عبداله باقری حمیدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ عبداله باقری حمیدی
آرشیو وبلاگ
      گلهای حسرت (ادبیات و مقاله‌نویسی)
حیدربابایه سلام و ترجمه‌های آن نویسنده: عبداله باقری حمیدی - ۱۳٩٠/٢/٢٥

بررسی پنج ترجمه‌یِ پارسی «حیدربابایه سلام»

این مقاله چکیده‌ای از یک مقاله‌یِ طولانی است.

شهرتِ گسترده‌یِ «حیدربابایه سلام» در ایران سبب شد اقرادی به ترجمه‌یِ پارسیِ آن دست بزنند. نبود سنت نقد ادبی و نا آشنا نبودن مترجمان با بنیان‌ها و روش‌های ترجمه، متن‌هایی را در زبان پارسی  پدید آورد که با متن ترکی «حیدربابایه سلام» بیگانه بودند. در این مقاله، نخست تاریخ ترجمه‌هایِ شناخته شده بیان میشود، سپس پنج‌ ترجمه‌یِ پارسی شعر بررسی می‌شود.

خانم پری جهانشاهی و خانم ناهید هادی هر یک به تنهایی در زمان زندگی استاد شهریار 76 بند حیدربابایه سلام (1)  را به نثر پارسی برگرداندند. هنگام چاپ دیوان شهریار در سال 1346، چهل بند از برگردان پری جهانشاهی و سی و شش بند از برگردان ناهید هادی در دیوان گنجانده شد. کار این دو خانم که حیدربابایه سلام را به نثر پارسی برگردانده بودند ارزش بررسی ندارد. این کار را کلینز بروکس (1934) در کتاب «جام خوش ساخت» به ارتداد نثرسازی تعبیر کرده است. بر پایه‌ی سخن بروکس، کار نثرسازانِ حیدربابایه سلام اهمیت ندارد. شعر باید به شعر ترجمه گردد.

ترجمه‌ی حیدربابایه سلام به شکل شعر در سال 1367 پس از درگذشت استاد شهریار آغاز شد. در سال 1368 میرصالح حسینی حیدربابایه سلام را به شعر پارسی ترجمه کرد. بر اساس همین ترجمه، جعفر مهرگانی با همکاری «ورنر بونزلی» متن پارسیِ حیدربابایه سلام را به زبان آلمانی ترجمه کردند ( آلمان: انتشارات مهر. 1967). گفته شده که «جیام پیرو بلینگری» در سال 1967 حیدربابایه سلام  را به زبان ایتالیایی ترجمه کرد. در ایران حسین منزوی، حیدربابایه سلام را به شعر پارسی ترجمه نمود. حامد ماکویی حیدربابایه سلام را در سال 1370 به شعر پارسی ترجمه کرد (تبریز: انتشارات یاران). کریم مشروطه چی (تهران: انتشارات دنیا. 1373)، محمدعلی سجادیه (تهران انتشارات خجسته. 1375) و بهروز ثروتیان (تهران: انتشارات سروش.1374) و سرانجام ناصر آذرپویا (تبریز: نشر مهران.1375) همین کار را تکرار کردند. بهمن فرسی نیز حیدر بابایه سلام را در سال 1377 به شعر پارسی شکسته با «لهجه یِ مردم پایین شهر تهرون» ترجمه کرد (تهران:انتشارات نگاه). آقای دکتر صبری تبریزی حیدربابایه سلام را در سال 1990 به زبان انگلیسی ترجمه کرد.

بررسیِ پنج ترجمه‌یِ پارسی

حامد ماکویی، کریم مشروطه چی و بهروز ثروتیان حیدربابایه سلام را به شعر پارسی در بحر مضارع مثمن محذوف (مفعولُ فاعلاتُ، مفاعیلُ فاعلان یا فاعلن) برگرداندند. تعداد اندک افاعیل این بحر به ظاهر می‌تواند کار ترجمه را به «ایجاز» در سخن شعر ترکی نزدیک‌تر نماید. در سخن ترکی شهریار، کمترین واژگان با قویترین تاثیر صدایی و بدون نقص در قافیه‌پردازی بکار رفته است. حامد ماکویی برای پای بندی به وزن انتخابی، خود را آزاد گذاشته تا اسم را به استعاره، واژه‌های ترکی را تکرار و گاهگاهی برای کامل شدن وزن از «ای خدا» هم استفاده کند. به این ترتیب «ساز به نای عشق»، «اوچاردیم به به افلاک می شدیم»، «ازدیرن کونلریم به روزهای خوش» ترجمه شده است. در بندهای فراوان وزن مضارع به هم ریخته و مصرع‌هایی همچون «می‌خاست بع بع بره و گاو و گوسفند» (بند 63)، «در شب چو درنا گذرد از فرازها» (بند 74) ، «گشته سوار قیرآت و بنموده خون به پا» (بند 74)، «حیدربابا بپرور مردان خوب و پاک» (بند 75) پدید آمده که درکنار سکته در وزن، معانی سستی هم دارند. ماکویی در ترجمه‌ی تعدادی از بندها هم به کلی معنی را به هم ریخته و بجای کنش پرهجان موجود در متن مبداء، معادلهایی در متن مقصد ساخته که سبک و سست به نظر می‌رسند. «داماد سیب زد به عروس جوانِ ده» (بند 25)، «می‌راند خوشه‌هایِ پراکنده روی تل» (بند 32)،« می‌کرد یک سگ چوپان در آن محل» (بند 33)، «در سیل سنگ و کوه بغرند خارّ و خارّ» (بند 35) نمونه‌هایی از این شعرهای سست هستند.

ماکویی در قافیه‌پردازی هم سستی‌های فراوان دارد. میوه‌ها با یادها ، ره‌ها با بر فنا و حیات را، برکشید پا با علم کرد گوشها، دام قیه با شده و آمده، گریستم با همی زدم هم قافیه شده‌اند. ماکویی در برگردان بندهای 14، 45 و 70 شعرهای بسیار خوب پارسی ساخته که می‌تواند در ادبیات پارسی به عنوان شکلی نو طرح شود.

کریم مشروطه چی و بهروز ثروتیان هر دو حیدربابایه سلام را در بحر مضارع مثمن ((مفعولُ فاعلاتُ، مفاعیلُ فاعلان) ترجمه کرده‌اند. رعایت دقیق وزن شعر پارسی و قافیه‌پردازی خوب در تمام بندها از ویژگی‌های خوب این دو ترجمه می‌باشد. «حیدربابا» به عنوان مخاطب در بیشتر بندهای متن مبداء وجود دارد. مشروطه‌چی بر حکم وزن شعر گاهگاهی چشم بر حضور حیدربابا بسته است، اما ثروتیان این حضور را جدی گرفته است. در زبان مبداء، حضور همیشه محسوس مخاطب سبب نزدیکی و صمیمیتِ کوه و شاعر می‌شود. این صمیمیت چندان گسترش می‌یابد که در بند چهار، شاعر با کوه به شوخی می‌پردازد: «حیدربابا گون دالیوی داغلاسین». این گفته، دعایی است که مادران در شکل نفرین به فرزندان گرامی خویش می‌گویند. معنایِ تلویحیِ گفته در ترجمه‌ها از بین رفته است. مشروطه‌چی آن را به «پشتت به پشتگرمی خورشید گرم باد» و ثروتیان به «حیدربابا، چو داغ کند پشتت آفتاب» ترجمه کرده‌اند. در این کار، قصد شاعر متن مبداء نادیده گرفته شده و هر دو مترجم معنای آشکار واژه‌ها را ترجمه کرده‌اند. در نتیجه، صمیمیتِ لحن گوینده و رابطه‌یِ او با کوهِ مخاطب و گواهِ رویدادها از بین رفته است.

ناصر آذرپویا در بحر رمل مثمن (فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان یا فاعلن) حیدربابایه سلام را به شعر پارسی برگرداند. ترجمه‌یِ آذرپویا با رعایت دقیق وزن انتخابی حتا با اسم‌های خاص ترکی، قافیه‌پردازی مستحکم و خلق استعاره‌های پرهیجان دارای زبانی فخیم و فرهیخته است. بعضی از بندهای شعر پارسیِ آذرپویا با بهترین شعرهای پارسی برابری می‌کند: «هر چه تقدیر است حاکم بر جهان و زاد و میر/ سر بسر پورانِ بی‌پیر است و بی‌پوران پیر» (بند 5)، «دیده‌ها دارم به سیمایِ پری رویانِ ناز / نغمه‌هایم در زبانِ عاشقان و سیمِ ساز» (بند 25) و بندهای 71 تا 75 از این گونه شعرهای زیبایِ پارسی هستند. ترجمه‌ی آذرپویا در گسترش فرم‌های شعری در زبان پارسی ابتکار بزرگی است. این ترجمه با تمام زیبایی‌های شعر پارسی آن، از دیدگاهِ ترجمه‌شناسی و ارزش‌های زیبایی‌شناسی دارای فاصله‌ی فراوانی از متن اصلی است. طولانی بودن خط‌های شعر آذرپویا سبب شده اطناب زیرایستایِ زیباییِ متن ترجمه باشد. زبان ترجمه یِ آذرپویا آن زبان ساده‌یِ متن اصلی نیست. در ترجمه، واژگان با زیبایی در بندها جاری می‌شوند و حتا قافیه هم نمی‌تواند از سیلان صوت جلوگیری کند. صفت به فراوانی بکار رفته است. ترکیب‌های «مهرو دختران، باغات سبز و با صفا، خاطر دلهای نشکفته دلان، ابرهای برفگون، کودکانت دسته‌ای گل چیده با صد آب و تاب، سرسلامت باشی و گوهر فشان، کژ راهان طماع و جبان، جان و دلها قبض می‌گشت از کلام ذوالجلال» و همنشینی‌های فراوان واژه‌ها در شعر پارسی (ترجمه) بسیار زیبا هستند، اما ترجمه‌های متن اصلی نیستند.

بهمن فرسی در ترجمه از زبانی شگفت انگیز استفاده کرده است. فرسی در ترجمه‌یِ خویش از زبان پارسی شکسته با «لهجه‌یِ مردم پایین شهر تهرون» استفاده کرده است. ترجمه‌ی بند نخست حیدربابایه سلام چنین است:

حیدربابا تو شمشیر کشونِ آذرخشا

وختی که آب و سیلاب، به شارخار و غوغا

می غلتن و به ساحل، دسته می شن دخترا

سلامِ من از اینجا، به شوکت و ایلتون

اسمِ مارم بیاره، کسی اونجا به زبون

 به گمانِ من، مشکل ترجمه‌ی فرسی از تفسیر نادرست او از «سادگیِ زبان» در حیدربابایه سلام پدید آمده است. فرسی تفسیری از «زبان ساده» نمی‌دانسته است. کژفهمی فرسی از زیبایی‌شناسی و ماهیت زبان او را به پدید آوردن چنین متن مسخره‌ای کشانده است.

نتیجه‌گیری

ترجمه‌های «حیدربابایه سلام» به زبان پارسی در شناخت این شعر کمک بزرگی به خوانندگان جدی شعر ارائه داده است. مترجمان ناگزیر شده‌اند تفسیر خود را از متن بنویسند و در نتیجه به نقد «حیدربابایه سلام» کمک بکنند. نوشته‌های نقد مترجمان بسیار ارزشمندتر از نوشته‌هایِ استادان دانشگاههای ایران است. استادان دانشگاه از مهدی روشن‌ضمیر (1332) تا حسن احمدی گیوی (1386) به بهانه‌ی «حیدربابایه سلام» به شرح حالات احساسی و شرح زندگانی خود پرداخته‌اند، در حالیکه مترجم‌ها به خود متن اندیشیده‌اند. از سوی دیگر، بررسی ترجمه‌ها سبب شناخت دقیقِ جزئیات متن شعر شده است. مشکل موجود در ترجمه‌ها، حاصلِ کارکردِ ذهنی و استعاریِ زبان پارسی در کاربرد شعری آن می‌باشد.

پیرو سنت شاعران کهن زبان پارسی، توصیف کلی از حقیقت مجاز (ساخته شده در ذهنِ شاعران) اصل حاکم بر شعر پارسی است. زیبایی شعر پارسی حاصل تداعی‌هایی است که متن شعر در ذهن خواننده ایجاد می‌کند. این گونه درک زیبایی، عناصر مادی حاضر در سخن شعری را به فراموشی می‌کشاند. نیما یوشیج این سنت را تغییر داد و سعی کرد واژه را با معنای نخستین و مادی خود آشتی بدهد. این کار در فرم شعر نو نیز انجام شد و شاعران شعرهایی زمینی نوشتند، اما هنگامی که فرم شعر ترجمه شده همان فرم کهن باشد ناگزیر واژه ها، ایماژها، استعاره ها و گاهی قافیه‌های شعر کهن خود را تحمیل می‌کنند. مترجم نمی‌تواند خود را از این استبداد فرم شعر کهن رها کند، پس ناگزیر از اصول شعر کهن استفاده می‌کند.

«حیدربابایه سلام (1)» شعری در بزرگداشت جهان مادی است. در این شعر، عاطفه‌یِ شدید ایجاد شده در ذهنِ خواننده حاصل آمیزش واژه و ماده است. نام‌های فراوان افراد و مکان‌ها که در متن «حیدربابایه سلام (1)» پدیدار شده‌اند همه به کسانی اشاره دارند که هیچگونه هویت شاخص تاریخی، دینی و یا اجتماعی ندارند. نام‌هایی همچون ننه قیز، رخشنده، ملا ابراهیم، میرمصطفا دایی، میرزا تقی، فاطما خالا و نیز نام مکانهایی همچون خشکناب، ورزقان، شنگیل‌آوا، سولو دوز و دیگر نام‌ها همه تنها شخص یا مکانی را بیان می‌کنند و آنها هیچ نقشی در کتابهای تاریخی شناخته‌شده ندارند. این نام‌ها همان رابطه‌ی ساده و یک وجهی بین واژه و ماده را بیان می‌کنند و چون هیچ معنای ضمنی بدان‌ها افزوده نشده و تنها یک انسان یا یک مکان را می‌شناسانند، پس «ساده» تعبیر می‌شوند و نماینده‌یِ گونه‌ی انسان یا مکان می‌شوند. ناسازه‌یِ (پارادوکس) شعر رمانتیک در «حیدربابایه سلام» هم آشکار می‌شود. هر فردی هر چه از جامعه دورتر شود و از تمام هویتهایِ اجتماعی رها گردد، به مقام نمایندگی کل انسانها می‌رسد. سخن زیاده‌گویانه و پر از تعارف‌های زیادی در شعر پارسی سبب شده این نام‌ها در زیر آواهای وزنی ترجمه گم شوند. ناسازگاری آوایی نام‌هایِ ترکی با آوایِ شعر پارسیِ موزون، اهمیت نام‌های ویژه را از بین برده است.

با تمام کاستی‌های ترجمه‌ها، کار بزرگ تمام مترجمانِ  «حیدربابایه سلام» را ستایش می‌کنم و بر همه‌ی آنها درود فراوان می‌فرستم.   

کتابنامه

1- ثروتیان، بهروز (1374). سلام بر حیدربابا. تهران: انتشارات سروش.

2- شهریار، محمد حسین (1332). حیدربابایه سلام. تبریز: کتابفروشی حقیقت.

3- فرسی، بهمن (1372). سلام به حیدربابا. تهران: موسسه انتشارات نگاه.

4- ماکویی، حامد (1370). سلام به حیدربابا. تبریز: انتشارات یاران..

4- مشروطه چی، کریم (1373). سلام بر حیدربابا. تهران: انتشارات دنیا.

5- ناصرالفقرا (آذرپویا)، محمدتقی (1375). سیمرغ و قاف «حیدربابایه سلام»  تبریز: نشر آیین

٧- Brooks, Cleanth (1934). The Well-Wrought Urn. New York: Penguin. 

  نظرات ()
مطالب اخیر بیوک نیک اندیش نوبر درگذشت برای پایان سه سالگی آندیا توهین برنامه فتیله به ترک‌زبان‌ها بیوک محبی جنگل‌های ایران چهارشنبه‌سوری، نوروز و سیزده‌بدر جشن نوروز و آیین‌هایش: باجا باجا دو سالگی آندیا دکتر محمد یوسف باقری استاد شهریار و دلیل سروده‌شدن شعر «بلبل و کلاغ»
کلمات کلیدی وبلاگ استاد شهریار (۳) رمان مدرن (٢) محمود دولت آبادی (٢) احد حسینی (۱) بولوت قراچورلو (۱) مستوفی (۱) داود مستوفی (۱) آرتور میلر (۱) ویلیام شکسپیر (۱) ویلیام فاکنر (۱) سهند (۱) شمس تبریزی (۱) شمالغرب کشور (۱) ادبیان فارسی (۱) محیط زیست (۱) ستارخان (۱)
دوستان من کارگاه ترجمه و پژوهشهای ترجمه پرتال زیگور طراح قالب