عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
رضا سید حسینی, مترجم نامدار یاد باد نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٠/٢/۱٧

به یاد رضا سید حسینی (22 مهر 1305 11 اردیبهشت 1388)

 

رضا سید حسینی را در جریان سه کنفرانس ترجمه در دانشگاه تبریز (1369، 1373، 1377) و کنفرانس ترجمه‌یِ ادبی در دانشگاه فردوسی مشهد (1382) ملاقات کرده بودم. سیمایِ سیدحسینی دیدنی بود. ابروهایِ شبق‌رنگ بسیار پُر پشت در پیشانی بسیار بلند و عینکی با چهارچوبِ سیاه‌رنگ روی چشمانِ نگرانش، سیمایِ این مرد را در ذهنِ انسان پایدار می‌کرد.

 در آبان 1377 و در جریانِ برنامه‌یِ گشایشِ سومین کنفرانس ترجمه‌یِ ایران در تالار وحدت دانشگاه تبریز، صدها دانشجو، استاد و مترجم شاهد گشایشِ برنامه‌های کنفرانس بودند. دکتر لطفی‌پور به عنوانِ دبیر کنفرانس به حاضران خوش‌آمد گفت و سپس دکتر عباسعلی‌رضایی، مدیر برنامه‌یِ گشایش از نجف دریابندری و صفدر تقی‌زاده دعوت کرد که به روی صحنه بروند. دریابندری با قامتی استوار و سخت دیدنی و تقی‌زاده با سیمای آرام به روی جایگاه رفتند. سپس رضا سیدحسینی برای حضور در صحنه دعوت شد. سید حسینی در ردیفِ دوم نشسته بود و از نور پیاپی فلاشِ دوریسن‌های دانشجویانِ عکاس خسته بنظر می‌رسید. آرنجش را روی زانو گذاشته بود و مشت را تکیه‌گاه سری ساخته بود که بزرگ بنظر می‌رسید. سید حسینی از همانجا با سخنی کوتاه سپاسگزاری کرد، دستی به موهایِ پشتِ سرش کشید و گفت که خیلی آشفته است. دکتر رضایی بیتی خواند: ای که آشفتگی زلفِ تو آسایش ماست / گر چنین است، پس آشفته ترش باید کرد. خنده‌یِ همگانی در فضایِ تالار منفجر شد. همه به موهایِ پریشانِ مردی چشم دوختند که پشتِ سری بزرگ بدرستی آشفته بود. بیتِ شعر دکتر رضایی در جریان کنفرانس بر حافظه‌یِ همه نشست. سید حسینی هم به روی صحنه رفت تا از ترجمه سخن بگوید. سید حسینی گفت که مترجم ادبی باید کتابهایِ فراوانی در زمینه‌یِ ادبیات، تاریخ، فلسفه، زیبایی‌شناسی، جامعه‌شناسی، زبانشناسی و ادبیات بخواند. لحنِ آرام سخن‌گفتنِ تودماغیِ رضا سید حسینی دیگر تنها از کتابهایش بگوشِ هوش خواهد رسید. 

رضا سید حسینی در 22 مهر 1305 در اردبیل متولد شد. تا کلاس نهم در اردبیل درس خواند و در سال 1321 به مدرسه‌یِ پست و تلگراف در تهران وارد شد. سیدحسینی در سال 1324 دیپلم ارتباطات گرفت. برای ادامه‌یِ تحصیل در رشته‌یِ ارتباطات دور به پاریس رفت. در سال 1327 به امریکا رفت تا در امریکا فیلم‌سازی بخواند. در سال 1328 به ایران برگشت تا پیش استادان زبانِ فرانسه‌یِ آن روزگار، آقایان عبداله توکل، پژمان بختیاری و پرویز ناتل خانلری زبان فرانسه بیاموزد. همزمان در آموزشکده‌یِ تئاتر، درس «مبانی نقد فلسفه هنر و ادبیات» تدریس می‌کرد. رضا سید حسینی در اداره‌یِ مخابرات، رادیو و تلویزیون کار می‌کرد. چند بار سردبیر مجله‌یِ «سخن» شد.

رضا سید حسینی در دهه‌یِ سی شروع به ترجمه نمود. دهه‌یِ سی زمانِ پرکاریِ مترجمان بزرگ ایران بود. کودتایِ امریکایی 28 مرداد 1332 تمام نویسندگان را در داخل خانه‌هایشان اسیر کرد. استادان بزرگ ترجمه در ایران، آقایان: محمود اعتماد‌زاده (م. الف. به آذین)، ابوالحسن نجفی، محمد قاضی، عبدالله توکل،  نجف دریابندری، حسن شهبازی، بهمن شعله ور، شاهرخ مسکوب، عبدالرحیم احمدی، احمدکریمی حکاک، غلامحسین یوسفی و نویسندگانِ بسیاری به کار ترجمه پرداختند. بیشترین و موثرترین آثار در همین دهه ترجمه شد. رضا سید حسینی هم در دهه‌یِ سی شروع به ترجمه نمود.

سید حسینی در همان آغازِ کار، کتاب روانشناسیِ «پیروزی فکر» را ترجمه کرد. این کتاب مورد استقبال فراوانِ خوانندگان قرار گرفت. کتاب «پیروزی فکر» روانشناسی عامیانه‌ی دورانِ پیش از روانشناسیِ علمی زیگموندفروید است. این کتاب به شکل سخنانِ کوتاه پندآموز نوشته شده است. چنین کتابهایی همیشه مورد علاقه‌یِ  ایرانیان شیفته‌یِ پند و سخنان کوتاه شده است. آشکار است که پندهای گسسته تنها سبب گسستگیِ فکر خواننده می‌شود.  سپس «شاهکارهای دنیا» (مجموعه‌یِ ده داستان) و«طاعون» از آلبر کامو را ترجمه کرد. کتاب‌های «ضد خاطرات» و «امید» از آندره مالرو، «در دفاع از روشنفکران» از ژان پل سارتر، «لام لایت» از چارلی چاپلین، «رویای عشق» از ماکسیم گورکی، «آبرو ریخته‌ها» از جک لندن، «آخرین اشعار» از ناظم حکمت از ترجمه‌های رضا سید حسینی است.

رضا سید حسینی با تدوین کتاب دوجلدی «مکتب‌های ادبی» در ایران شناخته شد. مکتب‌های ادبی نخستین بار در سال 1334 توسط نشر زمان در ایران چاپ شد. چاپ پانزدهم این کتاب هم اکنون در بازار هست. «مکتب‌های ادبی» بزرگترین سهمِ رضا سید حسینی در فرهنگِ ادبی ایران است. واژه‌یِ »مکتب» در ایران اغلب به شکل نادرست بکار می‌رود. این واژه را به معنایِ «کلاسِ درسِ سنتی» (مکتب خانه) می‌پندارند. از نمونه‌هایِ آشکار این نادرستی، کاربردِ «مکتب شهریار» در دیوانِ استادشهریار است. شهریار پیرو هیچ مکتبی نیست و خود نیز در شعرِ پارسی مکتبی را بنیان نگذاشته است. ایرانیانِ گریزان از هم توانایی ایجاد مکتب را ندارند.

مکتب به آثار گروهی از شاعران و نویسندگان گفته می‌شود که در یک دوره‌یِ تاریخی و بر اساسِ جهان بینیِ فلسفیِ آن دوران در آثار خود اصول یکسانی را بکار برند. مکتب‌هایِ شناخته شده در ادبیات جهان «مکتب نئوکلاسی‌سیزم، مکتبِ رمانتی‌سیزم، مکتبِ رئالیزم ومکتب ناتورالیزم» است. مدرنیزم مکتب نیست، یک فرهنگ اجتماعی و گسترش‌یابنده‌یِ دنیایِ سرمایه‌داری است. آنچه که در ایران بنامِ «سبک» (در سبکِ خراسانی، سبک عراقی، سبک هندی) شناخته شده، معادلِ «مکتب» در ادبیات غربی است. رضا سید حسینی با کتاب مکتب‌های ادبی، خوانندگانِ ایرانی را از یک کژفهمی بزرگ رهانیده است.

رضا سید حسینی، در جریان چاپهای فراوانِ کتاب مکتب‌های ادبی، همواره نام جنبش‌های نوین را به کتابش افزوده است. در سالِ 1334، روشِ بیانگریِ «جریان سیالِ ذهن» در رمان‌ها در ایران ناشناخته بود. سید حسینی در چاپ دهم کتابش، این روش را به کتابش افزود. «دگردیسیِ رمان» نیز از بخش‌هایی است که سید حسینی بعدها به کتابش اضافه کرد.

در جریان سال‌هایِ پس از 1370، فراز و فرود زندگیِ مادی در ایران افراد را به رقابتی فشرده برای دریافت مدرک دکترا وادار کرد. گرفتنِ مدرک دکترا مد روز شد، حتا کدخدایانِ روستاهای کوچک هم برای خود مدرکِ دکترا تهیه کردند. افراد بیشماری نادانیِ خود را پشتِ مدرک‌های درشت دانشگاهی پنهان کردند. چنین فضایِ پوچی هرگز رضا سید حسینی را وسوسه نکرد. سید حسینی و اندک انسانهایِ اصیل بکار نوشتن پرداختند، تا در رشدِ درک مردم از هستیِ دگرگون شونده سهمی داشته باشند. سید حسینی و انسانهایِ نادری چون او از نردبانِ تلاشِ پاکِ انسانی بالا رفتند و در چکادِ فرهنگ بشری نشستند.

رضا سید حسینی در خرداد ماه 1387 برای معالجه‌یِ درد شدید و کم‌حرکتی دست‌ها و پاها به بیمارستان ایرانمهرتهران رفت. دکتر پارسا روی مهره‌های گردنِ او عمل جراحی انجام داد. سید حسینی به خانه رفت تا باز ترجمه کند. رنجِ سال ها او را در هم شکسته بود. سیدحسینی در فروردین 1388 باری دیگر در بیمارستان ایرانمهر در خیابان شریعتی تهران بستری شد و در یازدهم اردیبهشت1388 از حرکت باز ماند. اراده‌یِ پولادین استاد رضا سید حسینی، پایداریِ او در نوشتن و ترجمه‌کردن و نیز پایبندی او در نوشتن برای رهایی انسان از استبداد، مردی را پدید آورد که در ذهنیتِ خوانندگانِ جدی ادبیات و نظریه‌های ادبی بزرگ پنداشته می‌شود. یاد این مترجم بزرگ آذربایجانی، همواره فکر خوانندگان ادبیات و نقدادبی را به آرامش زیستن بدور از هیاهوی آشفته‌یِ دنیای شگفت‌انگیز نو فراخواهد خواند.   

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب