عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
گلِ نرگس (نارسیس Narcissus ‌) نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٠/٢/۱٩

گلِ نرگس (نارسیس Narcissus ‌) و  اِکو (پژواک Echo  )

 

در اساطیرِ یونان, نارسیس جوانِ زیبا رو, بالا بلند و رعنایی بود. تمامِ دخترانِ یونان شیفته یِ او بودند, اما نارسیس به هیچ یک عنایتی نداشت. سرنوشتِ او چنین بود. زمان بدینسان گذشت تا آفرودیته (Aphrodite) الهه یِ عشق و زیبایی, خود عاشقِ نارسیس شد. عشقِ الهه نیز بی پاسخ ماند. بی توجهیِ نارسیس خشمِ آفرودیته را بر انگیخت. الهه تصمیم گرفت رنجِ عشقِ بی پاسخ را به نارسیس نشان دهد. به اراده یِ او, نارسیس تشنه شد. تشنگی او را به سویِ چشمه ای کشاند. چون خم شد تا آب بنوشد, سیمایِ زیبایِ خود را در آب دید و گرفتارِ عشق به خویشتن شد. نارسیس نتوانست از کنار چشمه دور شود. خواست برایِ معاشقه بر تصویرِ خود دست بزند, تصویرآشفته گشت. حتا ریختنِ اشکش بر آب نیز, تصویر را پریشان ساخت. نارسیس آرام آرام پی برد که عشق کششِ ذراتِ وجود در فاصله هاست. چون عشق با نگاه آغاز می شود, پس باید تنها با نگاه پایداربماند و در نگاه ها خود را محو نماید تا عشق جاودان گردد.

نارسیس آنقدر لب آب ماند تا اندک اندک کاهیده شد, و روزی جان سپرد. پیکرِ بی جانش در آبِ چشمه افتاد تا گواهی دهد پیوندِ عاشقان در مرگ رخ می دهد. به یادمانِ عشق, آفرودیته بر جایگاهی که نارسیس جان نهاده بود گلی را رویاند. به یادِ نارسیس, آن گل را گلِ نارسیس (یا گلِ نرگس) نامیدند. این گل اکنون نشانه یِ خودشیفتگی است. در ادبیاتِ پارسی نیز, نرگس نشانی از چشمِ خمار است.

    اِکو (پژواک) یکی از عاشقانِ نارسیس بود. چون مرگِ نارسیس را دید, اندوهناکتر شد. زبانِ حالِ اکو را شاعران بیان کرده اند, زیرا خود از بیانِ شورِ سرشارِ دلِ خویش ناتوان بود:

روزی اِکو در کنارِ زئوس ((Zeus خدایِ خدایان, دارنده یِ آذرخش و تندر, نشسته بود که هِرا (Hera) همسرِ کینه دار و انتقامجویِ زئوس, از جایگاهِ آسمانیِ خدایان, المپ  (Olympus), فرود آمد. وقتی اکویِ زیباروی را کنارِ همسرش دید, گمان برد که او معشوقه یِ زئوس است. خشمِ خویش را بر سرِ اکو فرو ریخت. قدرتِ گفتار را از او گرفت و اِکو را محکوم ساخت تا تنها آخرین هجایِ شنیده هایِ خود را تکرار کند. اکو در بیشه ها, جنگل ها, و دره ها پنهان شد. هم اکنون نیز, اگر کسی در کنارِ بیشه, جنگل, ویا دره ای فریاد بکشد و یا با صدایِ بلند سخن گوید, پژواکِ صدایِ اِکو را می شنود.

ECHO’S LAMENT OF NARCISSUS

 

Slow, slow, fresh fount, keep time with my salt tears

Yet slower yet, oh faintly, gentle springs

List to the heavy part the music bears      

Woe weeps out her division when she sings

Droop herbs and flowers

 Fall grief in showers

    Our beauties are not ours 

Oh, I could still  

Like melting snow upon some craggy hill

Drop, drop, drop, drop

Since nature’s pride is now a withered daffodil  

                                                       Ben Johnson (1573-1637)

 

سوگواری ِ اِکو  بر  نارسیس (گلِ نرگس)

 

خسته و آهسته تر کن گام ها را‏, چشمه یِ شوریده چون من

باز هم آهسته تر, ای چشمه یِ تر

گوش کن آوایِ سنگینِ دلم را

غم سراید همرهِ وایِ جدایی.

 

سبزه ها و لاله ها, سر در گریبان

غصه می ریزد فرو از آبشاران

رفته زیبایی ز ماها.

 

من کنون پر آه و نالان

می توانم از فراز سنگپوشان تپه ساران

بر چکم چون برفِ گریان:

                             قطره, قطره, قطره, قطره

چون شکوهِ  ’ملکِ صحرا

نرگسِ پژمرده ای شد.

                                                                             مترجم: عبداله باقری حمیدی

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب