آواز جغد

آوازِ جغد

جغد شگفت‌ترینِ پرندگان است. چشمانِ گردش، هراس‌انگیز است. در قیاس با دیدِ تمامِ پرندگان و جانوران، چشمانِ جغد یگانه‌ و بی‌همتاست. شاهین و عقاب چشمانی تیزبین دارند و از بلندایِ آسمان شکارِ خود را روی زمین تشخیص می‌دهند، اما در تاریکیِ قیرگونِ شبانگاهان نمی‌بینند. تنها جغد میتواند شکارِ تیره رنگِ خود را در تیرگیِ بوته‌های‌ِگیاهانِ به‌هم‌تنیده وکوتاهِ زمین تشخیص دهد. جغد سرورِ پرندگان است.

در فرهنگِ عوام، جغد را با شومیِ ویرانی یکسان می‌پندارند. چنین پنداری، مانند بسیاری از خیالاتِ عوام، بی‌پایه است. مردمِ عوام ویرانگریِ پندارِکوتاهِ خود را به هر پدیده‌ای نسبت‌می‌دهند که از درکش عاجز هستند. جغدِ عاشقِ زندگی است. هنگامی که مردم از زندگی در مکانی دست می‌کشند و آنجا را رها می‌کنند، جغد شب‌هنگام بر بلندترین برج یا دیوارِ مکانِ رهاشده می‌نشیند و از انسان‌ها گلایه می‌کند که آبادیِ دیگری.را نیز به‌دستِ ویرانگری سپردند. جغد آنقدر آواز می‌خواند تا انسانی، حتا به قصدِ تاراندنِ جغد، به‌مکانِ خلوت‌افتاده برگردد. جغد در آبادیِ رو به ویرانی می‌ماند. فریادِ پر از گلایه‌اش هنگامی فرو می‌نشیندکه دیگر امیدی به برپای‌ماندن آخرین دیوارِ ایستاده نیست. جغد ناشناخته‌ترینِ پرندگان است.

 جغد همواره در گوشه‌یِ دورافتاده و به دور از دیدرسِ مردم می‌نشیند و نگرانِ ناپایداریِ انسان‌ها بر‌یافته‌هایِ فکریِ فرهیختگان رنج می‌برد. جغد شاعرِ پرندگان است. جغد اگر توانِ نوشتن داشت، به‌یقین شعر می‌نوشت. جغد از گریزِ انسان از حقیقتِ دشواریِ رنج‌بردن و تن در دادن به آسان‌ترین روش ِ زندگی می‌نوشت. جغد می‌نوشت که انسان شیفتگیِ بی‌پایانی برایِ نزدیک‌شدن به مرکزِ قدرت دارد. جغد از رنج‌بردنِ انسان‌هایی‌تنها همچون خودش هم می‌نوشت. جغد داناترینِ پرندگان است.

من آن جغدی هستم که در بلندایِ ارکِ رو به ویرانی نشسته‌ام و سوگ‌نامه‌یِ ویرانیِ‌ اندیشه‌هایِ پدید‌آمده از رنجِ فرهیختگانِ روزگاران را می‌نویسم. نیک می‌دانم که موجِ روزآمد، با‌ هیاهوی سرسام‌آورِ خود امواجِ آوازِ مرا مدتی ناشنیده خواهد‌داشت، اما نیک هم می‌دانم که کسی برایِ تاراندنِ من به این سوی خواهد آمد و آنی وجودش سرشار ازآوازِ من خواهد شد. چشم به راهِ آن لحظه هستم و با این امید شادم که شاید آن کس تو باشی. جغد امیدوارترینِ پرندگان است.

/ 9 نظر / 26 بازدید
....

سسسسلام ممنون سر بزن[ماچ]

Mehdi. H

سلام استاد.امیدوارم توانایی درک اواز جغد را پیدا کنم . viva howlet

ali

you are wonderful,spacialy your style ,simple ,clear meaningful

مهسا

سلام استاد خیلی ممنون نوشته های شما مثل حرف هاتون تو کلاس بی نظیره؛ تنها کلاسی بود که من یک جلسه هم غیبت نکردم. من وقتی میام نت همیشه اول به وب شما سر میزنم. استاد من اون شعر هایی که تو کلاس گفتید رو نمی تونم پیدا کنم؛ حتی نمی تونم از اینترنت دانلود کنم. رمان کوری رو خوندم ولی دلم می خواد متن انگلیسی رو هم بخونم ولی نمی تونم پیدا کنم!

پرواز

آواز شما به گوش بيش از سي تن مي رسد هر روز؟ آن هم به گوش كه؟ كرممان كرده اند استاد. بي دست و پا. مي لوليم فقط. آنان كه دست دارند، پا دارند، تكان مي خورند، به ويراني كمر بر بسته اند. به گوش آنان برسانيد آوازتان را؛ شب هنگام كه بر بستر آرامششان خفته اند و در سر دارند آنچه از هراس خويش به شما جغدان نسبت مي دهند. خواب آنان را آشفته كنيد اگر مي توانيد. افسوس... گر چنين كنيد زندگي را فداي آوازتان كرده ايد. «جغد عاشق زندگي است» مي گوييد؟ ما كرم ها هم. كاري از پيش نخواهد رفت...

فراز

ای مرغ حق ، آواز حقیقت را بسرای تا جهان سرشار از دروغ پر شود از آوای تو...

داور سلیمی

جغدی که ما نوپایان اندیشه های زیبایش را می خوانیم و بسیار یاد گرفته از آن لذت می بریم سیمرغی است که قله های به یغما نرفته از دست چپاولگران اندیشه ی روزگاران را تصرف کرده و صدر نشین دوست داشتنی آن شده است. اگر این جغد امروز عاشق زندگی است مطمئن باشد که فردا بناهای سترگ ذهنی بلندی شکل خواهند گرفت که عاشق افکار ناب او باشند.

پرواز

رويدادها را دنبال مي كنم و به راستي نمي دانم. آرمان ارزشمندتر است يا زندگي؟ انساني مي ميرد، درد مي كشد، عمري ناقص مي شود. اين ديگر چه كابوسي است؟ او تمام فرصت هايش را در راه آرماني از كف داده. بدتر اين كه آيا آينده ي اين كشورهاي به پا خاسته، چيزي است مشابه آنچه كه ما هم اكنون پيرامون خود مي بينيم؟ يعني زندگي بر اساس جهل و خلافه ي مطلق؟ شايد من زيادي بدبينم باز. شايد دنيا ديگر همان دنياي پيشين نيست؛ كه جهان پر شده از بازتاب صداي مردمان، كه ديگر نمي تواني بگويي اين است و جز اين نيست. كاش چنين باشد... راستي چيست آن دست قدرتمندي كه ما را به نوشتن وامي دارد. و حتي مرا...! اميد باشد شايد. اميدي كه من گمان مي كنم سال ها پيش سر بريده ام.

پرواز

راستي ديديد حسني مبارك را در قفس؟