وال استریت را اشغال کنید

وال‌استریت را اشغال کنید

 جنبش «وال استریت را اشغال کنید» صدای انسان‌هایی است که نظام سرمایه‌داری را نمی‌پذیرند. در تاریخ کوتاه مدت حاکمیت سرمایه‌داری بر جوامع بشری، گروههای فراوانی نظام سرمایه‌داری را روشی برای آسایش انسان‌ها نمی‌دانستند. در کتابِ «سرمایه» از کارل مارکس زیان‌های سرمایه‌داری برای گروههای بسیار بزرگ انسان‌ها تفسیر شده است. از زمان انتشار کتاب «سرمایه» در اوایل سده‌یِ نوزدهم میلادی تا کنون گروهها و افراد فراوانی وحشت زیستن در حکومت سرمایه‌داری را به روش‌های گوناگون شرح داده‌اند. مخالفان سرمایه‌داری اکنون توانایی سازمان‌دهی گروههای انسانی را یافته‌اند و توانسته‌اند افراد بشری را به خیابان‌ها بکشانند و سخن خود را بیان کنند. هنوز تعداد افراد شرکت‌کننده در جنبشِ «وال استریت را اشغال کنید» زیاد نیست. شرکت‌کنندگان در این جنبش افراد تحصیل‌کرده‌ای هستند که جمعیت جهان را به آگاهی و هراس از آینده‌یِ سرمایه‌داری فرا می‌خوانند. جنبش «وال استریت را اشغال کنید» مجموعه‌یِ افرادی است که با الهام گرفتن از «بهار عربی» میدان‌ها را اشغال می‌کنند و خواهان بهم ریختن نظمِ «حکومتِ یک درصد سرمایه‌دار بر نود و نه درصد مردم» هستند.

نظام سرمایه‌داری بر پایه‌یِ حاکمیت «پول» بر روابط اجتماعی بشر بنیان‌ نهاده شده است. در نظام سرمایه‌داری بانک‌ها مکان‌های مرکزی جوامع بشری هستند. انسان‌ها و ابزار کار و تولید انسان‌ها همه در چرخه‌ای گرفتار هستند که تلاش دارد پول را افزایش دهد. مالک‌های پول سرانجام گروهِ بسیار اندکِ سرمایه‌داران هستند.  نظام سرمایه‌داری معیارهای انسانی، مفاهیم قراردادی، معنای زندگی و کار را به «بی‌هودگی» می‌کشاند.  انسانِ گرفتار در نظام سرمایه‌داری هیچگاه متوجه این واقعیت تلخ نیست که او ابزاری برای افزایش پول گروه بسیار کوچکی در جامعه است.

جنبش «وال استریت را اشغال‌کنید» نتیجه‌یِ گسترشِ آگاهی انسان از ماهیت نظام سرمایه‌داری است. در میان انسان‌های نشسته‌برکف‌خیابان‌های نیویورک، لندن، رُم، مادرید، آتن و شهرهای فراوان جهان روشنفکران، نویسندگان و اندیشمندانی بزرگ دیده می‌شوند. آین گروه آگاه تلاش دارند آگاهی از هراس سرمایه‌داری را در ذهنیت همگان بنشانند. این آگاهی هنوز در میان افراد طبقات پایین و متوسط اجنماعی چندان گسترده نشده است که افراد فراوانی را به خیابان‌ها بکشاند و به همین دلیل وحشتی هم برای سرمایه‌داران ایجاد نکرده است. سرمایه‌داران هر لحظه می‌توانند با ریختن پلیس بر سر آنها جنبش را به پایان برسانند. سرمایه‌داران می‌توانند با ابزار تبلیغاتِ فریبنده، انسان‌های شرکت کننده در جنبش را «آشوبگر»، «بیکار» و حتا «بزهکار اجتماعی» بنامند و با پلیس آنها را بتارانند و سپس مورد حمایت مردم عوام قرار بگیرند، اما جنبش توانسته‌ است نشان بدهد سرمایه‌داری نظامی مناسب برای زندگی انسان امروز نیست.

در هنگامه‌یِ حاکمیت سرمایه‌داری، جهان به شدت دو قطبی شده است. قطبی بزرگ از انسان‌هایی شکل گرفته که در گرسنگی و هراسِ جنگ و کوچِ ناگزیر زنده می‌مانند.  قطب دیگر نیز از تعدادی محدود سرمایه‌دار شکل گرفته است که به اراده‌یِ خویش هر کاری را انجام می‌دهند. در میان دو قطب موجود، گروههایی مانند سینماگران، هنرپیشگان، ورزشکارانِ حرفه‌ای، دلال‌ها، وکیل‌ها و با تاسف فراوان دانشمندان ابزار نگهداری تعادل بین دو قطب اجتماعی هستند.

سرمایه‌داری نظامی برپایه‌یِ افزایش «پول» شکل گرفته است. اهمیت هر انسان با مقدار پولش سنجیده می‌شود. دانش، آگاهی و انسان تنها هنگامی ارزشمند است که در خدمت سرمایه قرار گیرد. با تاسف، تمام کشورهای جهان امروزه با نظام سرمایه‌داری اداره می‌شوند. دستاورد سرمایه‌داری تاکنون جنگ‌ها، فقر گسترده، بیماری، کاهش منابع انرژی، آلودگی هوا، ویرانیِ محیط زیست انسان و فریب‌خوردن انسان بوده است.

انسان‌های آگاه باید تلاش کنند هدفِ  جنبش «وال استریت را اشغال کنید» را به شکلِ درست به مردم بشناسانند تا سرانجام روزی با طرح نظامی مناسب زندگی همگانی انسان‌ها امید به ادامه‌یِ زندگی باری دیگر پدید آید.

/ 6 نظر / 9 بازدید
پرواز

جناب هرکسی باهوش‌تر باشه و بیشتر تلاش کنه، پول بیشتری داره و بیشتر می‌تونه تفریح کنه. من فکر نمی‌کنم آدم‌ها با هم برابر باشن. پس نیازی نیست همه به یک اندازه از لذت‌های دنیا استفاده کنن. مثلاً کشور بدبخت و انگل و خرافات‌زده‌ای مثل سومالی رو در نظر بگیرین. مردم اونجا با مردم آزاداندیش سوئد برابر هستن؟ آیا باید هر دو به یک اندازه از امکانات بهره مند بشن؟ سرمایه‌داری از دیدگاه من مثل یه ترازو می‌مونه که لیاقت انسان‌ها رو محک می‌زنه. البته من روی دیدگاهم اصراری ندارم. به خصوص که به قول شما اندیشمندان و روشنفران از سراسر جهان به این جنبش پیوستن. اما من نمی‌فهمم این آدم‌ها دقیقاً به چه آلترناتیوی فکر می‌کنن و اگه سرمایه‌داری نمی‌خوان، پس چی می‌خوان؟

خانم محترم شما با چه استدلالی گروهی از مردم کره ی زمین را انگل می نامید؟ مردم سومالی فقیر هستند ولی انسان هستند. ایا درست است انسان های فقیر را انگل بنامیم؟ اگر اینطور باشد من وانسان های فراوان دیگر ی که در همین شهر و کشور زندگی می کنیم نیز انگل هستیم. ایا گروهی که طی چهار سال می توانند سه هزار میلیارد بدزدند افراد باهوش و بالیاقت و پر تلاشی هستند ؟

پرواز

با پوزش از جناب باقری حمیدی به خاطر بحث در وبلاگ ایشان. مردم سومالی هیچ فایده‌ای برای دنیا ندارند رفیق! فقط بلدند به خرافات احمقانه‌شان بچسبد و از این و آن انتظار بذل و بخشش داشته باشند. این استدلال من است. اصراری هم بر درست بودنش ندارم. اما لطفاً مرا بیشتر راهنمایی کنید تا حسم تغییر کند. حقیقت این است که از دیدن کودکان پوست بر استخوان قلبم از سینه بیرون می‌زند. نه از ترحم، که از فرط نفرت از پدر و مادری که آن قدر احمقند که نمی‌فهمند در آن وضعیت نباید کودکی را به دنیای کثیفشان بیاورند. این انسانیت نیست دوست من! در مورد بحث سرمایه‌داری هم کشورهای جهان سوم را از حرف‌های من فاکتور بگیرید. آن بی‌شرف‌ها که فرمودید بی لیاقت‌ترین افراد اجتماع ما هستند. اجتماع ما، برتری دهنده به افراد پست است متأسفانه.

حسین اقبال

دوست خوبم باقری عزیز زنده باشی و سراقراز .جنبش وال استریت ادامه حرکت هایی است که از سال 1999 در اعتراض به روند جهانی شدن به رهبری شرکت های فراملیتی آغاز شد و کاملا"جهت گیری ضد سرمایه داری داشت .این جنبش متشکل از همه گروههای اجتماعی است که در تجربه زندگی اجتماعی خود زیستن در نظام سرمایه را انسانی نیافته اند سرمایه به مقتضای طبیهت خود جهان گستر است و درپی بازارهای جدید به اقصا نقاط عالم ریشه می دواند و جهانی می آفریند مطابق نقش خود. نظریه ژردازان سرمایه سالها در سودای آن بودند که سرمایه را موافق طبیعت بشر جلوه دهند که این درپرسش خانم یا آقای پرواز آشکار است . جنبش وال استریت زمانی که از 99 درصد در برابر 1 درصد یاد می کند پاسخی رسا به این پرسش طنز آلود است. 0

پرواز

باز هم پوزش از جناب باقری حمیدی. آقای حسین اقبال من کاری به آنچه که occupy کنید اینجا رو اونجا رو ادعا می‌کنه ندارم. پرسش من اینه که اگه سرمایه‌داری نه، پس چی؟ قبول دارم که بین معیشت اکثریت انسان‌ها و گروه معدود سرمایه‌داران تفاوت فاحشی هست. شاید این تفاوت باید کمتر بشه چون واقعاً پایه‌ش طمع هستش. اما راستش وقتی برخی عکس‌های مربوط به این جنبش‌ها رو می‌بینم از خودم می‌پرسم الان اینا دغدغه‌شون دقیقاً چیه؟ انتظار دارن به آندازه‌ی آدم‌های باهوش‌تر اجتماعشون پول دربیارن؟ این آدما به طرز عجیبی بی‌خیال و راحت و ولنگار به نظر میان توی عکسا و فیلما. باور کنید! انگار اومدن پول مفت می‌خوان! مشکل من همینه وگرنه چه قدر خوبه این افراد واقعاً حق داشته باشن و برنامه‌هایی برای آینده توی ذهنشون باشه. کی از یه دنیای بهتر بدش میاد؟

حسین اقبال

دوست گرامی خوش حالم که در ادبیات شما تحول مثبتی ایجاد شد به نسبت کامنت های اولیه .اعتراض آن ها به انباشت ثروت و تکثیر فقر است. بحران های سرمایه داری خاستگاه این جنبش ها است وتوزیع عادلانه ثروت وامکان تحصیل برابر همان چیزی که جنابعالی به خاطر فقدان آن آدم های تهیدست را انگل نامیده بودید.اینکه آنها چه آلتر ناتیوی دارند از شعارهایشان مشخص است تعدیل ثروت و از میان برداشتن اختلاف طبقاتی .در قرن حاضر سخن گفتن از انسان های باهوش و بی هوش دیگر منصفانه نیست .در هرانسانی توانمندی هایی وجود دارد .آنها پرسشی را طرح کرده اند که با درآمد شان چگونه زندگی کنند. 8 ساعت کار درروز هدیه نظام سرمایه داری نبوده است بلکه حاصل مبارزات دوقرن طبقه کارگر بوده است .دولت رفاه گریز نظام سرمایه داری و عقب نشینی آن بود که امروزه باتعرض جدید سرمایه به دولت های رفاه و خصوصی کردن همه امور باز پس گرفته می شود و طبیعی است که آدم ها برای حفظ امتیازات خود دست به اعتراض بزنند.از شما به خاطر کامنت های انتقادی تان سپاس گزارم