برای تولد آندیا ساختمانی

آندیا، آندیا

آندیا، آندیای نازنین، تو در ساعت ده ‌وسی دقیقه‌یِ روز سه‌شنبه دوازدهم دی ماه 1391 بدنیا آمدی. در بیانی دیگر، تو در روز نخستین روز سال 2013  بدنیا آمدی. آندیا، اکنون به شکل طبیعی و بیولوژیک تو رشد می‌کنی. حس‌های بینایی، شنوایی، بویایی، لمس و چشایی تو در حال گسترش است. به گمانم، حس شنوایی بسیار تیزی داری. تو در خواب و بیداری مرکز توجه بسیاری شده‌ای. آندیا، تو آغاز وجودی هستی که هر انسانی را نمایندگی می‎کند. آندیا، دگرگونی تو در برابر چشمانِ افراد پیرامونی شگفت‌انگیز است. لبخندهای گاهگاهت، دستانِ کوچکت، باز کردن چشمانت، شکل‌به‌شکل‌شدن دهانت، دستهای کوچکت که موازی هم بالای سر می‌بری و مشت کوچکت را زیر صورت می‌گذاری تا بخوابی همه رفتاری است که هر فرد بزرگسالی را در خیال به تماشای کودکی خود می‌کشاند.  آندیا تو کشف دوباره‌یِ دنیای کودکی من هستی.

آندیا، دنیا مکانی سرشار از زیبایی است .نشستن برف روی خاک زمین و روی درختهایِ ‌بی‌برگ زیباست، همچنانکه نشستن شبنم بر روی برگ‌برگ گیاهانِ بهاری هم چشم‌نواز است. آندیا، تماشای زمین با دشت‌ها و تپه‌ماهورها و رودها ازبلندای کوهی ِتنها بسیار دلنشین است. تماشایِ آبادی‌ها، روستاها و شهرها از فاصله‌یِ دور زیباست. آندیا، انسان‌هم زیباست. زمین پر از انسان است. دیدنِ دیدارِدو دوست پس از زمانی طولانی هیجان‌انگیز است. تماشای انتظار مادری که چشم براه کودکی است تا ازمدرسه برگردد زیباست. دیدنِ شگفتیِ کودکی از تماشایِ باران در بهار زیباست. آندیا دنیا سرشار از زیبایی است. توهم بر اینهمه زیبایی‌ِهستی افزوده شدی. آندیا، تو هم زیبا هستی.

آندیا، زیبایی حسی است که از راه رویدادهای جهان بیرون در ذهن بیننده برانگیخته می‌شود.  حسِ زیبایی پیوندی بنیادین با مکان، زمان، یاران و پیشینه‌یِ پرورش انسان دارد. آندیای زیبای من، مکان، زمان، یاران و پرورش همه به انسان تحمیل می‌شوند. رویدادهای جهان پیرامون درکنترل کسی نیست. انسان می‌تواند بخشی از رویدادها باشد. انسان‌های بسیارکمیابی پدیدآورنده و گسترش‌دهنده‌یِ رویدادها می‌شوند و درگذرگاه زمان به دارایی ذهنی افراد بسیاری تبدیل می‌شوند. نام این افراد مدتی بسیار دراز درحافظه و خاطره‌یِ مردم می‌ماند. این افراد نامی ماندگار می‌یابند و به تنهایی بیانگر رنج‌ها و آرزوهای گروهی انسان‌ها می‌شوند. آندیا، برای توهم چنین نامی آرزو دارم.

آندیا، زندگی در روی زمین دشواری‌هایی هم دارد. گاهی دشواری بسیار سخت می‌شود. فقر، مرگ نزدیکان و آشوب‌های اجتماعی دشواریِ زیستن رابسیارسنگین می‌کند. این رویدادهای تلخ ذهن انسانرا در برابر دیواریِ بلند قرار می‌دهند. آندیا، در برابر این دشواری‌ها انسان ابزاری بسیارکارآمد در اندرون خویش دارد. انسان «خِرد»دارد. باکار «خِرد» هرسختی آسان و هر دیوار بلند هموار می‌شود. آندیا، سختی‌های زندگی در مقایسه با زیبایی‌های هستی ناچیز هستند. سرانجام پیروزی با زیبایی و خوشی‌های زندگی است. آندیا، زندگی ارزش چندبار زیستن را دارد. این «چندبار» نشان از راهفکری بنامِ «امید» داردکه انسان را به فراسوی زمان دشوار می‌کشاند. انسان در پرتوِ «امید» زمان سخت راپشت سر می‌گذارد و خود را درآینده ‌خیال می‌کند. آندیا، «امید» همراهِ وفادار انسان‌هایی است که زندگی را درگستره‌ای بسیارگسترده می‌شناسند. آندیا «امید» معنای نام تواست. توآندیای من هستی.

آندیا، انسان در ذهن خویش رویاها و آرزوهای فراوانی را گسترش می‌دهد. رویاها وآرزوها،آرمانهای انسان هستند. هرکسی می‌خواهد روزی به شکلِ آرمانی درآید. شکل آرمانی انسان درنتیجه‌یِ حضور اسطوره‌ها و قهرمانان درذهنِ آدمی ساخته می‌شود. اسطوره و قهرمان را محیط زندگی به انسان می‌شناساند. اسطوره‌ها و قهرمانان از بند زمان رها شده ‌هستند و درجاودانگی جاری هستند. جاودانگی رویای هر انسانی است. افسانه‌های «چشمه‌یِ زندگی»، «آب‌حیات» و «اکسیر بی‌مرگی» همه در پاسخ به رویایِ جاودانگی ساخته شده‌اند. واقعیت مادی انسان با رویای جاودانگی ناسازگار است، پس انسان به راه‌های عملی برای جاودانگی می‌اندیشد و تلاش می‌کند. انسان تکرار خویش را از راه ادامه‌یِ خود در وجود فرزندان و نسل‌های پسین جستجو می‌کند.  آندیا، هر فرزند تکرار پدر و مادرش و پیشینیان آنها در زمان آینده است. آندیا، گذشته‌های دور و آینده‌هایِ دور در شکل فرزند با هم پیوند می‌یابند. آندیای نازنین من،توسال‌های بسیار با «سعید و پریوش» پدر و مادر خود همزمان زندگی خواهی کرد، پس اندیشه‌یِ «تکرار» نمی‌تواند در ذهن آنها پدیدآید. آندیا، تو تکرار کسانی هستی که رویاهای بزرگ در سر داشتند و رویاهایشان را روزی بدست باد سپردند و با بادها رفتند. آندیا، تو تکرار من در زمان آینده هستی. آندیا، تو امید من هستی.

بیستم دی 1391

/ 11 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داور سلیمی

استاد بزرگوار، تولد آندیا کوچولوی عزیز را تبریک می گویم. این مولودِ به یقین مبارک، موجب خوشوقتی شما استاد بزرگوار شده است. شما همیشه در نوشته هایتان برای جلوگیری از تکرار خسته کننده اسامی از ضمایر استفاده می کردید، آندیا آنقدر برایتان عزیز است که دستور زبان شما را نیز متاثر از وجود نازنینش نموده است. شما حق دارید، تکرار زیباییها هیچ وقت تکراری نیستند. من نیز از این تکرار زیبا لذت بردم. پرورشگاه آندیا کوچولو دامن دلنشین عاطفه و کلام نغز ادیبی خواهد بود که خوانندگانش را همیشه با افسون واژه ها، همنشین اندیشه ای پاک و والانگر نموده است. [گل] تقدیم به همشهری کوچولویم

شبنم

بسیار عالی!! نامه ای خطاب به آندیا اما حاوی پیام هایی سودمند برای همه انسانها...چیزی شبیه "نامه ی چارلی چاپلین به دخترش" در ذهنم شکل گرفت...توجه به حرف های یک پدربزرگ "دنیا شناخته" ی صاحب بصیرتِ زیبایی دوستِ ادیب چقدر می تواند در شناخت و ساخت دنیای آندیا(ها) تاثیر گذار باشد و از تکرار تجربه ها بکاهد... واقعا از خواندنش لذت بردم

شبنم

تولد آندیا کوچولو را تبریک می گویم

پورحسن

تبریک میگم! با تشبیه این متن به نامۀ کلیشه ای شدۀ چارلی به دخت اش مخالفم. تازگی متن اجازۀ تشبیه دادن نمی دهد و اگر در مقام مقایسه بهش پرداخت شود شاید با توصیفات و از خود برون شدن درونی در اثر زیبای مائده های زمینی - آندره ژید - وجه تشابهی داشته باشد. گرچه مقایسه کار جالبی نیست. هر دستی برای قلمی و هر قلمی برای دستی منحصر بفرد است. با تشکر

تادیا

معنی "آندیا" چیه آقای حمیدی؟

تادیا

اگه ریشه "آند" و زبان ترکی رو در نظر بگیریم معنای زیباتری هم پیدا می کنه: سوگند

امیر.م

سلام استاد تبریک میگم. استاد شما یکبار گفتید ازدواج کار عاقلانه ای نیست و ...؟!! خیلی دلمان برایتان تنگ شده استاد. ارادتمندیم

پریسا

نوشته های شما بی نظیرند استاد ، مثل همیشه

ریحانه و الهام

بسیار زیبا و دلنشین

بهار

استاد آندیا کیه !!!!!!!!!!!!!!