زنده باد قانون، مرگ بر دیگری

دو نوع انسان، دو نوع نگرش

انسان‌ها پاک به دنیا می‌آیند و اغلب ناپاک از دنیا می‌روند. قراردادهای اخلاقی و زبانی جامعه، رفتار و گفتار انسان‌ها را شکل می‌دهد. قدرتِ قراردادها چنان زیاد است که تنها افراد اندکی توانایی رفتار و گفتار دگرگونه را در میان مردم پیدا می‌کنند و همواره دچار دشواری می‌شوند. مردم در کل پیرو معیارهای اخلاقی و فرهنگی جامعه‌یِ خود هستند. نگرش کلیِ افراد جامعه نسبت به رویدادها را قراردادهای اخلاقی جامعه تعیین می‌کند.

تماشای کشتار افراد و یا شنیدن خبر کشتار در کشورهای جهان سوم از روزمرگی‌های زندگی مردم است. مردم در عمل و فکر با کشتار انسان‌ها چنان خو می‌گیرند که از تماشایِ صحنه‌های هولناکی همچونِ اعدام افراد نیز لذت می‌برند. مرگ و کشتار بخشی از زندگی مردم درمانده در کشورهای جهان سوم است. انسانی که در سوریه‌، لیبی، یمن، افغانستان و کشورهای شبیه آنها زندگی می‌کند،  مرگ را همزاد زندگی خویش می‌پندارد. انسانی که در چنین کشورهایی زندگی می‌کند، شاهد بخاک و خون کشیده‌شدن انسان‌ها با گلوله‌های توپ و تانک حکومتی است که خود را خدایِ سرنوشت مردمی در داخل مرزهای قراردادی می‌داند. در سوریه و لیبی زندگی براستی از هم پاشیده است. حکومتِ خانواده‌یِ اسد بر سوریه چنان طولانی شده است که حاکمان خود را خداوندِ سرزمین سوریه می‌نامند و هر گونه اعتراضی در شهرهای سوریه را با گلوله خفه می‌کنند و در تلویزیون فریاد بر می‌آورند که اعتراض‌کنندگان خارجی، خائن و فتنه‌گر هستند. در لیبی نیز زندگی به هم ریخته است. یمن نیز در انتظار معجزه است. در این کشورها مرگ جان می‌گیرد و زندگی جان می‌بازد. مصر نیز هنوز در انتظار دگرگونی‌های غیرمنتظره است. چنین آشوبی نگرش مردم را نسبت به قانون، حقوقِ شهروندی و زندگی تعیین می‌کند.

روز یازدهم مرداد 1390 جلسه‌یِ دادگاهِ حسنی مبارک از چندین شبکه‌ی تلویزیون جهان مستقیم پخش می‌شد. گزارشگر خبر تلویزیون ایران در ساعت دو نیمروز در گزارش خبری با چند فرد مصری مصاحبه کرد. این افراد به عربی صحبت می‌کردند. لحن گفتارشان مانند سیمایشان خشن بود. گزارشگر گفت که می‌گویند: «حسنی مبارک باید اعدام شود.»

درست همان روز در خبر شبکه‌یِ بین‌المللی الجزیره گزارشی همانند آن صحنه پخش می‌شد. گزارشگر انگلیسی زبان از خانمی نروژی که فرزندش تازه بخاک سپرده شده بود، پرسید که باید با قاتل چه بکنند. خانمِ سوگوار نروژی با چشمانی اشکبار پاسخ داد: «من حقوق نخوانده‌ام، دادگاه تصمیم خواهد گرفت.»

این دو نوع نگرش نسبت به یک نوع رویداد، انسان را به اندیشه‌ای تراژیک وادار می‌کند.  فرد مصری بدون هیچ‌گونه آگاهی از حقوق و روند دادگاه، خود می‌تواند حکم صادر کند. چنین روشی در صدور حکم در جهان سوم بسیار رایج است و مردم بسادگی خواهان مرگ برای هزاران نفر می‌شوند.  انسان نروژی هم یاد گرفته است که هر کس اجازه‌یِ صدور هر گونه حکمی را ندارد. برای یک انسان مجرم تنها دادگاه حکم صادر می‌کند.

امید دارم این نگرش سبب نشود گروهی فکر کنند با حسنی مبارک همدردی می‌کنم. من فکر می‌کنم حسنی مبارک سزاوار دراز کشیدن در قفسِ فلزی بود و من آن صحنه را سرنوشت تمام حاکمان مستبد می‌دانم.  یقین دارم که اگر در کشوری استبداد زده، حاکم در واقعیت هم مانند حسنی مبارک دادگاهی نشود، در ذهنِ انسان‌ها و در تاریخ هزاران بار دادگاهی خواهد شد. به گمانِ من، حاکمیت استبداد در کشوری، مردم را به داشتن چنانِ نگرش‌های جنایت‌کارانه‌ای وادار می‌کند. 

آزادی، درک انسانی و احترام به انسان هنگامی در جوامع بشری رایج و حاکم خواهد شد که مردم دچار دگرگونی بنیادین بشوند. بدون گسترشِ آگاهی در میان مردم، حرکت‌های اجتماعی مردم نمی‌توانند به سرانجامی برسند که سبب حاکمیت مفهوم عدالت و آزادی بیان و رهایی از خرافات بشوند. درست بر پایه‌یِ همین گمان، نسبت به آینده‌یِ مصر، سوریه، یمن، لیبی و بسیاری از کشورهایِ منتظر حادثه بسیار نگران هستم. 

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
پرواز

نگراني تان بي مورد نيست جناب باقري حميدي. نمي دانم شما اين داستان را شنيده ايد يا نه. داستان مردمي كه حنجره ي اقليت شايسته را زير پا لگدمال كردند و به سر به سوي نالايقان شتافتند تا سرنوشت خود را همچون گوشت گرم قرباني به دست آنان بسپارند... نالايقان چه حريص شدند و چه سنگين...حنجره هاي لگدمال شده تنها مي خواستند همين را بگويند. افسوس كه صدايشان در ميان هياهوي شورانگيز مردمان گم شد. سرنوشت ما آدم ها چه آسان دگرگون مي شود. چه تن ها كه نمي شكافيم براي بدبختي. شايد بايد ذهن خود را بشكافيم. آن گاه كه قرباني، ظالم را قرباني ظلم برابر نمي كند، مردم رو ترش مي كنند؛ كه بايد تكه تكه مي شد او تا «عدالت» اجرا شود. غافل از آن كه عدالتي وجود ندارد. به ما دزد زده چون دزد پروريم. دزد اگر نمي پرورديم، خانه ي همسايه را دزد نمي زد كه نگران خانه ي خودمان هم باشيم. همين امروز هم اگر به پا خيزند مردمي، يا بايد خود بينديشند، يا كه به گفتار انديشمندان گوش نهند. كاش نمي دويديم آن هم به سر و شوريده وش!

صالح یاوری

سلام اقای حمیدی وجود نگرانی در مورد این کشورها با وجود سرنگونی دیکتاتورها یشان نشات گرفته از این فکر هست که ما جهان سومی ها برای اداره امر هیچ برنامه ای نداریم و فقط در پی برانداختن هستیم بدون این که به فکر این باشیم که خوب امدیم دیکتاتوری را فراری دادیم بعد این می خواهیم چگونه اداره کنیم به همین دلیل است که در کشورهای جهان سومی دیکتاتورها همیشه بازتولید می شونند

صالح یاوری

می خواستم در مورد نظری که درباره "عدالت" دوستی به نام "پرواز" نوشتن بگم که "عدالت" وجود داره اما ماها اول باید عدالت رو در بین خودمون در ارتباط با ههدیگه توی اجتماع اجرا کنیم بعد اجرای اون رو از حکومت انتظار داشته باشیم"چون هر حکومتی عصاره ی کل افراد یک اجتماست و تا وقتی به راحتی به حقوق همدیگه تجاوز می کنیم نمی شه از کسی انتظاره دیگه ای داشت دوست عزیز