفاهی می‌نامیم. گروهی هم شکل نوشتار زبان را جدی می‌پندارند و نوشتن را ستایش می‌کنند. این گروه را انسان‌های نوشتاری (کتبی) خواهیم نامید. هر کدام از این دو گروه انسانی ویژگی‌های یگانه‌ای دارند. 

انسان شفاهی همیشه در حال سخن گفتن است. برای انسان شفاهی، هستی بهانه‌ای برای سخن گفتن است. انسان شفاهی درباره ی هر حوزه ی دانش بشری سخنانی دارد. او همه‌چیزدان است. انسان شفاهی در هر جمعی حاضر است. چون خودخواه است، پس جمع را بدون خود به رسمیت نمی‌شناسد. مغز انسان شفاهی بشدت آشفته است. در سخن گفتن، از شاخه‌ای به شاخه ی دیگر می‌پرد و شنونده را نخست مسحور گفتار خویش، و سپس متنفر از گفتار خویش می‌سازد. انسان شفاهی شعر هم می‌خواند. او می‌داند که شعر برانگیزندگی شدیدی دارد. مغزِ انسان شفاهی سرشار از تک بیت‌های زیبای شاعران ایران است. او برای درستی سخن خویش از تک‌بیت‌های زیبای شاعران سود می‌برد. انسان شفاهی از نام بردن بزرگان لذت می‌برد، چون خود را در ردیف آنان می‌پندارد. در گفتار انسان شفاهی، تاریخ علوم و ادبیات جهان به نمایش در می‌آید. او همه چیز می‌داند، تنها هیچ یک را کامل نمی‌داند. از هر شاخه‌ی دانش بشری چیزهایی خوانده یا شنیده است. سخن شاعر انگلیسی الکساندر پوپ را نشنیده که دانش اندک چیز خطرناکی است. اگر چنین انسانی معلم شود، کلاس هایش سخت دیدنی است. او نمی‌تواند روی موضوعی ویژه تمرکز کند، پس درباره‌ی هر موضوعی حرف می‌زند. زیادگویی انسان شفاهی سبب کم حافظگی او می‌شود. در خاطره‌گویی بارها اشتباه می‌کند. شنونده ها نخست عاشق انسان شفاهی می‌شوند، اما بزودی از او متنفر می‌شوند. انسان شفاهی خودخواه است. او در هر گورسپاریِ مرده، خود را مرده و در هر عروسی خود را داماد می‌پندارد.

انسان شفاهی موجودی ضعیف و بی‌چاره است. او برای شناساندن خویش چاره‌ای غیر از سخن گفتن پیدا نمی‌کند. انسان شفاهی بیمارِ سخن گفتن است. دوست دارد در هر جمعی خود را مورد توجه قرار دهد. توجه دیگران مایه‌ی هستی اوست، پس به شنونده نیازمند است. انسان شفاهی عاشق محفل‌هاست، زیرا در محفل ها فرصت گفتار پیدا می‌کند. او به کسی فرصت سخن گفتن نمی‌دهد تا نظر آنها را نسبت به گفته‌های بی‌پایان خود دریابد. انسان شفاهی سکوت ناگزیر دیگران را سندی بر راستی سخنان خویش و علاقه‌ی شنوندگان به خودش می‌پندارد. انسان شفاهی گورسپاری خود را نیز پیش‌گویی می‌کند. او خیال می‌کند در گورسپاری او مردم جهان سوگوار خواهند شد، اما از مرگ او کسی باخبر هم نمی شود. انسان شفاهی سرانجام به بازیچه‌ی دیگران تبدیل می‌شود.

انسان نوشتاری (کتبی) نوع دیگری از انسان‌هاست. انسانِ نوشتاری، هستی را بهانه‌ای برای نوشتن خویش می‌سازد. او اصالت سخن را تنها در نوشتن می‌پندارد و نوشتار را ستایش می‌کند. انسان نوشتاری اعتقاد دارد که کم‌رنگ‌ترینِ قلم‌ها از قوی‌ترینِ حافظه ها ماندگاری بیشتری دارد، پس ناگزیر می‌نویسد. انسان نوشتاری فردی همیشه تنهاست. او در میان جمع هم با خیال خویش سرگرم است. انسان نوشتاری، واقعیت را هنگامی می‌پذیرد که به شکل نوشته در آمده باشد. برای انسان نوشتاری، متن نوشته شده بر هر پدیده‌ای برتری دارد. او می‌نویسد تا گواهی بر نادرست بودن «تقدم گفتار بر نوشتار» فراهم آورد. انسان نوشتاری واقعیت خود را نیز در نوشته می‌یابد، به همین دلیل از همه دور می‌شود تا بنویسد و سندی بر وجود خویش داشته باشد. انسان نوشتاری نیز از خود می‌نویسد. نوشتن او درباره‌ی خودش وارونه‌یِ هنجارهای زبانی جامعه اش است. او خود را کوچک و بیچاره و درمانده و بی‌نشان می‌نمایاند. او به خوبی آگاه است که چنین برخوردی با خود نتیجه‌یِ عکس خواهد داد. انسان نوشتاری همواره  به درستی این نوشته می‌اندیشد که «نویسنده هنگامِ نوشتن سر بر خاک می‌افکند و می‌نویسد، زمان او را سرافراز می‌کند». سرافرازی در زمان، رویای هر انسان نوشتاری است.

انسان‌های گفتار و نوشتار هر دو از زبان بهره می‌برند. زبان ابزار آنها در خودباوری است. مردم خردمند انسان‌های شفاهی را مدتی کوتاه دوست می‌دارند، اما انسانهای نوشتاری اغلب بر ارک ستایش نسل‌های بشری می نشینند.

انسان با داشتنِ تواناییِ زبان چاره‌ای غیر از گفتار و نوشتار ندارد. هر کسی از درسخوانده ها به یکی از این دو رویکرد زبانی گرفتار است. گروهِ بزرگی از مردم سخنِ شفاهی را وسیله‌یِ اثباتِ وجود خویش در هستی ساخته‌اند. من زبانِ گفتارم بند آمده است. من گرفتار نوشتن شده‌ام و این نوشته را همچون کتیبه ای برسنگی در سر راه رهپویان زبان قرار می‌دهم تا در این خستگی زمانه آنها را دمی به آرامش نشستن در سایه‌سار نوشتار  فراخوانم.

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب