عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
«حیدربابایه‌ سلام » شهریار و سنت نوشتن درباره‌یِ آن شعر نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٠/٢/۱۱

سنتِ نوشتن درباره‌یِ «حیدربابایه سلام»

 

ستاد بزرگداشت یکصدمین سال تولد استاد سیدمحمدحسین شهریارکتابی با عنوان «شمع صدساله» (1386) منتشر کرده است. در این کتاب تعداد 8 پیام از مقامات سیاسی کشور، 63 مقاله، 4 شعر در بزرگی شهریار و 16 قطعه عکس از مراسم بزرگداشت چاپ شده است. گردآوری 63 مقاله در یک کتاب کار مناسبی است. این مقاله‌ها در جریان پنجاه سال نوشته شده‌اند. اگر مقدمه‌یِ مهدی روشن ضمیر برایِ نخستین چاپ حیدربابایه سلام (1332) هم به این مجموعه اضافه بشود، کتاب «شمع صدساله» تمام نوشته‌های نویسندگان و استادان ادبیات ایران درباره‌ی شهریار می‌شود.

مقاله‌یِ دکتر رضا براهنی، مالیخولیای اقلیم در شعر شهریار هم از کتاب «گزارش به نسل بی‌سن فردا» (تهران: نشر مرکز، 1383) انتخاب و در شمع صدساله چاپ شده است. مقاله‌ی رضا براهنی با تمام نوشته‌های دیگر کتاب از نظر ساختار، گسترشِ موضوع و روش‌شناسی تفاوت بنیادین دارد. مقاله‌ی «جمیل دوستان در دیوان اشعار استاد شهریار» از دکتر ساسان سپنتا دارای اطلاعات معتبری در شناساندن استادان موسیقی ایران در سال‌های 1280 تا 1340 است. در این نوشته، مقاله‌یِ براهنی را از بحث خود خارج کرده‌ام، زیرا به گمان من، مقاله‌یِ براهنی در میان آن 63 نوشته تنها مقاله‌ای است که دیدگاهی علمی نسبت به شهریار شناسی ارائه می‌دهد. بقیه‌یِ مقاله‌ها دارای ویژگی‌های بنیادین مقاله‌نویسی نیستند و بیشتر مقاله‌ها از نظر ساختار آشفته و از نظر موضوع پراکنده‌اند. با تاسف می‌نویسم که بسیاری از این نوشته‌ها در حد یک نوشته‌یِ ساده‌یِ تفریحی هستند و ارزش خواندن ندارند. در تعدادی هم دزدی ادبی به شکلی آشکار انجام شده است.

امروزه انسان‌های بسیاری علاقه‌مندِ نقد علمی شعر معروف «حیدربابایه سلام» هستند. این انسان‌ها پیرو سنت مقاله‌نویسی، ناچار هستند پیشینه‌ی ِ پژوهش فراهم آورند. این مقاله نویسان به  همین کتاب «شمع صدساله» نگاه می‌کنند و مقاله‌های زیر را در باره موضوع می‌یابند:

1- حسن احمدی گیوی، حیدربابا و شهریار دلها (ص 45)

2- رضا انزابی نژاد، نگاهی از کنار حیدربابا به دامنه‌یِ سهند (ص 65)

3- بهروز ثروتیان، درباره‌یِ ترجمه منظوم حیدربابایه سلام (ص 145)

4- محمدعلی روشن ضمیر، مقایسه‌ی بین حیدربابای شهریار و اشعار ویلیام وردز ورث (ص 223)

5- علی اصغر شعردوست، ویژگی‌های زبان‌شناسی در شعر شهریار (277)

6- سید مهدی علایی حسینی، نگاهی به حیدربابایه سلام و مقایسه آن با منظومه‌ای از هنری لانگ فلو (ص 668)

7- قاطمه عالی، خصوصیات شهریار و قطعه‌یِ حیدربابایه سلام (ص690)

نویسندگان این مقاله‌ها شاید شنیده‌اند که مقاله باید دارای انسجام ساختاری و وحدت موضوع باشد. انسجام ساختاری به معنی پیوستگی تمام اجزاء مقاله است. اجزاء مقاله نخست پاراگراف‌ها هستند. هر پاراگراف باید نتیجه‌یِ پاراگراف پیش از خود باشد. به سخن دیگر، هر پاراگرافی معلول پاراگراف پیشین و علت پاراگراف پسین است. در درون هر پاراگراف نیز رابطه‌یِ علت و معلول باید بین جمله‌ها حاکم باشد. آغاز، گسترش و نتیجه گیری نه تنها بخش‌های یک مقاله، بلکه بخش‌های هر پاراگراف نیز هست. همچنین نویسنده باید تنها یک موضوع را آغاز و گسترش بدهد و سرانجام نتیجه‌گیری نماید. یک مقاله تنها به یک موضوع باید پردازد. در یک مقاله نمی‌توان تمام مسائل یک نویسنده را بحث کرد. هفت مقاله‌ای که در بالا نام برده شد، هیچ یک این اصول بنیادین مقاله نویسی را رعایت نکرده است.

حسن احمدی‌گیوی پس از نوشتن از هر چیزی، درباره‌یِ حیدر بابایه سلام سخن می‌نویسد:

«این اثر نه تنها یکی از گرانبهاترین آثار ذوق و اندیشه ایرانی در عصر حاضر است، بلکه یکی از بهترین و ماندگارترین اشعار جهان است که خاطرات دوران کودکی شاعر را در روستا با همان صفای روستایی به زبانی ساده و رسا و گیرا و گویا باز می گوید، به گونه‌ای که به تصدیق صاحبنظران، هیچ شاعری در هیچ زبان و زمانی، خاطرات عهد خردسالی خود را بدین روشنی و زیبایی و شیوایی به سلک تظم نکشیده است! خاطراتی که بسیاری از سایه روشن‌های آن، از آن همه ما ایرانیان حرمان زدهنیز هست!  ...

حیدربابا برای من بیش از همزبانان عزیز شهری، آشنا و لذت بخش و دلنشین بوده و هست، زیرا بستر خاطرات دوران کودکی شاعر در شهر نیست، در روستاست، با همه صفاها و خصوصیتهای روستا و روستاییان!

مگر نه این است که بنده در «گیوی» خلخال که روستای بزرگ بود، به دنیا آمده‌ام و همه یا بیشتر تابلوهای حیدربابا در دوران کودکی جزء زتدگی‌ام بوده است که امروزه بسیاری از آنها از میان رفته، و یا در حال از میان رفتن است!»  (صص 47 - 48) 

حسن احمدی گیوی پس از این خودشناساندن خنده‌دار، متن نامه‌ی خود به کریم مشروطه‌چی را نیز در داخل مقاله آورده است. چنین کارهای کودکانه‌ای در حوزه ی نقد ادبی نمی‌گنجد. این افراد نامدار دانشگاهی تشنه‌ی شناساندن خودشان هستند. نوشته‌یِ حسن احمدی گیوی هیچ کمکی به خواننده در شناخت حیدربابایه سلام نمی‌کند. این نوشته گوشه‌هایی از احساسات درونی نویسنده را به خواننده بیان می‌کند و ارزشی ندارد. همچنین، این نوشته از نظر علامت‌گذاری هم بسیار آشفته و غلط است. نویسنده مانند کودکان دبستانی نتوانسته است جمله‌ها را از هم جدا کند.

رضا انزابی‌نژاد هم مقاله‌یِ خود را با خاطرات خوش گذشته‌اش آغاز و ادامه می‌دهد. نوشته‌یِ انزابی نژاد  ناگهان به روایت مستقیمِ گقتگوی خودش و فردی در خراسان درباره‌یِ حیدربابایه سلام می‌پردازد (ص 67). حضور انزابی نژاد در انشاء بسیار بیشتر از شعرِ شهریار احساس می‌شود. انزابی نژاد در این نوشته نشان داده که حتا آگاهی اندکی هم از مقاله‌نویسی ندارد. در دو صفحه‌یِ پایانی، انزابی نژاد خط‌های بخش نخستین شعر «سهندیم» را به روش معنی کردن شعر در کلاس‌های دبیرستان شرح داده است. نوشته‌ی انزابی نژاد هیچ ارزشی از نظر مقاله نویسی و شهریارشناسی ندارد.

نوشته‌ی بهروز ثروتیان با عنوان « درباره‌یِ ترجمه منظوم حیدربابایه سلام» (ص 145) ساختار ندارد. ثروتیان سیلان کلمات ذهنی خویش را نوشته است. به نظر می‌رسد ثروتیان سخن گفته و کسی سخنان آشفته‌ی او را از روی نوار به روی کاغذ آورده است. ثروتیان از بحث‌های ترجمه شناسی هیچ آگاهی ندارد. در ایران مجموعه مقالات سه کنفرانس ترجمه در دانشگاه تبریز (سال های 1369، 1373، 1379) و کتابهای فراوان در ترجمه‌شناسی در دسترس خوانندگان است. ثروتیان آن مقاله‌ها را نخوانده است. او تنها ذهنیت خویش را نوشته است. نوشته‌ی او هم دارای ارزش علمی نیست. نوشتن خاطرات آشنایی با افراد گوناگون در نوشته، عنوان« مقاله» را از نوشته ی ثروتیان حذف می‌کند. این نوشته می‌تواند روزگاری در شناخت ذهن خود ثروتیان کمک کند.

محمدعلی روشن‌ضمیر خواسته است حیدربابای شهریار و اشعار ویلیام وردز ورث را از نظر سادگی بیان، توصیف طبیعت، یادآوری خاطرات کودکی، احساسات، پرداختن به مشکلات طبقات محروم، و گرایش به دین و اخلاق مقایسه بکند (ص 223). نوشته‌ی روشن ضمیر بیشتر به مقابله این دو شاعر پرداخته و در تمام موارد شهریار را بسیار برتر از وردز ورث خوانده است. رنه ولک در کتاب« مفاهیم نقد» بررسی تطبیقی دو اثر  را کاری نادرست خوانده است. ولک استقلال هر اثر ادبی را مانع مقایسه‌ی آن با آثار دیگر می‌پندارد. نام بردن ویژگی‌های شعر رمانتیک و بیان نمونه‌هایی از آن ویژگی در شعر دو شاعر روش خواندن تطبیقی نیست. روشن ضمیر در نوشته‌اش سخنانی از حسن احمدی گیوی و مهدی روشن ضمیر را آورده است که نه تنها از موضوع خارج هستند بلکه سخنی علمی نیز ندارند. در متن نوشته استنادهایی به ویلیام هزلیت، لسلی اسیفن و والتر پیتر هست، درحالیکه در منابع نشانی از معرفی کتابهای آن نویسندگان نیست.

انشای علی اصغر شعردوست با عنوان «ویژگی‌های زبان‌شناسی در شعر شهریار» (ص 277) دارای هیچگونه ارزش علمی نیست. انشا نشان می‌دهد که نویسنده زبانشناسی را حتا در حد ابتدایی هم نمی‌شناسد. او فریفته‌ی نام علم شده است و تصوری بسیار عامیانه از این علم گسترده دارد. این انشا ارزش یکبار خواندن هم ندارد.

سید مهدی علایی حسینی در نوشته‌ای با عنوان«نگاهی به حیدربابایه سلام و مقایسه آن با منظومه‌ای از هنری لانگ فلو» (ص 668) دوازده بند از «حیدر بابایه سلام» ترجمه‌ی بهروز ثروتیان و ترجمه‌ی نثر محمدعلی اسلامی ندوشن از شعر «رود چارلز» سروده‌ی لانگ فلو را چاپ کرده است. علایی شرحی درباره‌ی این کار بی‌اهمیت نداده است.

انشای فاطمه عالی با عنوان «خصوصیات شهریار و قطعه یِ حیدربابایه سلام» (ص 690) نمونه‌ی آشکاری از دزدی ادبی است. بخش‌های گوناگون انشاء از نوشته‌های کم ارزش دیگران انتخاب شده است. فاطمه عالی روش نوشتن منابع را هم نمی‌داند.

این افراد در دانشگاه های ایران تدریس می‌کنند. آن‌ها روش‌های نگارش را به دانشجویان ادبیات یاد می‌دهند. هنگامی که خود دچار چنین درک ساده‌ای از نوشتن هستند، نتیجه‌ی تدریس آن ها هم نمی‌تواند امیدوار کننده باشد. 

سخن گفتن  تفاوتی بنیادین با نقد ادبی دارد. نقد ادبی تنها در شکل نوشتن اتفاق می‌افتد و در یک مقاله‌ی کامل معنی پیدا می‌کند. نقد ادبی آشکار ساختن معنای نهفته در متن است. در سده‌ی بیستم در کشورهای اروپایی و ایالات متحده امریکا رویکردهای علمی نقد ادبی پدید آمد. فرمالیستهای روسی توجه کنش خواندن را به متن برگرداندند. فرمالیستها ادعا کردند که تمام معنا در داخل خود متن موجود است. آنها بررسی زندگی شاعر یا نویسنده را از کنش خواندن کنار گذاشتند. دستاورد فرمالیستها توجه به جزییات متن شد. کاربرد یافته‌های زبانشناسی در خواندن متن سبب دقت بیشتر در جزییات متن شد. ژاک دریدا شالوده شکنی را پدید آورد. دریدا توجه خواننده را از الگوهای معنایی سنتی به محورهای نوین معنی کشاند. دریدا محور بودن یک معنی را روش تفکر استبدادی می‌دانست. از نظر دریدا متن نمی‌تواند تنها یک معنی داشته باشد. دستاورد بزرگ دریدا پیدایی روش‌های نوین برای درهم شکستن معناهای سنتی بود. تاریخگرایان نوین بار دیگر اهمیت آگاهی از زندگیِ نویسنده را برای کشف معنای اثر طرح کردند. پدیدار شدن روش های نوین نقد ادبی همچنان ادامه دارد.

در ایران شهریارشناسان، به بهانه یِ شهریار به معرفی خود می‌پردازند. شاید آنها نگران هستند که کسی به هستی آنها اهمیتی ندهد، پس ناچار خود به معرفی خود، زادگاه خود و دوستی خیالی خود با شهریار می‌پردازند. امروزه انسانهای خردمند نوشته‌های امپرسیونیستی را به عنوان نقد یک اثر نمی‌پذیرند. نویسنده‌یِ نقد باید خود را از متنِ نقد کنار بگذارد. منتقد ناگزیر است جزییات متن را شرح دهد. بسیاری از کسانی که درباره‌ی حیدربابایه سلام مقاله نوشته‌اند، سادگی زبان را تکرار کرده‌اند. هیچ یک از این نویسندگان «سادگی» را تعریف نکرده‌اند. آنها  درک «سادگی» را بدیهی پنداشته‌‎اند.  «سادگی» دارای مفهومی بسیار پیچیده می‌باشد. اگر متن بدرستی ساده باشد، هر کسی می‌تواند یک حیدربابایه سلام بنویسد، درحالیکه خود شهریار هم چنین کاری را نتوانسته انجام دهد. حیدربابایه سلام (2) دارای ویژگی های زیبایی‌شناختی حیدربابایه سلام (1) نیست. حیدربابایه سلام (2) تقلیدی از حیدربابایه سلام (1) است و اصالت ندارد. اصالت در حیدربابایه سلام (1) است. از سوی دیگر، طرح درک شعر توسط کسانی که سرگذشتی همچون شهریار را در روستا داشته‌اند، تلاشی نا آگاهانه و غلط در محدود کردن گستره‌ی زیبایی شعر شهریار است. روستا نشینی تجربه‌ی پنجاه‌هزار ساله‌ی بشر روی زمین است. این تجربه به آسانی از میان نخواهد رفت. ایالات متحده در تاریخ کوتاه خود (استقلال در 1776) تجربه‌ی روستا نشینی ندارد. در بسیاری از آثار نویسندگان ایالات متحده،  روستا زمینه‌یِ مکانی رویدادهای اثر است. شهریار با پرداختن به روستای ویران، تجربه‌یِ هزاران ساله‌ی بشر را موضوع سخن خویش قرار داده است. یکی از دلایل پذیرش حیدربابایه سلام همین نکته است.

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب