این شمالغرب کشور کجاست؟

این «شمالغرب‌کشور» کجاست؟

 

سرزمینِ ایران از روزگارانِ گذشته به منطقه‌هایِ کوچکی تقسیم شده است. اساسِ این تقسیم‌بندی‌ها از اول مسائلِ زبانی و قومی بوده است. هر منطقه‌یِ زبانی دارایِ جغرافیا و اقلیمِ یگانه‌ای نیز بوده‌است. یگانگیِ زبان، جغرافیا و اقلیم در هر منطقه باعث شده مردمِ ساکن در هریک از این منطقه‌ها از نظرِ ذهنیتِ‌تاریخی، نگرش‌به‌هستی، و حتا قیافه و خیال‌بافی از مردم مناطقِ دیگر متفاوت باشند. چنین تفاوتی باعثِ پدیدآمدنِ نام‌های مختلفی هم شده است. مناطق‌گوناگونِ ایران زمین با نام‌هایِ یگانه‌یِ خراسان، سیستان، بلوچستان، فارس، خوزستان، لرستان، ایلام، کردستان، آذربایجان، گیلان‌، مازندران‌، ترکمن‌صحرا، اصفهان و کویرِمرکزی شناخته می‌شوند. هر یک از این مناطق در گذرِ زمان، خود به واحدهایِ‌کوچکی تقسیم شده‌است. کویر به واحدهایِ کرمان، یزد و سمنان تقسیم شده است. برخوردِ مردمِ مناطقِ کویر و زاگرس در پارسِ مرکزِ ایران، منطقه‌یِ اصفهان را شکل داده است. این نام‌هایِ یگانه حاملِ زبان، تاریخ، فرهنگ و اقلیمِ گروهی از مردمِ ایران است. این نام‌ها هویتِ ملی و تاریخیِ واحدهایِ انسانی ساکن در ایران را وصف می‌کنند، پس در مطالعه‌یِ علمیِ جغرافیایِ انسانی نقشِ کمک‌کننده‌ای دارند.

از سویِ دیگر، در هر علمی از واژگانِ یگانه‌ای‌ استفاده می‌شود. این واژه‌هایِ قراردادی برایِ اندیشمندانِ آن علم شناخته‌شده هستند. نویسندگان به شکلِ یکسان از این واژه‌ها در ساختارهایِ زبانشناختیِ گزارش‌هایِ خود استفاده می‌کنند. تاحدزیادی، استفاده از واژگانِ قراردادیِ یک شاخه‌یِ علمی برایِ گزارشِ یافته‌هایِ شاخه‌یِ علمی دیگر باعثِ کژفهمی یا نفهمی می‌شود. چنین اصلِ پراهمیتِ زبانی سبب شده است در مقاله‌هایِ علمی نویسنده در پایینِ چکیده‌یِ گزارشِ خود، واژگانِ کلیدیِ استفاده شده را بنویسد. پس تردیدی نیست که استفاده از واژه‌هایِ قراردادیِ ‌اقلیم‌شناسی برایِ بیانِ پدیده‌هایِ جغرافیایِ طبیعی نامناسب است.

گزارشگرانِ هواشناسی ناچار هستند برایِ گزارشِ هوایِ سرزمینِ پهناورِ ایران، از واژه‌هایِ شمال، جنوب، مشرق، مغرب و فاصله‌یِ بین این جهت‌هایِ اصلی استفاده کنند. این جهت‌ها برایِ هواشناسان مناسب هستند زیرا با چنین کلی‌گویی احتمالِ نادرستِ بودنِ‌گزارش را درمحدوه‌یِ یک‌ منطقه‌یِ‌خاصِ کوچک در نظر می‌گیرند. استفاده از این واژگانِ‌هواشناسی برایِ نام‌بردنِ مناطقِ‌جغرافیاییِ‌کشور در شاخه‌یِ‌ جغرافیایِ‌طبیعی نادرست و پرسش‌برانگیز است.

از اوایلِ دهه‌ی‌ِ هفتادِ هجریِ‌خورشیدی، استفاده از واژه‌یِ شمالغرب‌کشور به جایِ آذربایجان در تلویزیونِ ایران، برخی‌ از نهادهایِ‌دولتی، چند ‌موسسه‌یِ‌خصوصی وتعدادی از مطبوعاتِ محلی رایج شد، درحالیکه قرینه‌ها‌یِ این‌واژه، یعنی شمالِ‌شرق، جنوبِ‌غرب و جنوبِ‌شرق بجای خراسان، خوزستان، و سیستان‌وبلوچستان هرگز استفاده نشد و نمی‌شود.  وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران در تعیین گستره‌یِ  پخش نشریه‌های محلی به جای آذربایجان از ترکیب «شمالغرب‌کشور» استفاده می کند. واژه‌یِ شمالغربِ‌کشور بطورِ‌مشخص به منطقه‌ای‌گفته می‌شودکه‌به‌شکلِ دقیق همان آذربایجان است. آذربایجان یک منطقه‌یِ جغرافیایی در محدوده‌یِ ایران است که به دلایل سیاسی به استان‌هایِ آذربایجان‌غربی، آذربایجان‌شرقی، اردبیل، زنجان، قزوین و همدان تقسیم شده است. معیارِ قرارگرفتنِ شهرها در درونِ آذربایجان، زبانِ یکسانِ مردمِ ساکن درآن‌ شهرها، یعنی ترکی است.

تغییرِ نامِ نواحیِ درونِ آذربایجان از آغاز پادشاهیِ رضاشاه (آبان 1303  - شهریور 1320) رایج‌شد. این تغییرنام‌ها همچنان ادامه یافت. در دهه‌یِ1370 نامِ آبادیِ کیوی (نزدیک خلخال) را به کوثر تبدیل‌کردند. امروزه برایِ نامگذاریِ مکان‌هایِ آذربایجان، از نام‌هایِ بیگانه با این منطقه و بیشتر عربی استفاده می‌کنند. در سالِ 1386، شورایِ نامگذاری‌استان نامِ قورو ‌گول را به‌نامِ‌بی‌معنیِ صدرا تغییر داد. این شورا هرگز نمی‌تواند بندِ10 شعرِ حیدربابایه‌سلامِ شهریار را هم عوض‌نماید (حیدربابا، قورو گولون قازلاری). این تغییرات بر نگرشِ سیاسی و غیرعلمی نادرستی اشاره دارند. تغییر نامِ آذربایجان به شمالغرب‌کشور  تنها به‌ آشفتگیِ ذهنیتِ‌تاریخی‌ِمردمِ ایران‌زمین از موقعیتِ مکان و در نتیجه مفهومِ زمان می‌انجامد وآشفتگیِ دریافت، پاسخ‌هایِ آشوب‌گرانه‌ای را برمی‌انگیزد.

آذربایجان نامِ جغرافیاییِ منطقه‌ای‌کوهستانی از ایران است که مردمِ ساکن در آن به زبانِ ترکی صحبت می‌کنند و به‌زبانِ پارسی هم بی‌نظیر می‌نویسند. نویسندگانِ بزرگِ‌آذربایجان در حوزه‌هایِ سفرنامه (زین‌العابدین‌مراغه‌ای)، تاریخ (احمد کسروی)، تفسیرِ‌قرآن (محمد‌حسین‌‌طباطبایی)، ادبیاتِ‌کودکان (صمد بهرنگی)، شعر (شهریار)، نمایشنامه و داستان (غلامحسین ساعدی)، نقدادبی (رضابراهنی) و هجو (کریمی‌مراغه‌ای) از قله‌هایِ این علوم در تاریخِ نوشتاریِ ایران هستند و در کتاب‌هایِ خود از این منطقه با نامِ آذربایجان یادکرده‌اند.

/ 7 نظر / 987 بازدید
مهدی

سلام استاد. به نکته ی جالبی اشاره کردید. ولی اذربایجان سر ایران است.

م

اعتصامی یادتان رفت!

عادل رفیعی

سلام استاد خوب دوره عاشقانه کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تبریز (ورودی بهمن 70) دوباره پیدایتان کردم و با عطش سطر سطر نوشته هایتان را خواندم. هنوز هم پر انرژی، خلاق و تازه تازه اید. آدرستان را به سید طاهر شریعت پناهی هم فرستادم. فکر کنم امروز میاد سراغتان! بسیار از شما آموخته ام. همواره سپاسگزارتان هستم.

طاهر شریعت پناهی

Oh! I smell some bitter politicism here, but all the same, it's sweet when you are saying it, Mr Baagheri! Will see me around. Love and peace Taher

سلام نگاه باریک بین شما من رو اول به وجد میاره سپس به تفکر وامیداره که هر 2 با ارزشن. ن.

حسن رحمانی

بیرسس دوشوب میلت بوتون اویانیب زنجیر کیمی بیر بیرینه دایانیب تورک میلتی اوز گوجونه اینانیب بیرجه ذره اراده سی چونمیوب بير لشماغين تونقالاري سونميوب بیر واجب و ارزیشلی موضونی اچمیسیز اذربایجان سیزین کیمی بویوک و دئیرلی اوغلونا گوونیر

حسن

براي گوينده اخبار ساده‌تر است بگويد شمالغرب تا اينكه نام چند استان فعلي را با هم ذكر كند. لطفا همه چيز را سياه و سفيد تفسير نكنيد.